جنبش مدنی در بین مردم عرب خوزستان


عماد صقر


• حکومت تمامیت خواه با تعطیل فعالیت موسسات مدنی واحزاب قانونی راه را در برابر خشونت و برخوردهای قومی در خوزستان هموارمی کند چرا که به خوبی می داند که درعرصه های مدنی و دموکراتیک بازنده خواهد شد اما امکانات برخورد با منش مسلحانه را همیشه در چنته دارد تا بدین شکل همه معترضان قومی را یکجا سرکوب کند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۲۵ آذر ۱٣٨۵ -  ۱۶ دسامبر ۲۰۰۶


با نزدیک شدن انتخابات شوراهای شهر و روستا قوه قضائیه با صدور اطلاعیه ای فعالیت حزب الوفاق در اهواز را ممنوع اعلام   کرد واز شهروندان خواست تا با ارسال گزارشهایی در مورد فعالیت اعضا و منتسبین الوفاق برای برخورد با این حزب همکاری کنند.
درواقع منع فعالیت این تشکل   تیر سرکشی است که جمهوری اسلامی  برای به حاشیه راندن مردم عرب ازعرصه فعالیتهای قانونی از کمان رها کرد تا راه را برای فعالیتهای زیرزمینی و خشونت آمیز هموار سازد.
تشکیل حزب الوفاق و فعالیت مدنی آن در خوزستان تجربه تاریخی جدیدی است که واکاوی چگونگی تشکیل آن می تواند دلایل منع فعالیت این نهاد مدنی را روشن سازد.
درواقع حزب الوفاق یا همان لجنه الوفاق دراواسط سال ۷۶ و قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران توسط   روشنفکران عرب در اهواز بر سر زبانها افتاد و اندیشه تاسیس �چنین تشکلی در جلسات متعددی که در منازل فعالان قومی برگزار می شد مطرح شد.
درتحلیل این روشنفکران مردم عرب خوزستان با سه عنصر مهمی روبه رو هستند که بنا به شرایط تاریخی به عوامل بازدارنده ای فرا راه خواسته های قومی تبدیل شده اند، این سه عامل از نظر آنها حکومت، دین و قبیله �گرایی است.
در این راستا این روشنفکران تلاش کردند تا عملکرد حکومتهای گذشته را نقد کنند، چرا که از دیدگاه آنها همه این حکومتها بر اساس گفتمان یک ن‍ژاد،   یک فرهنگ، یک ملت در کشور حکم رانده وآثار این عملکرد به شکل ستم های  فرهنگی، اقتصادی و سیاسی درجامعه عرب خوزستان نمود پیدا کرده  است.
آنها تلاش کردند تا حلقه وصلی بین خود و روشنفکران سایر قومیتها   بوجود آورند و به   نقد حکومتهای گذشته بپردازند، در واقع آنها اصرار می ورزیدند که رسیدن به خواسته های قومی و کنکاش مساله ملی در حال حاضر جز با   نقد منصفانه و تعامل مدنی و دو جانبه   بین روشنفکران عرب و غیرعرب بدست نمی آید.
در حوزه دین هم طرفدارن گفتمان الوفاقی اعتقاد داشتند که این عنصر تاثیر بسزایی در آینده و سرنوشت مردم عرب خوزستان دارد. آنها می گفتند که مردم عرب خوزستان شیعه مذهب بوده واز دوره صفویه به دنبال رسمی شدن تشیع در کشور در مذهب انها مفاهیم جدیدی که ریشه در فرهنگ� غیرعربی دارد وارد شده و نوعی درهم ریختگی بنیادی در مسائل دینی بوجود اورده بنا بر این یکی ازمسائل عمده را پاکسازی مذهب تشیع از انحرافات و خرافات رایج می دانستند ضمن اینکه اعلام می کردند که خوزستان از جایگاه های مهم تشیع بود.
روشنفکران عرب اعتقاد داشتند که نمی توان اعتقاد مردم را تغییر و یا انکار کرد ولی می توان در جهت اصلاح تعالیم مذهبی برای بازگشایی افقهای جدیدی تلاش نمود تا جنبش روشنفکری خود را همراه با مفاهیم جدید حاکم بر زندگی مدرن و روزمره هماهنگ� سازد.
در مورد قبیله گرایی نیز موسسان حزب الوفاق اعتقاد داشتند که بافت قبیله ای موجود در خوزستان یکی ازعقبه های مشکل ساز برای �پیشبرد فعالیتهای مدنی در خوزستان است.
در واقع بافت قبیله ای و تلاش افراد قبیله برای ایجاد کمربند امنیتی در برابر حاکمیت و قبائل دیگر و همچنین قومیتهای ساکن در خوزستان لایه های د�ند�انه ای را در جامعه عرب خوزستان بوجود آورده که �سست و جدایی این لایه ها برای وحدت قومی و تلاش برای نقد مشکلات ناشی از قبلیه گرایی ضروری است. از نظر آنها تشکیل موسسات مدنی و نقد سنتهای گذشته می تواند به پشت سر گذاشتن این مشکل کمک کند تا در سایه هم�رایی همه مردم تحت نام قومیت و یا ملت و یا خلق عرب ایران برای دستیابی به حقوق قومی خود تلاش کنند چرا که همه �چهار ویژ�گی ملت یا خلق یعنی اشتراک تاریخی و فرهنگی وزبانی و جغرافیایی بر مردم عرب خوزستان صدق می کند.
بر پایه چنین شالوده فکری لجنه الوفاق دراهواز بوجود آمد و فعالیت رسمی خود را همزمان با انتخابات مجلس ششم با صدور مانیفست ۲٣ بندی آغاز کرد.
عمده بندهای مانیفست الوفاق بر موارد ذیل تاکید داشت:
احیای هویت قومی، رفع تبعیض قومی واقتصادی وفرهنگی، همکاری با احزاب پیشرو وهم�رایی با سایر قومیتها در ایران برای حل مساله ملی، اجرای قوانین معطل قانون اساسی بخصوص اصل ۱۵ مبنی بر تدریس زبان مادری قومیتها در مدارس و دانشگاهها، مشارکت فعال نیروهای نخبه سیاسی در�سمت ها و مسولیتهای سیاسی، اقتصادی وفرهنگی، مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی ناشی از رسوبات قبیله ای در جامعه عرب خوزستان، تاکید بر منزلت زن و مشارکت زنان درامور سیاسی واجتماعی، ترغیب به تشکیل نهادهای مدنی یا ( ngo )ها.
 لجنه الوفاق پس از انتشار مانیفست خود به رایزنی با کاندیداتورای عرب برای راهیابی به مجلس ششم از حوزه اهواز پرداخته و پس از برگزاری جلسات متعددی سرانجام سه داوطلب به نامهای: جاسم شدیدزاده، سعید نبی زاده وسعید ال کثیر را برای انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی معرفی کرد که ازبین آنها فقط جاسم شدیدزاده موفق شد به دور بعد انتخابات راه یابد.
در مرحله دوم لجنه الوفاق به رایزنی با جبهه مشارکت پرداخت و سعی نمود با این تشکل که در مرحله اول عمده کرسی های مجلس را به خود اختصاص داده بود لیست مشترکی ارائه دهد و بدین ترتیب شدیدزاده در لیست جبهه مشارکت قرار گرفت، اما دراین سو و در بین فعالان لجنه الوفاق اختلاف نظر بوجود آمد، عده ای خواهان حمایت از لیست مشترک با جبهه مشارکت بودند وعده ای به دنبال معرفی لیست سه نفره حاوی کاندید حزب به همراه دوکاندید عرب دیگر یعنی سید احمد موسوی (معاون کنونی احمدی نژاد) و ناصر سودانی (راه یافته کنونی مجلس هفتم) بودند. اما طیف عمده این حزب جاسم شدیدزاده را معرفی نموده و به حمایت از اصلاح طلبان تاکید کردند. درواقع این گروه اعتقاد داشتند که دیدگاههای اصلاح طلبان در مورد مساله ملی و مطالبات قومی کاملا شفاف و روشن نیست، بدین جهت در حال حاضر نمی توان با انها کاملا تعامل و رابطه همکاری برقرارکرد، ولی بطور کلی شعارهای انتخاباتی اصلاح طلبان را تایید می کردند.
بدین ترتیب در شهراهواز برای اولین بار ۲   کاندید فارس در کنار یک کاندید عرب به مجلس ششم راه یافتند واین درحالی است که در دوره های قبلی همه کاندیدها و یا حداقل دو نفراز آنها عرب بودند، روشنفکران عرب این رویداد را بیان همراهی آنها با جریان اصلاح طلبی و انتخاب منش دموکراتیک برای رسیدن به خواسته های مدنی قلمداد می کردند.
پس از راهیابی شدیدزاده به مجلس، فعالیت این حزب وارد فاز جدیدی شد واز انجا که این تشکل یک سر آنرا تندروها و یک سر آنرا محافظه کاران تشکیل می دادند، ضرورت ایجاد مرزبندی های جدید نمایان شد. ازاین رو حزب الوفاق با تشکیل کنگره اول اعضای شورای مرکزی و دبیرکل این تشکل را انتخاب  کرد و پس از تدوین اساسنامه در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، درخواست فعالیت رسمی خود را به کمسیون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشورارائه کرد که پس از فراز و نشیب های فراوان و تا اعلام ممنوعیت فعالیت این حزب دراوایل نوامبر ۲۰۰۶ نتوانست مجوز رسمی کسب کند. اما از انجا که اصل ۲۶ قانون اساسی برای فعالیت احزاب کسب مجوز را مشروط نمی داند بنابر این این حزب به فعالیت خود ادامه داد.
اما این تشکل در انتخابات شورای شهر و روستای دوم درسال ۱٣٨۱ با مجوز موقت کمسیون ماده ۱۰ احزاب تحت عنوان /حزب وفاق اسلامی / در انتخابات شرکت کرد که همه کرسی های شورای شهراهواز را به خود اختصاص داد.
عمده فعالیتهای این حزب پس ازراهیابی دبیرکل آن   به مجلس شورای اسلامی و پیروزی در انتخابات شوراها بر انتقال مطالبات مردم خوزستان به مراکز تصمیم �گیری و پژوهشی در سطح کشوردر قالب تحلیل، بولتن وداده های آماری بود.
در این راستا دبیرکل الوفاق که مانیفست حزب را قبول کرده بود با طرح مشکلات عمده مردم عرب خوزستان در مجلس شورای اسلامی از جمله مصادره زمینها توسط نهادهای حکومتی از قبیل طرح توسعه نیشکر که به موجب ان بیش از ۱۲۴ هزار هکتار از زمینهای حاصلخیز مردم عرب خوزستان در دو کرانه کارون مصادره شد همچنین زمینهایی که توسط ارتش و سپاه و اداره شیلات مصادره شد، سعی نمود تا عملکرد حکومت برای پاکسازی قومی در خوزستان را به چالش بکشد.
همچنِین این حزب خواستار مشارکت فعال نخبگان عرب در پست های اجرایی وفرهنگی واجرای ماده ۱۵ قانون اساسی مبنی بر تدریس زبان مادری درهمه سطوح تحصیلی شد.
الوفاق همچنین موفق به تاسیس مراکز فرهنگی درنقاط مختلف عرب نشین شد که این مراکز بیشتر در زمینه فعالیتهای فرهنگی ازقبیل تدریس زبان عربی، برگزاری کلاسهای کمک اموزشی برای دانش اموزان بی بضاعت وهمچنین کلاسهای موسیقی عربی وتاتر فعالیت می کردند.
همه این مراکز در دوره اصلاحات با کسب مجوز از سازمان ملی جوانان بطور رسمی و قانونی فعالیت کردند.
مهترین عنصری که در فعالیتهای این حزب نمود داشت تاکید برهویت عربی و رفع غبارهای فرهنگی وتاریخی از تارک این مردم بود، دراین راستا بازنگری در تاریخ   یکصد ساله اخیرایران و همچنین تاریخ ۵۰۰ ساله منطقه خوزستان بین روشنفکران و نسل تحصیلکرده اهمیت بسزایی یافت  تا اینکه عناصری که باعث تشویش هویت قومی مردم عرب شدند هم�چون تاثیرات منفی در زبان، فرهنگ، ادبیات ورفتارهای اجتماعی نقد شود و راهکارهای مناسبی برای برون رفت از انها مطرح شود.
هم�چنین الوفاق سعی فراوانی برای برگزاری باشکوه اعیاد ملی و مذهبی مردم عرب از جمله عید فطر و قربان نمود که عمده ترین این جشنها موسوم به / المعایده الکبری/ یا عید دیدنی بزرگ�  با اقبال وسیعی از جانب مردم روبه رو بود ولی طی دوسال گذشته به دلیل حوادث خونبار خوزستان و حاکم شدن جو امنیتی برگزاری این جشن ممنوع شد بطوریکه در عید فطر امسال امیرحیات مقدم استاندار خوزستان رسما به شورای شهر اعلام کرد از نصب هر�گونه پلاکارد عربی به   مناسبت عید فطر و برگزاری جشن خودداری نمایند.
مهمترین پیروزی انتخاباتی حزب الوفاق راهیابی لیست پیشنهادی این حزب به شورای شهر اهوازبود که با شعار /عدالت، آزادی، هم�رایی / وارد انتخابات شد. قبل ازدستیابی عربها به شورای شهر اهواز حتی یک نفر عرب در سطح مدیریت شهردادری اهواز نبود ولی امروز شهردار و دومعاون واز ۱٣ سازمان مربوطه ۵ سازمان ان در دست مسولان عرب است.
درانتخابات شورای شهر گذشته الوفاق با قراردادن یک فارس زبان در لیست خود سعی نمود در این انتخابات فضائی دموکراتیک بوجود آورد ولی به دلیل عملکرد جبهه مشارکت وراست�گرایان که لیستهای انتخاباتی انها در اهواز کاملا به فارس زبانها اختصاص یافت مردم عرب خوزستان از خود عکس العمل نشان داده وهمین یک کاندید فارس در لیست الوفاق را نیز به صورت خودجوش در صندوقهای انتخاباتی حذف نموده و به او رای ندادند و بدین ترتیب همه ۹ عضواصلی و یک عضوعلی البدل از میان عربهای خوزستان به شورای شهر راه یافتند.
قابل ذکراست که در انتخابات پیش رو همه ۹ عضو شورای شهراهواز رد صلاحیت شدند.
در انتخابات دوره هشتم ریاست جمهوری الوفاق از محمد خاتمی حمایت کرد و در این انتخابات خاتمی دراستان خوزستان بالاترین آرا را نسبت به بقیه حوزه های انتخاباتی کشورکسب کرد واین درحالی است که در این دوره علی شمخانی از کاندیدهای عرب تبار نیز برای دستیابی به پست ریاست جمهوری داوطلب شده بود ولی مردم خوزستان با نسبت ٨٣ درصد بیشترین اراء را به خاتمی دادند.
در سال ٨۲ به دنبال برخورد شدید وخشن نیروای انتظامی با مراکز خدمات کامپیوتری در محلات عرب نشین اهواز به بهانه توزیع سی دی های غیرمجاز درگیری های شدیدی بین پلیس ومردم عرب رخ داد که دراین رویداد ۴۰۰ نفردست�گیرشدند.
دبیرکل الوفاق با سخنرانی در مجلس شورای اسلامی و انتقاد شدید از عملکرد دادستان و نیروی انتظامی خوزستان خواستارازادی همه دستگیرشد�ان عرب شد ودر �ایان با رایزنی های �سترده همه دستگیرشدگان ازاد شدند.
درسال ۱٣٨۲ حزب الوفاق شاهد دودستگی بین فعالان این تشکل گردید. گروهی از آنها خواستار تبعیت و تعامل با جبهه مشارکت بودند و گروهی بر استقلال این حزب تاکید داشتند. سرانجام گروه اول را ه خود را ازحزب جدا کرده وتشکل /الآفاق/ را بوجود آوردند. دران زمان کمسیون ماده ۱۰ احزاب همچنان پاسخی به فعالیت رسمی الوفاق نداده واز آن تاریخ فعالیت حزب عملا به حالت تعلیق درآمد ولی گفتمان الوفاقی به عنوان جنبش هویت طلبانه بدون تشکیلات رسمی به راه خود ادامه داد.
با تشدید نگاه امنیتی دراستان خوزستان و برخورد با فعالان قومی به بهانه های مختلف فشارها برتوده های مردم افزایش یافت وهمزمان با انتشارنامه منسوب به محمدعلی ابطحی رئیس دفتر ریاست جمهوری این استان در حالت غلیان وصف ناپذیری بسر برد.
بعد ازانتشار نامه �چند بندی مبنی بر تغییر ترکیب جمعیتی خوزستان جهت کاهش نسبت عربها در مقایسه با دیگر قومیتهای ساکن استان وحذف نام شهرها و روستاها و نشان های دال بر وجود مردم عرب در خوزستان دولت هیچگونه واکنشی برای رد و یا تایید این نامه از خود نشان نداد تا اینکه عده ای از جوانان عرب با برپایی راه پیمایی سعی داشتند خود را به مرکز شهر رسانده ودر مقابل استانداری خوزستان تجمع اعتراضی بر�پا کنند که با برخورد شدید نیروی انتظامی در۱۵ اوریل ۲۰۰۵ این   اعتراضها وارد فاز جدیدی شد.
به دنبال درگیریهای اهواز همه شهرهای عرب نشین درخوزستان شاهد راه�پیمایی های اعتراضی ودر�گیریهای خونباری بین نیروهای امنیتی ومردم شد.
همچنین این استان شاهد انفجارهای متعددی درمراکز دولتی از جمله فرمانداری اهواز، سازمان مدیریت و برنامه ریزی، اداره مسکن و شهرسازی، اداره منابع طبیعی، شعبه مرکزی بانک سامان، فرمانداری ابادان، فرمانداری دزفول وهم�چنین انفجار در لوله های انتقال نفت و بازار نادری اهواز شد که طبق اظهارات مسولان قضایی همه عاملان این بمب گذاریها دستگیرشده و محاکمه انها پایان یافته است.
چندی پیش اعترافات این متهمان از سیمای خوزستان پخش شد ولی اجرای حکم اعدام ۱۰ نفر از انها در ملا عام   به حالت تعلیق در امد .
بنظرمی رسد اجرای این حکم همزمان با انتخابات شوراها و مجلس خبرگان با هدف کاهش مشارکت مردم عرب خوزستان انجام می شود.
نیروهای امنیتی بعد ازحوادث ۱۵ آوریل ۲۰۰۵ برای فرونشاندن خشم مردم عرب خوزستان در برابر سیاستهای عرب ستیزانه سیاستهای مختلفی را در دستور کار قرار دادند ازجمله اینکه همه مسولان امنیتی در خوزستان بشکل دیکته وار درکنفرانسهای خبری اعلام کردند که عده ای وهابی مسلک در خوزستان تلاش می کنند تا با اعتقادات مردم مبارزه کرده و انفجارهایی که در مناطق مختلف خوزستان به وقوع پیوست توسط این تندروهای قسم خورده انجام شده است.
انها با این سیاست دوهدف داخلی وخارجی را �پیگیری می کردند بدین شکل که با اعلام مبارزه با وهابیت سعی کردند مردم عرب خوزستان ودیگر قومیتهای کشور که اعتقادات شیعی در میان آنها ریشه دار بوده را برعلیه فعالان و معترضان قومی بشورانند و از طرفی دیگر در برابر جهانیان اشک تمساح ریخته و اعلام نمایند که �پای بنیادگرایان اسلامی به ایران نیز رسیده و آنها درحال سرکوبی این خشونت گرایان هستند.
اعلام ممنوعیت فعالیت حزب الوفاق توسط دادستانی خوزستان نیز راهکار دیگری است که جلوگیری از روی کارآمدن فعالان جنبش مدنی عرب در خوزستان را دنبال می کند.
حکومت تمامیت خواه با تعطیل فعالیت موسسات مدنی واحزاب قانونی راه را در برابر خشونت و برخوردهای قومی در خوزستان هموارمی کند چرا که به خوبی می داند که درعرصه های مدنی و دموکراتیک بازنده خواهد شد اما امکانات برخورد با منش مسلحانه را همیشه در� چنته دارد تا بدین شکل همه معترضان قومی را یکجا سرکوب کند.