سیاست مستقل انتخاباتی در آستانه انتخابات (۳) - فرهاد عاصمی
چگونه می توان به «پلاتفرم مشترک با نیروهای سیاسی متفاوت» دست یافت؟


فرهاد عاصمی



اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۱٨ آذر ۱٣۹۴ -  ۹ دسامبر ۲۰۱۵


بدون روشنی و شفافیت مواضع، اتحادهای اجتماعی پا نمی گیرند! از این رو مفید است که برخی ها که خود را اصلاح طلب می پندارند و یا اعتدال گرا می نامند، «”لب“ مطلب» را با صراحت بیان کرده اند (١). برای نمونه می نویسند که به ادامه ”زندگی“ در صحنه تعیین شده توسط رژیم دیکتاتوری قانع هستند و با تن دادن به شرایط دیکته شده آن، یعنی حاکمیتِ ”نظارت استصوابی شورای نگهبان“، سلطه ”کمیته های قوه قضایه“ و غیره موافقند و از دولت مجری برنامه ضد مردمی و ضد ملی دیکته شده توسط سازمان های مالی امپریالیستی دفاع کرده و سر تسلیم بر آستانِ دیکتاتوری می سایند!
بدون تردید برای همه اصلاح طلبان واقعی و به طریق اولی برای زحمتکشان یدی و فکری میهن ما، زنان و مردان محرومی که باید با دستمزدی سه بار زیر مرز فقر زندگی کنند، «”لب“ مطلب» این جریان ها و عناصر نه تنها زمینه اتحاد اجتماعی را برای ”اصلاحات“ تشکیل نمی دهد، بلکه آن را آن طور که هست، یعنی آستان بوسی بر درگاه دیکتاتوری و دنباله روی از حاکمیت سرمایه داری ارزیابی کرده و از آن فاصله می گیرند!
گرچه موضع گیری شفاف علیه مواضع دنباله روان و آستان بوسان ارتجاع ضروری است، اما کافی نیست. اگر ضروری است که به «پلاتفرم مشترک با نیروهای سیاسی متفاوت» دست یافت، آن وقت، باید مضمـون این «پلاتفرم» نیز با صراحت و شفافیت مطرح و مستدل گردد، تا بتواند به کانون تجمع طرفداران و محور خط مشی انقلابی در دوران های غیرانقلابی - هنگام مبارزه برای انتخاب آزاد در انتخابات پیش رو - بدل گردد. تردیدی نیست که پیش شرط برپاییِ اتحاد اجتماعی ی پایدار و پیگیر، داشتن «پلاتفرم مشترکِ» اقتصادی- اجتماعی و برنامه ای برای سازماندهی هستی اقتصادی و اجتماعی- سیاسی جامعه به سود اکثریت مطلق آن است.
مضمون این «پلاتفرم»، باید بازتاب صریح و روشن نیازهای روز مردم بوده و پاسخی واقع بینانه به «خواست های اکثریت مردم و برای ایجاد تغییرات جدی در کشور باشد» (٢). به سخنی دیگر، مضمون این «پلاتفرم» باید خواست های عینی اکثریت مردم را در برگیرد و با به کارگیری همه ی اشکال مبارزه مخفی و علنی و با استفاده از همه امکان های داخل و خارج از ایران، به میان توده مردم برده شود. تنها با چنین پشتوانه واقع بینانه برای مضمون «پلاتفرم» و انتقال هشیارانه آن به درون لایه های توده ی مردم می تواند اتحاد اجتماعی ی مبارزه جو در دوران های غیرانقلابی پا قرص کند و به بسیج توده ها و کوشش برای سازماندهی آن ها دست یابد.
برخی از شعارهایی که می تواند مضمون پیش گفته را به درون لایه های توده ی زحمتکش منتقل سازد، در بخش اول بحث های کنونی مطرح شد (اخبار روز ٤ آذر) و نیاز به تکرار از این رو نیز ندارد که در واقع نهایتاً خود زحمتکشان آن ها را تعیین کرده و به انتشار آن ها خواهند پرداخت.
آنچه که اما باید در این سطور بار دیگر مورد تاکید قرار گیرد، این نکته است که باید از طبقات حاکمه که منافع خود را با صراحت مطرح می سازند و مصممانه اجرای آن ها را به توده ها تحمیل می کنند، آموخت و منافع طبقاتی زحمتکشان را با صراحت مطرح ساخت.
طبقات حاکم با همه دستگاه های فشار و تبلیغی خود، با دو بازوی «دولت بی اراده» و «قوه قضایه با اراده» و همچنین با تهدید «فرمانده کل سپاه» که «می گوید ”انتخابات برای نظام دردسر است“» (٣)، به طور مصمم از منافع خود دفاع و حفاظت می کند. آن ها برای دفاع از منافع طبقاتی خود، مدافعان علنی و پوشیده خود را با شعار، بحث و پرسش های انحرافی به صحنه تبلیغات می فرستند. مداحانی که باید طیف آن را تا درون روشنفکران نظریه پردازی توسعه داد که شاید حتی با حسن نیت، تن دادن به شرایط حاکم کنونی را به مردم از این رو توصیه می کنند، زیرا گویا «روش های قهرآمیز به شکست» ختم می شوند! که اما منظور، روش های قهرآمیز طبقات حاکم کنونی نیست! بلکه انقلاب بزرگ بهمن ٥٧ مردم میهن ماست! (٤)
تنها با شیوه ی ارایه مستقل و شفاف خواسته های دموکراتیک و ملی مردمِ میهنمان می توان قطب بندی منافع متضادِ طبقاتی را در جامعه شفاف ساخت و نشان داد و آن را به اهرم تصاحب قلب و ذهن زحمتکشان و محرومان برای تغییر واقعی شرایط حاکم تبدیل نمود!
تغییری که شرایط انقلابی انجام آن در دوران کنونی آماده نیست، می تواند تنها با جلب همه متحدان به دور «پلاتفرم خواست های اکثریت مردم و برای ایجاد تغییرات جدی در کشور» آن هنگام عملی گردد که مضمون آن، دستیابی به آزادی و دموکراسی در مبارزه برای آزادی انتخاب در انتخابات پیش رو و همچنین دفاع از منافع ملی در برابر یورش سرمایه مالی امپریالیستی و تعدید یورش نظامی آن باشد!
مخالفت انواع اندیشه سوسیال دموکرات، از جنس کلاسیک برنشتینی، یا مذهبی و یا سکولار آن، دانسته یا ندانسته، در جهت حفظ و تداوم شرایط حاکم کنونی عملی می کند. لذا اندیشه ای پوزتویستی و ارتجاعی از کار در می آید.
مخالفت آنان با خط سرخ تاریخ مقاومت و علمداری اندیشه و خط مشی انقلابی از نوع کاوه آهنگر، مزدک بامدادان، بابک ها و ... و نمونه های امروزی آن، مخالفت آنان با دستاوردهای پیروزی و آموزش از شکست های آن ها، تکرار به انتظار نشستن برای ”بهشت موعود“ در طول زمان، به جای کوشش آگاهانه و واقع بینانه با استفاده از همه امکان ها و اشکال مبارزه انقلابی به منظور تغییر شرایط حاکم، عملی می گردد. آری! اینست هدف آگاهانه و یا ناآگاهانه آنان!
آن ها که دیگر نمی توانند توده زحمتکشان را با شعار ”مشیت الهی“ به قناعت و رضامندی نسبت به شرایط سلطه گرانه حاکمان قانع سازند، می کوشند با تکرار مضمون مشابهه ”الزامات جهانی سازی امپریالیستی“ به این هدف خود نایل گردند. مدعی اند که توده مردم محروم و زیر سلطه می توانند گویا با تن دادن به ادامه اجری برنامه اقتصادی امپریالیستی که «دولت بی اراده» اجرای آن را متعهد شده است و به آن نامِ ”اقتصاد اسلامی“ یا «اقتصاد مقاومتی» داده است، مردم را به دستیابی به هدف ”دموکراسی“ راهنما گردند!
علت مخالفت آنان با سیاست مستقل زحمتکشان و طرح خواست های قانونی ی دموکراتیک، از قبیل ”حق انتخاب آزاد“ در انتخابات پیش رو، از چنین سرچشمه ی پوزیتویستی و تسلیم طلبانه ی سوسیال دموکرات سیرآب می شود!

مبارزه برای خواست های اکثریت مردم، مبارزه برای منافع قانونی ی زحمتکشان، به برپایی اتحادهای دموکراتیک پایدار و پیگیرِ اجتماعی به منظور «اصلاحات برای تغییر» و گذار از دیکتاتوری کمک می کند و آن را ممکن می سازد. ارایه برنامه اقتصاد ملی- دموکراتیکِ جایگزین برای ایران (٥)، به جای برنامه دیکته شده توسط سازمان های سرمایه مالی امپریالیستی که آن را «اقتصاد مقاومتی» می نامند، شرایط را برای فرازمندی ملی- دموکراتیک جامعه ایرانی آماده می سازد و ”اصلاحات“ در چارچوب انتخابات پیش رو را از ابزار تحکیم نظام غارتگر سرمایه داری ی وابسته ی حاکم، به اهرم شکوفایی اقتصادی- اجتماعی ایران و دستیابی به عدالت اجتماعی نسبی برای توده مردم بدل می گرداند!
از خطرات جدی برنامه های دیکته شده از طرف سازمان های مالی امپریالیستی، از قبیل «اقتصاد مقاومتی»، «بسته تحرک اقتصادی» و غیره، حتی سردمداران رژیم با خبر هستند. فریبرز رئیس دانا، اقتصاددان ایرانی، این واقعیت را در مقاله ای (٦) چنین توصیف می کند: «رئیس جمهور (و همه اعضای دولت و نیز گروه سه نفری سیاست گذاری) اقتصاد مقاومتی را چراغ راه خود می دانند و به هر حال همانند مقام رهبری از این که ناگزیر از پذیرش آن شده اند، متاسفند.»

١- ”نگاهی به مصاحبه علی خاوری ...“، ”راه توده“ قلابی شماره ٥٢٥، ٣٠ مهر ١٣٩٤.
٢- ”شرکت در انتخابات با کدام هدف؟“، رحیم سپهری، اخبار روز ١٤ آذر ١٣٩٤.
٣- ”خط مشی انقلابی حزب توده ایران و ”راه توده“ قلابی!“، توده ای ها www.tudehiha.com ٥ آذر ١٣٩٤.
٤- ”فرصت های دموکراسی در ایران (٥)“، حمید آصفی، اخبار روز ١٥ آذر ١٣٩٤.
٥- نگاه شود به مقاله حزب توده ایران و اندیشه سوسیال دموکرات و مقاله های دیگر در باره برنامه اقتصاد ملی از جمله در سال جاری در صفحه توده ای ها www.tudehiha.com
٦- ”با این صلیب، این دراکولا نمی گریزد“، فریبرز رئیس دانا، اخبار روز ١٤ آذر ١٣٩٤.