بودن


بهمن پارسا


• نیستی مثل خود ِ هستی همیشه بودن است؛
هر یک از ایندو به شکلی در طریق بودن است.

مرگ پیش از ما همیشه حاضر است وماندنی
در تکاپوی حیات آنهم به نوعی بودن است. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۱۹ ارديبهشت ۱٣۹۴ -  ۹ می ۲۰۱۵


 
 نیستی مثل خود ِ هستی همیشه بودن است؛
هر یک از ایندو به شکلی در طریق بودن است.
مرگ پیش از ما همیشه حاضر است وماندنی
در تکاپوی حیات آنهم به نوعی بودن است.
حضرت باریتعالی ، هست مخلوق بشر!
کار ِ انسان ِدوپا همواره خالق بودن است.
گفت"شو" پس "شد" نباید هیچکس باور کند،
این سخن خود بر خلاف اصل عام بودن است.
در جهان جز چیز ها جستن، نباید بی سبب؛
چیز آغاز جهان است و دوام بودن است.
هیچ "نا" چیزی نباشد لایق بودن؛ چو هست!
مثل هرچیزِ دگر مشمول کلّ ِ بودن است.
نظم رفتار طبیعت ، اتفاق است؛ اتّفاق!
از قضا زیبایی اش در اتّفاقی بودن است.
آنچه می بینی ندارد چاره یی غیر از شدن،
در "شدن" پیچیده هستی هرچه گویی بودن است!
"چیز" بنیان ِ جهان است و نه "کس" اندیشه کن؛
"کس" خدای دین وران است و خلاف بودن است.
آدمی چیز است و،ناچیز است و بخشی از حیات
کمترین نقشی که دارد نقش"انسان" بودن است.