نگاهی کوتاه به نظم موجود و مبارزه زنان برای رهایی


عظیم هاشمی


• حضور فعال زنان بر علیه حملات و تجاوزات صورت گرفته در هندوستان ودیگر کشورها ، بر دوش گرفتن پیکرسوزانده شده « اوزگه جان اصلان » توسط زنان در ترکیه ، اعتراض عریان در اشکال مختلف از مصر تا تونس و فرانسه، مقاومت واعتصاب غذای زنان در زندانهای جمهوری اسلامی همه اینها نشان دهنده این است که زنان با پی ریزی شیوه‌های مختلف وارد فاز جدیدی از مبارزه گردیده اند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه  ۱۵ اسفند ۱٣۹٣ -  ۶ مارس ۲۰۱۵


بورژوازی در هرکجا که توانست بر نظام فئودالی چیره گردد سریعا جهت سلاحهای خود را تغییرداد و بر علیه کسانی بکار انداخت که بنای قدرتش توسط آن‌ها مورد تهدید قرار می گرفت . ابعاد و شکل سازماندهی چنین تهاجمی بنا به ضرورتها متفاوت بود اما گسترده‌ترین تهاجم همواره علیه زنان صورت گرفته است؛ چه آنگاه که بنا به شرایط ، زایش وپرورش بردگان مزدی و مهیا نمودن سورو سات زندگی نیروی کار همسر و دیگر مردان خانواده به عنوان وظیفه‌ای که موجب قوام و دوام خانواده یعنی یگانه تولید کننده نیروی کاربرای سرمایه بسیار مهم بود زنان بی هیچ حقوق ودستمزدی چنین مسئولیتی را بردوش د اشتند و چه زمانی که بنا به شرایط می بایستی با حفظ سمت بردگی خانگی بخشی از نیروی کاری او از خانه کنده شود تا در راستایی قرار گیرد که سرمایه بتواند با پرداخت دستمزد کمتر ماشین نظم ضد انسانی خود را برای انباشت بیشتر مناسبتر بحرکت در آورد.

اکنون که بنا به وضعیت تکنولوژی موجود، در اغلب عرصه ها برای پیشبرد کارها نیاز به سرانگشتان ظریفتر وجود دارد این حضور به گسترده‌ترین نحو در حال انجام یافتن است و اگرچه زنان اکثر کارها را با دقت و تلاش بیشتر انجام می‌دهند ولی با دستمزدی کمتر به طور وسیع به کار گمارده می‌شوند . قبلا بازوان و قدرت بدنی معیاری بود ارزشمند برای استخدام نیروی کار توسط بورژوازی اکنون اگر چه به جوان و سالم بودن افراد توجه می‌شود اما در بسیاری رشته‌ها خصوصا در قسمت خدماتی، ظرافت، قد وسایز کمر، موها و چگونگی پوست صورت و غیره آن معیارهایی هستند که انسان‌ها می‌توانند در یافتن خریداران کالای خود که همانا نیروی کار است سریعتر اقدام نمایند یااینکه با دشواری توفیقی نسبی بدست آورند . برهمین اساس برای "زیبا" سازی افراد قارچهای مختلف کلینیکی تغییر گوش وبینی وسایر اندامها   یکی پس از دیگری از زمین بورژوازی سر بر می آورند.

تغییرمکانی نیروی کار زنان از بردگی خانگی به سمت مراکز تولید ، آموزش وخدمات   و به خدمت مستقیم بورژوازی در آمدن آن‌ها اگر چه توانست ازشلاق های تهدید مردان به عنوان یگانه نیروی دریافت‌کننده مزد و نان آور خانه تا حدودی کم کند اما تهدیدهای دیگری همچون بیکاری ، اخراج و حتی در عرصه هایی عدم اندام سرمایه و مرد پسند به مثابه شمشیر دموکلوس بر سر آن‌ها قرار گرفته و در نتیجه فشارهای مختلف را بر گرده های خود فراتر از زمانی که نیروی کاری آن‌ها در خانه مصروف خدمت رسانی به بورژوازی بود آزار‌دهنده می‌باشد.
حضور در عرصه های مختلف اجتماعی و کنش و واکنشهایی که توسط زنان صورت می‌گیرد چون اعتراض عریان،    مسلح شدن یاحتی موفقیت در عرصه های علمی در پاره‌ای مواقع از چنان عمق و وسعتی بر خوردار شده که موجب سراسیمگی بسیاری از مرتجعین گردیده است، با این همه و علیرغم این حضور فعال در جوامع مختلف هنوز هم در تشکل های موجود درصد ناچیزی به زنان اختصاص یافته، هنوز هم تشکلهای مستقل زنان از آن گستردگی لازم برخوردار نشده است؛ اماپیگیری و رادیکالیسم نهفته در فعالیتها به درجات زیادی توانسته این عدم توازن و نقیصه را جبران نماید ودر واقع می‌توان گفت کنشگران با پویایی بیشتر خود مسئولیت آن عدم حضور سایر زنان را نیز با روحیه‌ای خوب، خود بر عهده گرفته‌اند چرا که بسیاری از فعالین زن به خوبی می‌دانند وبا تمام وجود به این موضوع واقف می‌باشند که عدم کنش وعدم حضور در عرصه های فعالیتهای اجتماعی باعث خواهد شد همین دستاوردهای تا کنونی نیز مورد تهاجم قرار گیرد.

اهرمهای قدرت نظم موجودبا درآمیختگی مردسالارانه است که توانسته سلطه خوذ را بر تمامی انسان‌ها حفظ نماید وبر آن تداوم بخشد و رهایی از اوضاع فعلی توسط کسانی می‌تواند متحقق شود که یک چنین وضعیت و فشارهایی به طور واقعی بر آن‌ها جاری باشد وخود در آن موقعیت قرار گرفته باشند . طرح رهایی زنان از چنین سلطه ای توسط مردان با هر درجه از آگاهی اجتماعی جز یک اتوپی چیز دیگری نمی‌تواند باشد. محور سیاستهای تبلیغاتی و عملی طبقات حاکم با درجات مختلف بر این اساس استوار بوده که نخبگان هستند که می‌توانند جامعه را به سعادت برسانند ودر نتیجه نخبگان امروز همان قدرتمندان یعنی صاحبان ثروت و سرمایه ویا وابستگانشان خواهند بود که چنین رسالتی را بردوش دارند، سخت جانی بورژوازی در پافشاری بر چنین امری قابل درک می‌باشد چرا که همواره برنامه وسیاست های اعمال شده خود را به جز از طریق هرمی نمی‌تواند به پیش ببرد هرمی که مرد سالاری مهمترین نقطه اتکا آن است، اما انسان شگفت زده می‌شود   وقتی با آن دسته از   فعالین اجتماعی که برای رهایی از نظم و هرم قدرت موجود فعالیت می‌کنند و مبشران رهایی را تنهاانسانهایی می‌دانند که هیچ منافعی در حفظ موجودیت آن ندارند یعنی استثمار شدگان یا به بیانی دیگر پرولتاریا ، ولی دربر خورد با موضوع زنان، رواج دهنده این اتوپی هستند که مردان هم خواهند توانست به درک و شناختی همچون فعالین زنان ( ومتاسفانه در پاره‌ای مواقع می‌گویند بهتر از خود آن‌ها ) دست یافته و در جهت زودودن فشارها وتضییقات بر زنان می‌توان همچون آن‌ها بار این مسئولیت را بر عهده گرفت، در حالی که این موضوع مثل آن است که روشنفکرانی تصور کنند بهتراز طبقه کارگر می‌توانند برای رهایی وی حرکت نمایند و در نتیجه همواره هم شعار و خواست به ما بپیوندید را سر دهند، نتیجه طبیعی اتوپی مورد اشاره این است که آن‌ها نمی‌توانند مبارزه زنان را همسان با مبارزه سوسیالیستی تلقی نمایند و در نتیجه ترسیمگر دیواری بین خود وزنان می‌شوند در حالی که در عالم واقع اگر یک زوج کارگر مبارز در نظر آوریم علیرغم اینکه در عرصه هایی مشخص یک پیوند مبارزاتی بین آن‌ها وجود دارد ولی نوع فشارهایی که هرکدام با آن مواجهه هستند متفاوت می باشد و این خود زن است که تبعیضات ، نابرابری ها، تحقیرها و فشارها یی که از جوانب متعدد بر او وارد می‌شود برایش ملموس وقابل درک می‌باشد و اوست که خواهد توانست راههای برون رفت از آن نیز یافته ونوع و چگونگی فعالیت را مشخص نماید.

تبعیض به جای مانده هزاران ساله بر علیه زنان، سخت جان تر از آن است که براحتی بتوان از شرش خلاصی یافت ولی ما مردانی که خواهان رفع تبعیض از زنان می باشیم بادیدگاهای غیر واقعی یا منطبق بر واقعیات می‌توانیم بر سخت جانی آن بیفزاییم ویا پایه هایش را سست و لرزان نماییم. با پذیرا شدن مبارزه زنان در عرصه های مختلف اجتماعی و تلاش برای حضوری هماهنگ و یا همدوش با آنان نه به عنوان معلم و راهنما بلکه به عنوان افرادی که در پی شناخت ودرک بهتر پدیده‌ها می باشد می توان گامی موثر برای درکنار هم قرار گرفتن برداشت و راه برای مرزبندی با فرهنگ مرد سالارانه را هموارتر از گذشته نمود تا جامعه بتواند خود را از شر این نکبت هزاران ساله رها سازد.
اگر چه طیفهای مختلفی از زنان با گرایشاتی متفاوت هر کدام به فراخور موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اند خوذ را در معرض تضییقات و فشارهای نظم مرد سالاران فعلی می‌بینند و با کنشگریهای خود توانسته اند به دستاوردهای مهمی نایل شوند اما واقعیات وسیر رویداهای مختلف نشان دهنده این است تازمانی که مناسبات سیاسی و اقتصادی موجود به حیات خود ادامه می‌دهد این دستاوردها همواره مورد تهدید نظم حاکم و گروههای مختلف ضد زن قرار گرفته وهر کجا که توانسته اند به آن تهاجم نموده اندو از هیچ جنایتی فرو گذاری نکرده اند. تهاجمات جریانات مختلف درترکیه ، ایران ، عراق و پاکستان بارزترین نمونه‌های آن می‌باشند. در مقابل اما حضور رادیکال زنان در عرصه های مختلف از جمله حضور ومقاومت   مسلحانه آنان در کوبانی گویای این است که تهدیدات از جانب هر نیرویی با هر پتانسیل جنایتکارانه ای بازهم نخواهد توانست جنبش مبارزاتی زنان رامرعوب کند بلکه بر عکس،آنان در حرکت پیشرونده ای قرار گر فته اند که برای خنثی نمودن تهدیدات وتهاجمات و تا رسیدن به جایگاه شایسته وانسانی دست از تلاش بر نداشته و حتی از بذل جان خویش دریغی ندارند .
حضور فعال زنان بر علیه حملات و تجاوزات صورت گرفته در هندوستان ودیگر کشورها ، بر دوش گرفتن پیکرسوزانده شده « اوزگه جان اصلان » توسط زنان در ترکیه علیرغم دستورات دینی سردمداران مذهبی که این کار را جایز نمی‌دانند ، اعتراض عریان در اشکال مختلف از مصر تا تونس و فرانسه، مقاومت واعتصاب غذای زنان در زندانهای جمهوری اسلامی همه اینها نشان دهنده این است که زنان با پی ریزی شیوه‌های مختلف وارد فاز جدیدی از مبارزه گردیده اند؛ این فاز جدید مبارزه باعث شده   بیش از گذشته ماسک از صورت بسیاری از جریانات و افرادی که خود را مدافع حقوق زنان و رفع نابرابری‌ها قلمداد می‌کردند کنار رود و زنجیرهای تداوم بردگی زنان که بر چهره و رگهای گردن خود حک نموده اند آشکارتر در معرض دید انسان‌ها قرار گیرد تا نا آگاه‌ترین افراد نیزاین مدافعین دروغین برابری انسان‌ها را بخوبی بشناسند. همین ماسک بر چهرگان با چشمان از حدقه بیرون آمده و لبانی به دندان گزیده نا با ورانه حرکت مردان معترض به قوانین تبعیض آمیز ضد زن دولت اسلامی حاکم برترکیه که با پو شیدن دامن ، دامان خود را از غیرتهای مردانه واسلامی رها نموده بودند به تماشا نشستند. بدون شک این حرکت مردان در ترکیه نیز نمی توان بدون تأثیر از جنبش زنان و تأسی جستن از حرکت آنان مورد بررسی قرار داد.

اکنون که اغلب جریانات تاثیرات مختلف جنبش زنان بر عرصه های مختلف مبارزات اجتماعی را نمی‌توانند منکر شوند آیا چشم اندازی مبنی بر اینکه این جنبش در سیر حرکتی خود خواهد توانست با اتخاذ تاکتیکها و برنامه‌ریزی بلند مدت بر هر مانعی چیره شود را می‌توانند منکر گردند؟
با امید به اینکه شاهد این باشیم که گردهمایی های ٨ مارس ها، نه با خواست رفع تبعیض ها از زنان خاتمه یابد بلکه محلی گردند برای تبریک رهایی و گرامیداشت یاد تلاشگرانی که با به چالش کشیدن این تبعیض ها توانستند راههای رهایی از چنین بختکی را هموار نمایند ، روز جهانی زن بر تمامی کوشندگان و کنشگران رهایی ورفع تبعیض اززنان خجسته باد!