ضرورت همبستگی کارگران و معلمان در مبارزه پیشارو


شمس الدین امانتی


• تجمع اعتراضی هزاران نفر از معلمان معترض در سراسر ایران، در روز ۲۷ فروردین ۹۴ در جلو ادارات آموزش و پرورش، نمونه بارزی از تحرک نوید بخش، زنده و پویا در جهت تحقق خواسته های واقعی معلمان است. روند مبارزه تاکنونی و تحرک وسیع اعتراضات علنی معلمان در سراسر ایران زمینه مناسبی برای وحدت و همبستگی در روز ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر و روز ۱۲ اردیبهشت، روز معلم در ایران را فراهم نموده است ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه  ۲٨ فروردين ۱٣۹۴ -  ۱۷ آوريل ۲۰۱۵


مبارزات اعتراضی و بی وقفه معلمان و بازنشستگان به نابرابری و خفقان در آموزش و پرورش رژیم اسلامی، از همان اوائل بر سر کار آمدن این رژیم، با توجه به ماهیت سیاست ارتجاعی- مذهبی، آموزش بر مبنای دین و تفکیک بر مبنای جنسیت، آرامش و آسایش را از مسئولین رژیم اسلامی سلب کرده است. روند اخیر مبارزات اعتراضی معلمان طی یک سال گذشته جهت حصول خواسته های به حق این قشر زحمتکش که هنوز در آغاز راه دشواری است در سطح وسیعی ادامه داشته و خواهد داشت.
ویژگی های اعتراضات یک سال گذشته که از اسفند ماه سال ۱٣۹٣ روند رو به رشدی داشته و دارد از اهمیت خاصی برخوردار است. مستقل بودن و عدم وابستگی اکثریت معلمان معترض، به یکی از جناح ها ی حاکم در رژیم اسلامی و تا حدودی مستقل بودن معلمان مبارز از"کانون های صنفی معلمان"، مبارزات سراسری آنها را در قیاس با گذشته ای نه چندان دور به درجاتی معتبرتر و قابل اتکاء تر کرده است.
خوشبختانه طی این روند اعتراضی میزان آگاهی و اتوریته معنوی معلمان در میان کارگران، زحمتکشان، روشنفکران، دانشجویان و بطور کلی در جامعه ارتقاء یافته است. بی شک این اعتراضات الگو و تجربه ای خواهد بود برای مبارزات دانشجویان و دانش آموزان، در آینده ای نه چندان دور در تقابل با سیاست های ارتجاعی رژیم اسلامی در دانشگاهها، مدارس و مراکز آموزشی از جمله مخالفت با طرح تفکیک بر مبنای جنسیت.
در جریان مبارزات یک سال گذشته معلمان، علاوه بر اعتراض به گرانی، ناامنی شغلی، بیمه درمانی، کمبود دارو و درمان، حقوق ناچیز و اراده راسخ معلمان در اعتراض به وضعیت معیشتی خود، در عین حال اعتراضی بود به خفقان، نابرابری، اخراج، تبعید، تبعیض، محتوای ارتجاعی کتب درسی، کمبود فضای آموزشی و ورزشی، نحوه آموزش و همچنین اعتراض به ترور تعدادی از همکاران خود و بی تفاوتی رژیم اسلامی در قبال وضعیت امنیتی معلمانی که حین انجام وظیفه کشته شدند و اعتراض به دستگیری و زندانی کردن همکارانشان که هم اکنون در زندان های رژیم اسلامی به سر میبرند.
عرصه های مختلف از مبارزات صنفی و سیاسی معلمان معترض به وضع موجود، رژیم را وادار به "چاره اندیشی" به سبک خود کرده است، که یقینآ با هوشیاری و آگاهی معلمان زحمتکش و مبارز تا حصول کامل مطالبات واقعی خود، هیچگاه فریب وعده های پوچ رژیم اسلامی را نخواهند خورد.
اخیرآ سایت "شمانیوز" مطلبی را تحت عنوان، "پشت پرده های یک کانون صنفی غیرقانونی" منتشر کرده و می نویسد، "به نظر می رسد در حال حاضر این کانون با موج سواری بر اعتراضات صنفی معلمان سراسر کشور و همچنین نفوذ در تصمیم‌سازی در برخی از ادارات آموزش و پرورش به دنبال رسیدن به اهداف خود بوده و مشکلات معلمان تنها بازیچه ای در دست اعضای این کانون منحله است."
رژیم اسلامی طی سالیان متمادی به بهانه های گوناگون اغلب سایت هائی را که در زمینه اطلاع رسانی و انعکاس بخشهائی از مبارزات معلمان فعال بودند را مسدود و فعالیت آنها را غیرقانونی اعلام کرده است. خبرگزاری های وابسته به رژیم اسلامی، طی یکسال گذشته مخصوصآ به دنبال اعتراضات سراسری معلمان در ۱۰ اسفند سال ۱٣۹٣، سعی در به انحراف کشاندن و تهی کردن اعتراضات از محتوای سیاسی- طبقاتی این مبارزات، تحت این عنوان که گویا خواست معلمان، "به هیچ وجه سیاسی نیست بلکه صنفی است"را دارند.
علی رغم ماهیت"کانون صنفی معلمان"، این واقعیت که هیچ مبارزه ای بدون تشکل (حزب، سازمان و نهادهای مستقل از دولت و ...) به پیروزی نهایی نخواهد رسید، واقعیتی انکار ناپذیر است. ضرورت تشکل واقعی و مستقل از دولت و جناح های وابسطه به آن به عنوان مرکزیتی که بتواند مبارزات کنونی معلمان را هدایت و رهبری کند از نان شب نیز برای معلمان و دیگر جنبش های اجتماعی و مبارزاتی ضروری تر است. در ضمن و در جوامع استبدادزدهای همچون ایران، به دلیل دخالت دولت و نهادهای امنیتی و پلیسی در ابتدایی ترین امورات روزانه تا زندگی خصوصی افراد، خواست اقتصادی و صنفی نیز سیاسی است.
بنابراین مطالبات معلمان از افزایش دستمزد تا امنیت شغلی و کاری، تا تدوین کتابهای درسی غیرمذهبی و آزادی همکاران دربندشان، خطاب به نهاد قدرت فرموله شده، سیاسی است و تبلیغات سایت ها و وابستگان رژیم علیه "سیاسی نبودن"مطالبات معلمان در واقع ترساندن و ایجاد وحشت در صفوف آنان با اتکا به نهادهای امنیتی و سرکوبگر است.
معلمان مبارز و انقلابی، بار عرصه های مختلف این مبارزات را تاکنون به تنهائی بدوش کشیده اند، این تنهائی (نبود تشکل مستقل، عدم پشتیبانی وسیع دانشجویان، دانش آموزان و والدین آنها از مبارزات کنونی معلمان، و عدم پشتیبانی وسیع طبقه کارگر) پیشروی و دستیابی معلمان را به خواست های واقعی آنان را محدود کرده است. علی رغم همه‍ی این مشکلات و کمبود ها، روحیه انقلابی و اراده برای تغییر، نه اینکه ضعیف نشده است بلکه هر روز مصمم تر از روز قبل، معلمان انقلابی با مبارزه پیگیر خود خواهان تغییر سیستم ارتجاعی حاکم بر آموزش و پرورش و دستیابی به مطالبات واقعی خود بوده و هستند.
تجمع اعتراضی هزاران نفر از معلمان معترض در سراسر ایران، در روز ۲۷ فروردین ۹۴ در جلو ادارات آموزش و پرورش، نمونه بارزی از تحرک نوید بخش، زنده و پویا در جهت تحقق خواسته های واقعی معلمان است. روند مبارزه تاکنونی و تحرک وسیع اعتراضات علنی معلمان در سراسر ایران زمینه مناسبی برای وحدت و همبستگی در روز ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر و روز ۱۲ اردیبهشت، روز معلم در ایران را فراهم نموده است.
همه با هم این صفوف مبارزاتی را تقویت و پشتیبان این همبستگی و وحدت طبقاتی معلمان باشیم.