آوارگان و روشن شدن برخی واقعیات


عظیم هاشمی


• به راه افتادن موج همبستگی گسترده با آوارگان، تمامی محافل سرمایه داری را در وضعیتی دشوار قرار داد به نحوی که آنها یارای مقابله با آن را نداشتند اما همچون گذشته سعی کردند ماسک های جدیدی بر چهره بیاویزند تا کمتر در تیررس انتقادها واعتراضات اجتماعی واقع گردند ، قله اوج این ماسک زده گان رهبران دولت آلمان می‌باشند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۲۱ شهريور ۱٣۹۴ -  ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۵


سیل آوارگان به ستوه آمده از جنگ، ترور، بی حقوقی ونکبتی که توسط باندها وجریانات مختلف بورژوازی در منطقه خاورمیانه و سایر نقاط جهان به راه افتاده به دروازه های اروپا رسید. فشردگی و اتحاد صفوف این مردم به جان آمده که هزاران مصیبت پشت سر نهاده اند به نحوی است که هیچ سیم خاردار و نیروی سرکوبگری به راحتی نمی‌تواند آنها را از حرکت به سوی مناطق مورد نظرشان باز دارد. فریاد وحرکت این جان به لب رسیدگان سبب گردید تا آن مردمی که انسانیت را سرلوحه زندگی قرارداده اند بپا خاسته و با اقدمات حمایتی گسترده خود جریات درون حکومتی و خارج از آن را تسلیم نمایند ، به نحوی که اجبارا موانع مسیرهای حرکتی آوارگان   یکی پس از دیگری از میان برداشته شد. حضور هزاران نفری مردم در اتریش، آلمان و سایر مناطق برای کمک وخوش آمد گویی موجب شد تا آن درون مایه انسانی که در بشریت وجود دارد به بارزترین شکل تبلور یابد و بر تبلیغات کر کنند ه ای که توسط محافل مختلف مبنی بر اینکه آدمها به چیزی جز منافع حقیر وزود گذر نمی اندیشند خط بطلانی کشید ه شود و ایده انسانی همبستگی بین المللی که توسط کنشگران ضد سرمایه داری همواره مطرح می‌شود عینیت بیابد . این همبستگی گسترده با آواره گان، تمامی محافل سرمایه داری را در وضعیتی دشوار قرار داد به نحوی که آنها یارای مقابله با آن را نداشتند اما همچون گذشته سعی نمودند ماسکهای جدیدی بر چهره بیاویزند تا کمتر در تیررس انتقادها واعتراضات اجتماعی واقع گردند، قله اوج این ماسک زده گان رفتار رهبران دولت آلمان می‌باشد، اینها که از هیچ اقدامی علیه مردم یونان کوتاهی نکر ده اند با ترفند حمایت از اوارگان تا حدودی توانستند چهره خود را در زیر ماسکی جدید پنهان نموده و بر اقدام‌ها ی گذشته خود پرده بکشند . اگرچه آن شور وهیجان اولیه حمایتی مردمی هنوز فروکش نکرده، ولی دولتمداران در فکر چاره‌جویی برای فرونشاندن موجهای دیگری ازآوارگان هستند که در آینده رخ خواهد داد. این جریانات، خصوصا در آلمان با وجود نیازمندی شدید به نیروی کار برای چرخاندن چرخهای کارخانجات و مراکزتوزیع و تولیدی خود با تمام توان تلاش می‌کنند تا شرایط ورود افراد به جوامع اروپایی را هرچه بیشتر سخت نمایند چراکه در چنان صورتی است که مهاجران ، آوارگان و پناهنده ها اگر هم شکر گذار خدایان سرمایه نگردند به ناچار با حداقل ترین امکانات و دستمزد مشغول کار وزندگی خواهند گردید تا سرمایه بتواند علیرغم بارآوری فزاینده نیروی کار نرخ استثمار را همچنان در سطح مورد نظر خود نگه دارد.   جبهه سرمایه اکنون در تلاش است جامعه را درمسیری هدایت کند که امکان چانه زنی اتحادیه های کارگری برای چند سنت افزایش دستمزد نیز از آنها سلب گردد.
بر طبق گزارش‌ها و آماری که توسط سران حکومتی در جوامع مختلف اروپایی ارایه می‌شود اغلب این جوامع در آینده نه چندان دور با مشکل کمبود نیروی کار جوان روبرو خواهند بود. به طور مثال در آلمان اگر سالانه ۵۰۰ هزار نفر نیروی کار* از خارج به آن وارد شود از افزایش مشکلاتی که اکنون دراثرکمبود نیروی کاربا آن دست بگریبان است جلوگیری یا کاسته خواهد شد.
چند سال قبل که اعتراضات کارگری رو به گسترش بود سرمایه داران آلمانی با ترفند انتقال کارخانه ها ومراکز تولیدی خود به جوامع دیگر   همچون لهستان، چک، اسلواکی و غیره توانستند به نحو بارزی نه تنها از گسترده تر شدن وتعمیق مبارزات جلوگیری کنند بلکه در چند مورد اتحادیه ها ناچارا پذیرفتند که کارگران با همان دستمزدها به کار ادامه دهند. حتی مواردی بود که آنها در پشت سر صاحبان سرمایه قرار گرفتند واز دولت وقت می‌خواستند تا تسهیلاتی در امر مالیات وغیره در نظر گیرد تا صاحبان سرمایه ناچار نشوند کارخانه های خود را منتقل نمایند. اگر در آن موقع با هیاهوهایی اینچنینی بورژوازی مدتی توانست آنچه را خود می‌خواست بر جامعه وخصوصا کارگران تحمیل نماید اما اکنون واقعیات آشکار ترازآن است که بتوان با یک چنین شانتاژهایی کارگران را از مبارزه برای بهبود در کیفیت زندگی منحرف کرد. در سوی دیگر آن محافل وجریانات ارتجاعی که سعی دارند با توسل به ناسیونالیسم و تحت پوشش مبارزه با ارتجاع اسلامی اهداف نئو نازیستی خود را به پیش ببرنداکنون به خاطر موج وسیع حمایتی مردم از آوارگان و پناهندگان در وضعیتی قرار گرفته‌اند که چاره‌ای به جز تغییر در برخی از شعارها وخواسته های گذشته خود ندارند، چرا که درشرایط فعلی علاوه بر اینکه موج وسیع حمایتی از چنان پتانسیلی بر خوردار است که با جریانات راسیستی به مقابله بر خیزد، ضرورت وجود نیروی کارنیز سرمایه داری حاکم بر جامعه را برآن داشته تا با چنین جریاناتی کمتر از گذشته مماشات نماید؛ خصوصا اکنون که آن شرایط بحرانی را تا حدود زیادی از سر گذرانده است برای انباشت بیشتر، نیازمند نیروی کاری هر چه بیشتری می‌باشد نیرویی که فراتر از ظرفیت داخلی می‌باشد.
اگرچه به خاطر بحرانهای پیش آمده، در اسپانیا، ایرلند، یونان وغیره این آلمان بود که توانست بخشی از نیروهای فعال و جوان آن جوامع را در خود جذب نماید اما بازهم نتوانسته اند تمامی کمبودهای نیروی کاری را جبران نمایند تا از قبل پرداختهای آنها بتواند حقوق بازنشستگان را به نحوی مطلوب ومورد نظر تا مین نماید. وضعیت پیش آمده در جوامعی مانند سوریه، عراق، افغانستان، لیبی و تونس فرصتی طلایی در اختیار آنها قرارداده تا به بهترین وجه از نیروهای جوانی که آواره شد ه اند بهره برداری نمایند. چنین واقعیاتی موجب گردیده که ائتلاف حاکم و بخشهای اصلی وعمده امپریالیستها در آلمان در مقابل نئو نازیها صف ارایی نمایند. دیر پایی چنین صف آرایی بعید به نطر می‌رسد چراکه باوجود اوضاع نسبتاً مساعد اقتصادی فعلی، نباید از نظر دور داشت که بنا به خصایص ذاتی سرمایه داری رسیدن دوباره بحران امری اجتناب‌ناپذیر است و هیچ جامعه‌ای از جمله آلمان با حدود ۱۰۰۰ میلیارد صادرات هم نمی‌تواند گریبان خود را برای همیشه از آن دور نگاه دارد. چنین موضوعی کل جهان سرمایه داری را بر آن می‌دارد که با جریانات مختلف راسیستی و فاشیستی بصورت دوفاکتو برخورد نمایند چرا که بدین نحو خواهند توانست آنها را در مهار خود نگاه دارند تا در زمانی که اعتراضات در حال اوج گیری وتعمیق هستند با رها کردنشان همچون سگان هار به جان معترضان و کارگران وفعالین آنها بیفتند ودر واقع به جای دوربین خبرنگاری**، مسلسل به دست گیرند وبه جای لگد پرانی، گلوله بر انسان‌ها ببارند و سرمایه داران نیز بتوانند مناسبتر سیاستهای خود را به پیش ببرند . واقعیات کنونی باردیگر این پرسش را در مقابل انسان‌ها قرار خواهد داد که چاره کار برای خنثی کردن چنین تهدیدها وبرنامه هایی چیست؟ سازماندهی در جهت همراه شدن، چانه زنی با بورزوازی و یا سازمان یابی در راستای مقابله با تهاجمات آن؟

---------------------------------------               
*واقعیات ضزورت چنین نیرویی را می‌توان از اخبار ی که انتشار یافته کسب نمود بطور نمونه

*۱ بازار کار آلمان، نیازمند دست‌کم نیم میلیون مهاجر
۲۷.۰٣.۲۰۱۵
www.dw.com
۱۴.۰۴.۲۰۱۵
www.dw.com
تبلیغات گسترده آلمان برای جذ‌ب متخصصان خارجی
۱۷.۰۴.۲۰۱۵
www.dw.com
۲* تعدیل نیروی کار در آژانس کاریابی آلمان
۰۷/۰۴ ۱٣:۴۹ CET
پایین بودن نرخ بیکاری در آلمان قدرتمندترین اقتصاد حوزه پولی یورو موجب شده کارمندان آژانس کاریابی آلمان کار خود را از دست بدهند.
این آژانس روز سه شنبه اعلام کرد بدلیل پایین بودن حجم کاری آن، حدود ۵ هزار نفر از نیروی کار خود را تا سال ۲۰۱۹ حذف خواهد کرد. این روند تعدیل نیروی کار از سال ۲۰۱۳ آغاز شده و با احتساب حذف مشاغل اخیر به رقم ۱۷ هزار نفر می رسد.
نرخ بیکاری در آلمان در ماه مارس سال جاری به پایین ترین حد خود از زمان اتحاد دو آلمان رسیده و تنها ۶.۴ درصد جمعیت فعال این کشور را شامل می شود. تعداد افراد بیکار از ۵ میلیون نفر در سال ۲۰۰۵ به ۲ میلیون و ۹۳۰ هزار نفر در ماه مارس رسیده است.

persian.euronews.com

** پترا لازلوPetra Laszlo که لگد پرانیهایش بر علیه آوارگان سوریه ای توسط خبرنگار آلمانی اشتفان ریشترStephan Richter به سراسر جهان مخابره شد نمونه‌ای است از چنین فاشیستهایی که اگر فرصت بدست آورند بجای دوربین، مسلسل بدست خواهند گرفت وبجای لگد پرانی مردم را برگبار گلوله خواهند بست !
persian.euronews.com