زندگی را صدا کنیم
ما انسانیم زندگی حق مسلم ماست!


دریادل توانا


• بیماران ثبت شده و نیازمند کمک از انجمن حمایت از بیماران سرطانی در یکی از شهرهای کم جمعیت ایران (۱۱۰ هزار نفر) بالغ بر ۱۲۰ نفر است! متوسط سن مبتلایان به سرطان در این شهر کوچک و کم جمعیت ۲۵ سال است! چرا پزشکان ایران سکوت کرده اند؟ چرا روند رو به گسترش بیماری سرطان را مورد توجه جدی قرار نمی دهند؟ ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۱٣ دی ۱٣۹٣ -  ٣ ژانويه ۲۰۱۵


بیماران ثبت شده و نیازمند کمک از انجمن حمایت از بیماران سرطانی در یکی از شهرهای کم جمعیت ایران (۱۱۰ هزار نفر) بالغ بر ۱۲۰ نفر است!
متوسط سن مبتلایان به سرطان در این شهر کوچک و کم جمعیت ۲۵ سال است!
چرا پزشکان ایران سکوت کرده اند؟ چرا روند رو به گسترش بیماری سرطان را مورد توجه جدی قرار نمی دهند؟ چرا مراکز پژوهشی و تحقیقاتی این روند رو به تزاید سرطان در ایران را مورد بررسی قرار نمی دهند؟ چرا علل و عوامل موثر در این واقعیت دردناک را بیان نمی کنند؟ آیا ساختار نظارت و کنترل تولید و توزیع مواد خوراکی و لبنی نقشی در این موضوع ندارد؟ آیا استفاده از روغن پالم در پرچرب نمودن لبنیات، استفاده از روغن سوخته و آلوده در تولید شیرینی و شکلات، استفاده از بنزین غیراستاندارد پتروشیمی ها و آلودگی فزاینده محیط زیست... نقش برجسته ای در ابتلا به سرطان ندارند؟ آیا آلودگی وسیع دریای خزر و رودخانه ها در اثر سرریز فاضلاب های خانگی و صنعتی، و در ادامه استفاده از ماهیان دریای خزر عاملی اساسی در ابتلا به سرطان نیست؟ آیا در اثر همین آلودگی ها، مرداب انزلی که زمانی زیستگاه انواع پرندگان مهاجر و بومی، ماهیان... و موجودات زنده بوده است و امروز دیگر آثاری از حیات در آن دیده نمی شود، همین آلودگی ها نیست؟ آیا بهره برداری از گوشت و استخوان احشام مرده، مثل لاشه اسب، گاو، سگ، گربه در تولید خوراک پرورش طیور و ماهی مسبب انتقال بیماری به انسان ها نیست؟ آیا تولید گسترده چیپس، پفک و... مطابق با استانداردهای بین المللی است؟
آیا... آیا...؟
همه خردورزان، شخصیت ها و دلسوزان به این آب و خاک وظیفه دارند در مقام ایفای مسئولیت اجتماعی و اخلاق انسانی، راهی برای جلوگیری از زیانهای جانی و مالی جبران ناپذیر سونامی سرطان بیابند.
لحظه ای، فقط لحظه ای خود را در جای مادری بگذاریم که ناظر دست و پنجه نرم کردن فرزند خویش با هیولای سرطان، درد و مرگ است! لحظه ای به چشمان اشک بار پدری نگاه کنیم که عاجز و ناتوان از تهیه دارو برای تسکین درد وحشتناک سرطان فرزند خویش است! نگاه ملتمس بیماری را بنگریم که مرگ را برای پایان درد و پایان مبارزه دهشتناک و جانکاه با هیولای هزار پای سرطان هدیه ای می داند!
بیائید با هم، یکصدا با تلاشی گسترده برای مبارزه با هیولای سرطان و بارور نمودن امید به زندگی در ایران همت کنیم!