سخنی با نویسنده "به مام جلال همه ما"


هادی صوفی زاده


• وجهه آقای طالبانی در سالیان اخیر بدلیل مواضع غلطش شدیدا" لطمه دیده و تبعات آنرا را می توان در بحرانهای کنونی حزبش جستجو نمود. حزب ایشان در آخرین انتخابات نسبت به حزب دموکرات کوردستان و جنبش گۆڕان در موقعیت متزلزلتری قرار گرفت. در یک کلام ریشه این شکست را می توان در نزدیکی آقای طالبانی با رژیم ایران جستجو نمود ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه  ٣ مرداد ۱٣۹٣ -  ۲۵ ژوئيه ۲۰۱۴


پاسخگو بودن فرد یا نهاد در قبال مخاطبین بخشی از فرهنگ نهادینه شده جوامع دموکراتیک است. افرادی که در خارج از ایران زندگی می کنند مطمئنا به پاسخگو بودن جوامع غربی در زندگی روزمرهشان واقفند. در قاموس ایرانیان هستند کسانیکه خود را از بالا تعریف می کنند و خود را در قبال بخشهای زیرین جامعه پاسخگو نمیدانند. آوردن این مثال از این روی است که چند روز پیش آقای رضا فانی یزدی زندانی سابق و از اعضای اتحاد جمهوری خواهان ایران مقیم امریکا مطلبی در ارتباط با بازگشت آقای جلال طالبانی به جنوب کوردستان تحت عنوان به مام جلال همه ما ( مام جلال خوش آمدی ) نوشته بود که محتوای نامه ایشان فراتر از یک خوش امدگویی معمولی و از بهر دوستی، با انگیزههای خاصی، خارج از اینکه با ذهنیت دهه شصتی تنظیم گردیده، و در کل می توان دریافت که ایشان کمترین شناختی از اوضاع سیاسی کوردستان و پیرامون ندارد و با توجه به اینکه در گذشته نیز ایشان در مورد کوردستان اظهارنظرهای نموده بودند تناقضاتی در دیدگاههای سیاسی ایشان در مورد کوردها وجود دارد که مناسب دانستم با ارائه یک کامنت روی مطلب ایشان و سوال ایشان وارد بحث شوم اما متاسفانه ایشان حاضر به پاسخ به سوال بنده نشد.
راست و حسینی اش در این روزها که خاورمیانه در بحرانی عمیقی فرو رفته است و هر طرف بنا به ایده خود در انتظار نتیجه مورد دلخواه و غلبه بر بحران است اینگونه بحثهای حاشیهای زیاد به مذاق جالب نمیخورد اما چون نامبرده پاسخ کامنت مرا نداد و عدم پاسخگویی ایشان مرا آزرد، تصیمیم به نوشتن این نوشته کوتاه نمودم.
آقای فانی یزدی عضو موثر اتحاد جمهوری خواهان با چند سال سابقه زندان خود را در طیف چپ رفورمیزه شده ایرانی تعریف می کند، به درایت رهبران دیگر کورد بغیراز جلال طالبانی با دیده تردید می نگرد اما مشخص نیست شیفتگی ایشان بعنوان یک چپ به مصطفی معین ، سید محمد خاتمی و سید حسن روحانی و رفسنجانی ( با ستناد به آرشیو نوشتههای ایشان )   از چه درایت و ذکاوتی سرچشمه میگیرد؟ .
باید بخاطر آورد حدود ده سال پیش و بهنگام انتخاب مجدد جورج دبلیو بوش بعنوان رئیس جمهور امریکا، آقای مصطفی هجری دبیر اول حزب دموکرات کوردستان ایران پیام شاد باشی به ایشان فرستاد و از ایشان در قبال اینکه ملت تحت ستم کورد در عراق را از چنگ رژیم صدام حسین رها ساخته قدردانی نموده بود و بنوعی از ایشان خواسته بود توجهای به کوردهای ایران نیز داشته باشد. نامه شاد باش آقای هجری بهانهای برای طیفها و افراد مختلف فارس زبان منجمله آقای فانی یزدی گردید تا بشدت علیه آقای هجری موضعگیری نمایند و نامه ایشان را بمنزله دعوت به تهاجم نظامی تلقی نمودند و تصور نمودند که امریکا منتظر نامه آقای هجری برای تهاجم است. اینک آقای فانی در ستایش فردی نامه می نویسد که به کمک تهاجم نظامی امریکا در مصدر قدرت در عراق نشست و ایشان چهرهای مقبول و مورد تائید ایشان است و فراتر نیز به نمایندگی از طرف دیگران نیز سخن گفته و ایشان را مام جلال همه ما خطاب قرار دادهاست. جای سوال است که چرا آقای طالبانی که آشکارا از امریکا دعوت می کرد که به عراق صدام حمله کند مام ایشآن و مردی با درایت است اما چرا آقای هجری که همان مسیون آقای طالبانی را دنبال می کند مورد نکوهش ایشان قرار گرفت. نکته قابل تامل اینکه ایشان در همین مطلبش نوعی بیان کرده است که درایت مام جلال را دیگر رهبران کورد ندارند و از نظر ایشان مام جلال عقل کل است. هر انسان آگاهی که کمی ادبیات ایشان را بخواند متوجه خواهد شد که محتوای نامه آقای فانی یزدی از جنبه حس انسان دوستی و ابراز خوشحالی برای سلامتی آقای طالبانی نیست بلکه از نظر ایشان طالبانی پاسدار حافظ منافع موردنظر ایشان است. بقول معروف دوستی ایشان از حب علی نیست بلکه از بغض عمر است.
   
ستایش توام با نصیحت آقای یزدی از جلال طالبانی بخاطر این است که از نظر ایشان مام جلال عامل اصلی یکپارچگی عراق است و از این منظر فکر می کند همه مردم مثل ایشان می اندیشند غافل از اینکه طب استقلال خواهی کردها در عراق در اوج است و کردهای ایران کمتر از دیگر کردها در روزشماری اعلام استقلال جنوب کوردستان نیستند و حتی گفتمان غالب در میان کردهای ایران راه رسیدن به استقلال بدون تجربه فدرالی است و احزاب کرد ایرانی بیش از هرزمان دیگری تحت فشار اعضا و بدنه خود هستند که استقلال کوردستان را در برنامه آتی خود بگنجانند. تمام این تب و تاب استقلال طلبی نتیجه سالها بی توجهی نیروهای سیاسی ایران اعم از حاکمیت، روشنفکران و اپوزسیون بظاهر مترقی مرکزگراست که چشم بر واقعیتهای ایران بستهاند و همگی در مورد مسئله ملتهای غیر فارس نگاهی یکسان دارند.

جوهره نامه آقای فانی یزدی به جلال طالبانی پایبندی ایشان به فدرالی در عراق و ممانعت آقای طالبانی از فروپاشی آن کشور است و ضعف نوشتار ایشان در اینجاست که تمام این موهبتها را در شخصیت سیاسی مام جلال می بیند و ایشان اندکی تامل نمیکند که چگونه ممکن است یک ایده روی یکنفر متمرکز شود و به آن امیدوار بود و در غیاب ایشان چاره چیست؟ این در حالیست که وجهه آقای طالبانی در سالیان اخیر بدلیل مواضع غلطش شدیدا" لطمه دیده و تبعات آنرا را می توان در بحرانهای کنونی حزبش جستجو نمود. حزب ایشان در آخرین انتخابات نیز علیرغم تقلب با کمک ایران ـ که دست بالایی در تقلب دارند و تسهیلات لازم را برای حزب آقای طالبانی قائل شدند ـ بازهم نسبت به حزب دموکرات کوردستان و جنبش گۆڕان که چند سال پیش از حزب آقای طالبانی منشعب شدند در موقعیت متزلزلتری قرار گرفت. در یک کلام ریشه این شکست را می توان در نزدیکی آقای طالبانی با رژیم ایران جستجو نمود. تاریخ نشان داده است هر جریانی به نزدیکی با ایرانیان بپردازد محکوم به شکست است. نگاهی به سابقه حزب دموکرات کوردستان عراق که متحد رژیم شاه ایران بود و نمونه دیگر حزب اسلامی افغانستان به رهبری گلبدین حکمتیار که چگونه متلاشی شد. اینک آقای فانی یزدی از طالبانی بعنوان یک ناجی مینگرد.

فدرالیسم خوب است اما برای عراق نه برای ایران. فارسها ضرب المثلی دارند که می گوید: مرگ خوب است اما برای همسایه. من در دو جلسه اتحاد جمهوری خواهان حضور داشتم و شاهد بودم که این حضرات چگونه با مسئله ملی در ایران رفتار می کردند و با کلمات بازی می کردند و تمام تلاششان این بود تا ایران نه چند ملیتی بلکه اقوام و همبودهای زبانی تعریف کنند و هنوز هم آنچنان می اندیشند غافل از اینکه ملتها نیازمند این نیستند که دیگران چه هویتی برای آنان قائلند. البته باید اعتراف نمود آن سالها ما آنقدر ساده بودیم که فکر می کردیم حل مسله ملی در ایران در دست این حضرات است و با موافقت آنان و تصویب در یک ماده، ایران فدرال خواهد شد!.
کوتاه سخن، آقای فانی یزدی نگاهی روحانی به مام جلال دارد و آقای طالبانی را در مقام یک آیهالله می بیند و می نویسد "درایت شما در این روزها، و خودداری از اعلام جدایی کردستان از عراق و ادامه حضور موثر شما در رهبری عراق می تواند نه تنها کمک به استقرار صلح و دوستی در منطقه کرده و مانع از جنگ های منطقه ای گردد که می تواند مانعی بر سر راه کشتار کردها در عراق و دیگر کشورها بوده و امکان برادر کشی را در نطفه بخشکاند" . ایشآن با همان متد ایرانی سخن می گوید در حالیکه دنیا عوض شده است و شاید اگر ٣٠ سال پیش بود و چنین نامهای را می خواندیم می گفتیم سلام بر ایشان که ارادت خاصی به مام ما دارد.