نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است


حسن رحمان پناه


• اردوغان در عرصه داخلی نیز، با اسلامی کردن بیشتر قوانین، تغییر در قضات بالای دیوان عالی، تبدیل پست ریاست جمهوری از پستی تشریفاتی به مقامی اجرایی و بالاترین مقام این کشور، فشار برای محدود کردن روز به روز بیشتر آزادیهای اجتماعی و مبارزاتی که حاصل دهها سال زحمت، فداکاری و جانبازی طبقه کارگر، کمونیست ها و آزادیخواهان این کشور است، اقدام نمود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۶ آذر ۱٣۹٣ -  ۲۷ نوامبر ۲۰۱۴


رجب طیب اردغان در طول ١١ سال نخست وزیری ترکیه به نامی آشنا در منطقه و در سطح جهان تبدیل شده است. این روزها سخنان و اظهار نظرات "فیلسوفانه" وی از قبیل "کشف آمریکا توسط مسلمانان ٣٠٠سال قبل از کریستف کلمب " و یا سخنانش در کنفرانس زنان استانبول در روز ٢٤ نوامبر که گفت "زنان و مردان با هم مساوی نیستند" هرچه بیشتر توجه رسانه و مردم را به سوی وی جلب کرده است. آنچه اردوغان و سخنان بی مایه و پوچ ایشان را در صدر اخبار و گزارشها قرار می دهد، نه اهمیت نام و جایگاه فردی و موفقیت های شخصی وی، بلکه دلیل اصلیش تصاحب قدرت در طول ١١ سال برصندلی نخست وزیری و سپس ریاست جمهوری در کشور مهمی چون ترکیه است.
ترکیه از ویژهگیهای سیاسی، ژئوپولتیک و نظامی خاصی برخوردار و در منطقه بحرانی میان آسیا و اروپا و در خاورمیانه جنگ زده واقع شده است. این کشور یک پایش در قاره اروپا و پای دیگرش در قاره آسیا است. از قرنها قبل و از طریق "جاده ابریشم" شاهراه اتصال این دو قاره به هم بوده است. حاکمیت ترکها بر این کشور و بویژه امپراطوری مذهبی _سیاسی عثمانی به مدت ٦ قرن یا ششصد سال از سال ١٢٩٩میلادی تا پایان جنگ جهانی اول در سال ١٩١٨ میلادی و در برههای از تاریخ، مناطقی از آسیای صغیر، اکثر خاورمیانه، قفقاز، بخش های از اروپا تا دروازه وین و قسمتی از افریقا، تحت سیطره این کشور و مهمترین امپراطوری زمانه خود بوده است. تجزیه امپراطوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول به چندین کشور مختلف، عظمت و بزرگی این امپراطوری را نشان می دهد. تفوق "ترک های جوان" در امور سیاسی این کشور و بویژه از ١٩١٤ و قتل عام یک و نیم میلیون ارمنی در سال ١٩١٥ بعنوان یکی از خوفناکترین کشتارهای تاریخ بشریت، آینده حاکمانی را به تصویر می کشد که با خون و سرکوب نضج گرفته و بر هر خاکی قدم گذاشتهاند به جز ویرانی و آوارگی آرمغانی به همراه نداشتهاند. کشتار و سرکوب مردم کردستان بویژه بعد از پایان جنگ جهانی اول و قدرت گیری "کمال اتاتورک" بعنوان پدر و بانی "ترکیه جدید" یکی دیگر از صفحات خونبار تاریخ ترکیه نوین است. در واقع و بعد از مهاجرت ترک ها از آسیای میانه به مناطق "انادول" حاکمان این قوم تا تشکیل دولت "مدرن" همیشه در حال جنگ، لشکرکشی، کشتار و خونریزی بوده و اکنون نیز در داخل و خارج این کشور به آن آدامه می دهند.
جدا از این تاریخ، "ترکیه نوین" در سیاست جهانی بعد از جنگ جهانی اول و دوم و بویژه در دوران جنگ سرد که از آن بعنوان "دیوار آهنین" غرب در تقابل با جلوگیری از "شیوع کمونیسم" بلوک شوروی و اقمارش به خاورمیانه و شمال افریقا و برخی از کشورهای اروپایی غربی نام برده می شد، نقش مهم بازی کرد. در عرصه نظامی کنونی نیز ترکیه در رتبه بندی جهانی ششمین ارتش بزرگ دنیا و در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) پس از آمریکا، بزرگ ترین ارتش با مدرن ترین سلاحهای کشتار در بین دیگر اعضای این پیمان را در اختیار دارد.
ترکیه در شکل دهی به "نظم نوین" امپریالیستی آمریکا و متحدینش که با فروپاشی دیوار برلین آغاز و به از هم پاشیدن "بلوک سوسیالیستی شرق " و پیمان نظامی "ورشو" منجر شد از ستونهای مهم حامی و حافظ سیاست آمریکا در منطقه بود. در جنگ اول خلیج فارس که دیکتاتور عراق (صدام حسین) از کویت رانده شد و ملی گرایان ترک با حمایت ارتش که تبلیغ می شود پاسدار نظام لائیک این کشور است در اقتدار بودند، با واگذار کردن پایگاه هوایی "اینجرلیک" در اختیار ارتش آمریکا و متحدینش عملآ به بخشی از جنگ در عراق و اکنون خاورمیانه تبدیل شده است.
اما با به قدرت رسیدن حزب " عدالت و توسعه" (a k p) در سال ٢٠٠١ که خود را حزبی راستگرا و میانه با افکار اسلامی معرفی میکند و توسط "رجب طیب اردوغان" نخست وزیر اسبق و رییس جمهور کنونی که از شاگردان "نجم الدین اربکان" از مۆسسین احزاب "سعادت، فضیلت و رفاه " که در سال ١٩٩٦ نخست وزیر ترکیه شد و در فوریه ٢٠١١ در گذشت، عملآ صحنه سیاسی این کشور عوض شد.
کسب قدرت توسط حزب "عدالت و توسعه" در ترکیه و اقدامات آن در عرصه داخلی و بویژه با دیدگاههای مذهبی که عملآ در تقابل با نظام سکولار و لائیک این کشور بود با دخالت دادگاه عالی این کشور و صدور رآی به نفع اردوغان و حزب مطبوعش در سال ٢٠٠٨ بدون همکاری و همدلی ارتش این کشور که ساخته و پرداخته دست آمریکا است ممکن نمی شد. آمریکا و متحدینش در تقابل با زیادهرویهای اسلام بنیادگرا که جمهوری اسلامی ایران در سال ١٩٧٩ آنرا بعنوان مدل حکومتی نو برای سرکوب قیام مردم ایران، جلوگیری از سرایت و گسترش عملی آن در منطقه و همچنین در ضدیت با شیوع کمونیسم در همکاری و توافق قدرتهای امپریالیستی غرب بر مسند قدرت قرار گرفته بود و عملآ این الگوی حکومتی با بن بست روبرو شده بود، به بدیل اقتدار اسلامی "میانه رو" در منطقه نیاز داشتند که حزب "عدالت و توسعه" در ترکیه چنین الگویی بود. اما واقعیات بعدی سیاست "حزب عدالت و توسعه" بویژه امید و رۆیای زنده کردن خلافت عثمانی و چشم طمع به خاک و نفت برخی از کشورهای همجوار که تا قبل از جنگ جهانی اول بخشی از امپراطوی عثمانی بودند از جمله عراق و سوریه، در کنار ادعای رهبری "جهان اسلامی سنی" در تقابل با اسلام شیعی حاکمان بر ایران، ایجاد تنش با اسرائیل و فاصله گرفتن از آن و دفاع دروغین از مردم فلسطین، کوشش برای دخالت در رویدادهای ٣ سال اخیر خاورمیانه و شمال افریقا که علیه دیکتاتورهای حاکم بر این کشورها آغاز شده بود و به منظور به بیراهه بردن این اعتراضات و در راستای اهداف سیاسی و اسلامی خود، بخشی از اقدامات و پروژههای "اردوغان" و حزب مطبوعش جهت دست بالا پیداکردن در سیاستهای منطقهای بود که همراه با چاشنی اسلامی در برابر رقبای اصلیش بویژه ایران و عربستان سعودی در منطقه پیش برده شده است.
اردوغان در عرصه داخلی نیز، با اسلامی کردن بیشتر قوانین، تغییر در قضات بالای دیوان عالی، تبدیل پست ریاست جمهوری از پستی تشریفاتی به مقامی اجرایی و بالاترین مقام این کشور، فشار برای محدود کردن روز به روز بیشتر آزادیهای اجتماعی و مبارزاتی که حاصل دهها سال زحمت، فداکاری و جانبازی طبقه کارگر، کمونیست ها و آزادیخواهان این کشور است، اقدام نمود. سرکوب بیرحمانه اعتراضات تودهای "میدان تقسیم" در استانبول، بازی با کارت کرد و پیش برد توطئهگرانه "پروسه صلح" با حزب کارگران کردستان (پ ک ک) که چیزی جز خواست خلع سلاح و تسلیم نیروی نظامی این حزب تاکنون نبوده که همزمان به توهماتی در میان مردم کردستان دامن زده و باعث اعتبار نسبتآ بیشتری برای اردوغان و حزب وی نسبت به نیاکانش در مناطق کردستان گردیده از دیگر سیاستهای اسلامی و مزورانه رییس جمهور کنونی ترکیه می باشد. همچنین کشتار بیرحمانه مردم کرد در کردستان ترکیه در دو ماه گذشته که در حمایت از مقاومت کوبانی و علیه گروه تروریست خلافت اسلامی جیره خوار دولت ترکیه "داعش" به خیابانها سرازیر شده بودند، حمایت و پشتیبانی از داعش و حامیان آنها در داخل ترکیه و موضعگیری و اظهارنظرهای اسلامی که طی ماهها و هفتههای اخیر در رابطه با مسائل مختلف بیان داشته، بخشی از سیاستهای سرکوبگرانه و نگرش کاملآ مذهبی و اسلامی اردوغان و حزبش به مسائل سیاسی و اجتماعی در جامعه ترکیه و دیگر رویدادهای منطقه بوده است.
اتخاذ هیچ کدام از این سیاست ها، یک شبه و ناشی از پراگماتیسم اردوغان و حزب تحت رهبری ایشان نیست، بلکه دقیقآ از افکار اسلامی نامبرده نشآت می گیرد. اردوغان نیز همچون یکی از شاگرادن مکتب اسلام و محمد برای پیشبرد پروژههایش به زمان و نیرو نیاز دارد. باید مخالفینش را خنثا و سپس آنان را از میان بردارد. کاریکه محمد پیغمبر مسلمانان با قبایل یهودی حاکم بر مدینه که وی را پناه داده بودند آنجام داد. خمینی بناینگذار جمهوری اسلامی نیز با اتکا به همین روش و الگو تا قبل از رسیدن به قدرت از "برابری زن و مرد، تقسیم عادلانه پول نفت میان مردم، تساوی ادیان و ملل مختلف، تعویض قدرت مطابق آراده مردم و غیره" صحبت می کرد. اما همینکه بر صندلی گرم و نرم حاکمیت لم داد هرآنچه را که وعده داده بود با اتکا به "تقیه اسلامی" که محمد پیغمبر مسلمانان از زبان خدا در دو آیه "ال عمران و نحل" آنرا بر پیروانش مجاز نموده، فراموش کرد و به جان مخالفین افتاد و گورستانها را آباد و ایران را برای صد سال از سیر حرکت رو به پیش به عقب راند. بذر جمهوری اسلامی، بعنوان رژیم بنیادگرای مذهبی و بدیل مطلوب و مناسب امپریالیست های غرب که علیه رقبایشان کاشتند، توفان بنیادگرایی نوع "القاعده، طالبان، جبهه النصره، الشباب، داعش" و دهها گروه تروریستی دیگر را از آن درو کردند.
سخنان اردوغان از قبیل "کشف قاره آمریکا توسط مسلمانان ٣٠٠ سال قبل از کریستف کلمب" و گفتن اینکه "زنان و مردان با هم مساوی نیستند، نمی توان با زنان مانند مردان رفتار کرد" و مخالف های مکررش با "سقط جنین، وضع حمل با عمل سزارین، عدم برابری زن و مرد در محیط کار" و دهها نمونه دیگر از زن ستیزی وی همراه با دفاعیات فکری، مادی و نظامی از گروهای تندرو اسلامی در فلسطین، مصر و جاهای دیگر و طی ٣ سال اخیر در سوریه و بویژه از گروه تروریستی و جنایتکار "دولت اسلامی عراق و شام" (داعش)، تنها از روی مصلحت سیاسی و "منافع ملی" ترکیه اتخاذ نشده است، بلکه اساسن ناشی از نگرش ارتجاعی، زن ستیز و مردسالار وی و بر گرفته از عقاید مذهبی و اسلامیش است که مطابق شرع اسلام، زن "از دنده چپ مرد زاده شده است"، بنا براین با مرد مساوی نیست و "جنس دوم، ضعیفه، ناقض العقل" و دههها اتهام کثیف و سخیف دیگرعلیه زنان که تنها بخشی از ایدئولوژی، برنامه و سیاست دولت ها، احزاب و گروههای مذهبی و اسلامی با مردان "مۆمن" و شمشیر به دست از نوع صحابه قدیم یا داعشیان امروز و در خدمت حفظ وضع موجود و نظام ظالمانه و طبقاتی سرمایهداری با پشتوانه دین است. اردوغان اسلامگرا حتمآ به یاد دارد صندلی نخست وزیری ترکیه که ١١ سال بر آن لم داد و اکنون نیز رییس جمهور شده از سال ١٩٩٣ تا ١٩٩٦ در اختیار زنی به اسم "تانسو چیلر" از "حزب دمکرات ترکیه" بود که تحصیلات، مدرک تخصصی و توانایهای فردی و سیاسیش نیز از "اردوغان" بالاتر و از شاگردان "مارگارت تاچر" از هارترین و جانی ترین جناح راست بورژوازی نئولیبرال در سطح جهان و خدمات شایستهتری نیز به طبقهای که آنرا نمایندگی میکرد آنجام داد.
سخنان و اقدامات عملی تا کنونی "اردوغان" در داخل و خارج ترکیه، اگر از سویی در خدمت به تقویت جریانات ارتجاعی_اسلامی و تقویت روحیه و اعتماد به نفس آنان در حمایت از وی و دولت و حزب متبوعش است، اما از سوی دیگر در ضدیت اشکار نه تنها با زنان بعنوان نصف جامعه ترکیه، بلکه در تقابل کامل با کل دست آوردهای مردمی و مبارزاتی در جامعه سکولار و غیرمذهبی ترکیه است که طی چند دهه گذشته دارای جنبش چپ و سوسیالیستی قوی، جنبش کارگری با اتحادیههای پرنفوذ و قدرتمند و همچنین سنت های با ارزش سکولار و دمکراتیک برجسته در کل خاورمیانه بوده است. این واقعیات و نگرانی از جامعه غیرمذهبی ترکیه است که اردوغان را دچار هیستریای روحی و فکری نموده و در تقابل با این جنبش و حرکت اصیل اجتماعی و مبارزاتی از افکار زنگ زده ١٤٠٠سال قبل علیه زنان استفاده و جنایتکارترین گروه تروریستی (داعش) را در سایه حمایت های مادی، معنوی، تدارکاتی و نظامی خود و دولت و حزبش قرار داده است. جنبش مبارزاتی و انقلابی در داخل و خارج ترکیه درمقابل این نئوفاشیست که امید زنده کردن خلافت و امپراطوی عثمانی را در سر و در برنامه دارد، نباید ساکت و بی عکس العمل باشد.
اردوغان همچون عقربی زهراگین است که، نیشش نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است.