آقای خراسانی و حقایق تاریخی


ا. مانا


• متاسفم از این که یک هموطن ایرانی به چنین استدلالاتِ سستی بیاویزد که اگر روشنفکران کرد آنچنان بودند که آقای خراسانی می پسندد، کارخانه های اسلحه سازی در کارشان تجدید نظر می نمودند! صلح طلبی گاندی ها و ماندلاها توانست اسلحه سازان را به تجدید نظر در خطوط تولیدشان وادارد که کردها بتوانند؟ برادر من، فقط برای محالفت با عده ای که بهر دلیل دوست نمی دارید که نباید چنین ادعاهایی را نشر داد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۴ فروردين ۱٣۹۵ -  ۲٣ مارس ۲۰۱۶


جناب آقای بهرام خراسانی در جواب نوشتهٔ اینجانب مطالبی را در نوشتهٔ دوم شان قید می فرمایند که شایستهٔ توجه است. گرچه بهتر بود این بحث به درازا نکشد، ولی در این نوشته مطالبی هست که نباید بی جواب بماند. از آنجا که ایشان از لحن نوشتهٔ من اظهار رضایت فرموده بودند، بهتر است نقد نوشتهٔ ایشان از من باشد که سعی خواهم نمود حتی محترمانه تر از اولین نوشته ام باشد.

در آغاز بگویم که ملیتهای دیگر می توانند از ما کردها خوششان نیاید. می توانند با افکار و اهداف ما مخالف باشند و علیه آنها بنویسند. آنچه نباید اتفاق افتد وارونه جلوه دادن حقایقی است که بر کسی پوشیده نیست. این کاری است نادرست که امیدوارم آقای خراسانی - در صورتی که توضیحاتِ این نوشته برایشان قانع کننده بود - با دقت بیشتری مطالب بعدی خود را مرقوم فرمایند. نمی گویم با کردها موافقت نمایند یا کارهای آنانرا تأیید فرمایند، فقط حقایق را آنگونه که هستند بنمایانند.

جناب خراسانی در قسمت ۳ نوشته اشان فرموده اند که: «اکنون میگویم که اگر در عراق و سوریه جنگی رخ نداده بود و روشنفکران کرد مردمشان را به همزیستی با دیگر مردمان همسایه تشویق میکردند و در همان رادیوهای و تلویزیونهای بی بی سی و آمریکا به جای کوبیدن بر طبل جنگ، ساز آشتی می‌نواختند و این کار جهانگیر میشد، آنگاه شاید کارخانه های ساخت جنگ افزار نیز تغییر شغل میدادند و برای کودکان و بزرگسالان، رخت شادی میدوختند و اسباب بازی میساختند.»
ذکر نکاتی در مورد این بخش از نوشتهٔ ایشان ضروری است.

۱ - ایشان نمی فرمایند جنگهای عراق و سوریه چگونه آغاز شد. نقش جنگ عراق علیه ایران و کویت و باز نمودن پای خارجی ها به خلیج فارس در این نوشته شایسته ذکر نبوده اند و سرآغاز مصیبتهای منطقه قلمداد نگردیده اند. حداقل جنگ کویت، که بعد از هشدارهای جدی غربیها به صدام در مورد تخلیهٔ خاک کویت که با امتناع صدام بهانهٔ حملهٔ اول آمریکا و هم پیمانانش به عراق را فراهم آورد مسئله ای نیست که اهمیت آن از فلان موضعگیری آقایان بارزانی و طالبانی کمتر بوده باشد. در تحریمهای متعاقب همین جنگ بود که بیش از نیم میلیون کودک عراقی از بی غذایی و کمبود دارو جان باختند. نقش قدرتهای امپریالیستی که با تحمیل این تحریمها به مردم عراق شریک صدام در این جنایتها گردیدند شایان ذکر و بازگویی نبوده اند.

۲- ایشان می فرمایند که اگر روشنفکران کرد مردمشان را به همزیستی با دیگر همسایگان تشویق می کردند و... به جای کوبیدن بر طبل جنگِ ساز آشتی می نواختند… امیدوارم که علت این خلافگویی فراموش نمودن سیر وقایع بوده باشد چون پس از حمله اول آمریکا به عراق و اعلام منطقهٔ پرواز ممنوع، جنگی بین صدام و کردها در نگرفت. پس از جنگ اول کردها در عمل ادارهٔ منطقهٔ خود را در دست داشتند و صدام در موقعیتی نبود که به آنها حمله نماید. کردها هم هرگز توان آنرا نداشته اند که ارتش بعث را در مناطق عرب نشین مورد حمله قرار داده باشند.

۳- اگر وقایع پس از حملهٔ اول آمریکا به عراق بعلت سپری شدن زمان قابل توجهی از یادها رفته باشد، آقای خراسانی باید نیک بدانند که پس از سقوط صدام، کردها نه تنها دعوت به جنگ ننموده اند که بخشی از پروسهٔ سیاسی در عراق بوده و در انتخابهای متعدد در ائتلاف با حاکمان بغداد در مجلس و دولت عراق شرکت داشته اند. رئیس جمهور عراق از زمان سقوط حزب بعث از میان کردهای عراق انتخاب شده است. کسی به یاد ندارد که کردها در این مدت دعوت به جنگ با دولت مرکزی نموده باشند. این بدان معنا نیست که در همهٔ این مدت اشتباهی از رهبری کردها سر نزده است. بحث بر سر ادعای آقای خراسانی در مورد دعوت روشنفکران کرد (و نه رهبران کرد!) به جنگ با همسایگان است. نمی خواهم به آقای خراسانی اسائهٔ ادب نموده باشم، ولی این ادعای ایشان صد در صد خلاف واقع است.

۴- بدتر از مورد عراق تحریف وقایع در کردستان سوریه است. با آغاز ناآرامی ها و عقب نشینی ارتش بعث از کردستان سوریه، منطقه خلاء قدرتی را تجربه نمود که سابقه نداشت. کردها در کانتون ها و برای حفاظت از خود سازمان یافتند. نمی توان قبول نمود که آقای خراسانی هیچگاه نقشه سوریهٔ تقسیم شده به مناطق نفوذ بین بازیگران فعلی اوضاع سوریه را ندیده باشند. ایشان نمی توانند از این امر بی خبر باشند که حتی سه کانتون کردها برای مدتها فاقد راه ارتباطی و تماس واقعی بودند. داعش بلافاصله پس از عقب نشینی ارتش بعث نواحی گسترده ای را بین کوبانی و دیگر کانتون های غربی اشغال نمود. آقای خراسانی توضیح نمی دهند که کردهای محاصره شده چگونه باید با دیگران تماس برقرار نموده و با آنها متحد می شدند. بدتر آنکه ایشان نمی گویند که تا مقطع حملهٔ داعش به کوبانی، کردها تقریباً درگیر جنگهای داخلی سوریه نبودند. کردهای سوریه از زمان حملهٔ داعش به کوبانی به بازیگرانی فعال در صحنهٔ جنگ سوریه تبدیل شدند. ظاهراً ایشان خشنود نیستند که بمب کوبانی - به گفتهٔ ایشان - زیادی سر و صدا کرد و دختران جنگجو را با کودکان سرباز یکسان دانسته اند. ظاهراً از نظر ایشان هم بانوان نباید در کارهای مردانه دخالت نمایند. به این دوست محترم باید گفت که شما می توانید و حق دارید از کردها متنفر باشید، از آنها خوشتان نیاید، بخواهید سر به تنشان نباشد ولی نمی توانید حقایق تاریخی را چنین وارونه جلوه دهید.

۵- ایشان می فرمایند اگر روشنفکران کرد در عراق و سوریه دعوت به جنگ نکرده بودند، این کار جهانشمول می شد و کارخانه های اسلحه سازی به تولیدی پوشاک و اسباب بازی تبدیل می شدند. واقعاً آقای خراسانی؟ قلم قاصر می ماند که جواب این ادعای شما را چگونه بدهد. از روشنفکران کرد دل پری دارید بجای خود، ولی من یکی که عاجزم از اینکه چنین ادعایی را حمل بر چه چیزی بنمایم.

۶- جناب خراسانی عزیز - نه من و نه دیگر کردها از اینکه آنان را ملت نمی دانید و برایشان آینده ای متصور نیستید از شما نمی رنجند. ولی همهٔ ما متأسف هستیم از اینکه هموطنی ایرانی برای اثبات ذهنیات خود - به وارونه جلوه دادن حقایق مسلم روی آورد و به چنین استدلالاتِ سستی بیاویزد که اگر روشنفکران کرد آنچنان بودند که آقای خراسانی می پسندد، کارخانه های اسلحه سازی در کارشان تجدید نظر می نمودند! صلح طلبی گاندی ها و ماندلاها توانست اسلحه سازان را به تجدید نظر در خطوط تولیدشان وادارد که کردها بتوانند! برادر من، فقط برای محالفت با عده ای که بهر دلیل دوست نمی دارید که نباید چنین ادعاهایی را نشر داد.