رهگذرانِ خیابان ما


مرضیه شاه بزاز


• در خیابانِ ما سه زن خانه دارند   
هر سه، ساعت پنج از خانه به در می زنند
اولی، بر پاشنه ی ساییده ی کفشش، پاهایش مدام می لرزند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۴ ارديبهشت ۱٣۹۵ -  ۲٣ آوريل ۲۰۱۶


 در خیابانِ ما سه زن خانه دارند   
هر سه، ساعت پنج از خانه به در می زنند
اولی، بر پاشنه ی ساییده ی کفشش، پاهایش مدام می لرزند
نگاهش نگران،
سنگها را بر کف خیابان فرش می کند      
و در پیچِ کوچه ی بن بست، گم می شود
دیگری، هر صبح
با پودر، چالِ چهار انگشت بر گونه هایش را پُر می کند
و با نیم چکمه های ناموزونش
خیابان را راست و ریست می کند
بر سربالایی که راه می افتد
نفسش می بُرد و میان راه می نشیند
خیابان، بی اعتنا از کنارش رد می شود و روز را ادامه می دهد
آخری،
می آید و خیابان را قُرُق می کند
دو ندیمِ وفادار،
یکی، ردایش بلند
دیگری، پنج ستاره بر سینه
دامن بلندش را، بر فراز سنگفرش به پرواز در می آرند
و او با هیاهو
خیابان را له می کند و می گذرد.

آتلانتا، فروردین ۱۳۹۵
Divanpress.com