سیاست واشینگتن در یمن
به حوثی های شیعه نزدیک می شود


اردشیر زارعی قنواتی


• اوضاع در یمن بعد از پیشروی حوثی ها که شاخه یی از شیعیان زیدی می باشند به سوی مناطق استراتژیک چون شهر صنعا پایتخت این کشور، وارد مرحله جدیدی شده است که تبعات مستقیم بر شرایط منطقه یی به خصوص شبه جزیره عربستان می گذارد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۱۶ بهمن ۱٣۹٣ -  ۵ فوريه ۲۰۱۵


اوضاع در یمن بعد از پیشروی حوثی ها که شاخه یی از شیعیان زیدی می باشند به سوی مناطق استراتژیک چون شهر صنعا پایتخت این کشور، وارد مرحله جدیدی شده است که تبعات مستقیم بر شرایط منطقه یی به خصوص شبه جزیره عربستان می گذارد. تسخیر صنعا و مراکز اصلی حکومت یمن به دست حوثی ها منجر به کناره گیری دولت خالد بلحاج و "عبدربه منصور هادی" رئیس جمهوری گردید و یک خلاء قدرت در این کشور به وجود آمد که حوثی ها هم اکنون به عنوان تنها آلترناتیو موجود در صدد پر کردن آن می باشند. این وضعیت در حالی است که شاخه القاعده یمن که در فهرست تروریستی جدید آمریکا به عنوان خطرناک ترین گروه تروریست الویت بندی شده است تنها نیروی فعالی است که هم اینک در جنگ با حوثی ها قرار دارد. موضع ارتش یمن در طی ماه های اخیر با توجه به شواهد موجود از جمله تسخیر بدون دردسر صنعا به دست حوثی ها تا حدودی نشان می دهد که نیروهای مسلح یمن سعی در بی طرف ماندن و تا حدودی همکاری با حوثی قرار دارند و دولت منصور هادی از قدرت و مشروعیت برای ادامه کار برخوردار نیست. در چنین شرایطی به دلیل تحولات کنونی یا جبر زمانه، شیعیان حوثی به واسطه تنها سنگر مطمئن در مقابل القاعده یمن و همچنین شکست سیاست های گذشته دولت های "علی عبدالله صالح" دیکتاتور برکنار شده و جانشین وی در مقابله با تروریسم القاعده یی، هم در درون کشور و هم در عرصه بین المللی به سطح جایگاه بدیل برای ریشه کنی القاعده در این کشور در هم فروپاشیده به صورت جدی مطرح شده اند.
گزارش تازه روزنامه "وال استریت ژورنال" در خصوص چرخش جدید واشینگتن در قبال تحولات یمن و نزدیکی این کشور به حوثی ها هر چند که نشان می دهد که روند تحولات جاری در این کشور دچار یک تغییر اساسی گردیده و دشمنان دیروزی به متحدین امروزی تبدیل شده اند اما به دلیل منطق "رئال پلتیک" در وضعیت منطقه یی چندان تعجب برانگیز نبوده است. در این گزارش گفته می شود که در طی هفته های اخیر مقامات واشینگتن و رهبران حوثی ها به طور رسمی در ارتباط با همدیگر بوده و بسیاری از اطلاعات نظامی – امنیتی علیه القاعده یمن از طریق سرویس های اطلاعاتی آمریکایی در اختیار جنگجویان حوثی قرار داده شده است. این خبر را گویا بعضی از مقامات کاخ سفید و رهبران حوثی هم تایید کرده اند چنانچه در این گزارش از قول یکی از مقامات ارشد کاخ سفید آمده است "باید هماهنگی‌های ممکن صورت گیرد تا پیکارجویان حوثی به صورت اشتباهی مورد هدف قرار نگیرند چرا که آنها هدف ما نیستند. ما بر روی مبارزه با القاعده شبه جزیره عرب تمرکز کرده‌ایم". همین انطباق منافع بین واشینگتن با شیعیان حوثی در یمن که پس از شکست سیاست آمریکا در مورد اعتماد به دولت سنی حاکم بر صنعا و محور محافظه کار عرب به رهبری عربستان سعودی که برای مهار تروریسم جهادی و القاعده در منطقه و یمن ایجاد شده است، کلید تحولات جاری می باشد که به تازگی رقم خورده است. تجارب تاریخی در مبارزه با تروریسم بنیادگرای جهادی در طول چند سال گذشته و به خصوص بعد از ظهور داعش در خاورمیانه موجب شد تا واشینگتن به این واقعیت متقاعد شود که محور سنی محافظه کار به رهبری عربستان، قطر و ترکیه گزینه مناسبی در جنگ علیه تروریسم نیستند.
از حدود سه سال پیش رابطه بین واشینگتن – ریاض به دلیل سیاست های متناقض و زیگزاکی عربستان در خصوص مواجهه با بنیادگرایی اسلامی و تروریسم جهادی در زمان حیات "ملک عبدالله" پادشاه این کشور که به تازگی درگذشت، به مرز بی اعتمادی رسیده بود. هم اکنون که "ملک سلمان" بعد از مرگ پادشاه پیشین در مسند رهبری عربستان قرار گرفته است با توجه به سیاست به شدت محافظه کارتر وی و نزدیکی ملک جدید با جناح جمهوریخواه و رقیب آقای "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا، به نظر می رسد که دولت دمکرات در واشینگتن می خواهد از جریانات شیعه (به خصوص در عراق و یمن) در منطقه علیه تروریسم جهادی استفاده کرده و همه تخم مرغ های خود را همچون گذشته در سبد محور محافظه کار سنی قرار ندهد. در این بین آب شدن یخ های رابطه بین واشینگتن – تهران و احتمال دستیابی به توافق هسته یی بین دوکشور، سیاستمداران دمکرات آمریکا را به سمت یک تجدیدنظر در روابط منطقه یی خود در خاورمیانه متقاعد کرده است که چگونگی برخورد با تحولات یمن نیز متاثر از این وضعیت می باشد. عدم تاثیرگذاری و ایفای نقش تعیین کننده از سوی ریاض در تحولات یمن در طی ماه های اخیر، این نکته را برای واشینگتن روشن کرد که ریاض نمی تواند یا نمی خواهد یک متحد آلترناتیوی برای سرکوب تروریسم جهادی و سامان بخشیدن به اوضاع متشنج در مناطق بحرانی تلقی شود. از طرف دیگر با توجه به اینکه هم اکنون سه جناح عمده در یمن (شیعیان حوثی، حامیان علی عبدالله صالح، استقلال طلبان جنوبی) وجود دارند که هیچ کدام چندان زیر نفوذ ریاض نیستند، برای واشینگتن این شک به یقین تبدیل شده است که برای ایفای نقش در آینده یمن نمی تواند روی عربستان همچون گذشته حساب ویژه باز کند. آنچه هم اکنون در یمن می گذرد قطعه یی از پازل منطقه یی است که در یک سوی آن تروریسم جهادی و در سوی دیگر آن رقابت های ژئوپلتیک منطقه یی – بین المللی ایفای نقش می کنند. میزان نزدیکی و دوری هر کدام از این بازیگران و چینش این پازل در همکاری – رقابت در وضعیت موجود و تحولات آتی، به انطباق مواضع این نیروهای بومی و بازیگران بیرونی در چارچوب اهداف جدید که در آن اولویت اصلی به مبارزه با تروریسم جهادی و بنیادگرایی اسلامی داده شده است، بستگی خواهد داشت.