این راه را تهران هم می تواند برود!
پیرامون آزمایش هسته ای کره شمالی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱٨ مهر ۱٣٨۵ -  ۱۰ اکتبر ۲۰۰۶


آزمایش هسته ای کره شمالی در روز دوشنبه ۹ اکتبر، هر چند جهان را شگفت زده و تا حدودی خشمگین و بیش از آن نگران ساخته است، اما در عین حال یک بار دیگر نشان داد که هیچ وسیله ی قابل اتکایی در دنیای کنونی ما برای جلوگیری از گسترش تسلیحات اتمی و خارج شدن بیشتر این تسلیحات از کنترل وجود ندارد. کشورهای غربی در چند سال گذشته، تلاش زیادی کردند که مانع تجهیز کره شمالی به سلاح های اتمی شوند، آن ها همه راه ها از تحریم و تهدید تا تطمیع را پیمودند و نتیجه ای نگرفتند. روز گذشته نهمین قدرت هسته ای جهان در شرایطی متولد شد که پیش از آن، همواره از نیت صلح آمیز فعالیت های هسته ای خود سخن می گفت.
آزمایش هسته ای کره شمالی، در عین این که جهان و به ویژه مردم صلح دوست آن را در نگرانی و هراس فرو برده، اما در دل مشتی از صاحبان قدرت، که تصور می کنند با دست یابی به قدرت تخریبی اتم می توانند بر بقای حکومت های خود بیفزایند، شور و امیدی تازه ای به وجود آورده است. بعد از دست یِابی پیونگ یانگ به سلاح اتمی، اکنون تهران می تواند با اطمینان خاطر بیشتری به رویاهای اتمی خود بیاندیشد و باور کند که «طرابلس» تنها مدل قابل تقلید نبوده و نیست. و چه کسی می داند که حکومت جمهوری اسلامی ایران تنها کاندید و مشتاق پیوستن به قدرت های اتمی جهان باشد و این فهرست همچنان طویل تر نشود.
منطق جهان کنونی می گوید راهی را که پیونگ یانگ پیمود، تهران هم می تواند بپیماید. فشارهایی که آمریکا و اروپا به نام «جامعه ی جهانی» بر حکومت اسلامی ایران وارد کرده اند، نتوانسته است مانع پیشروی مستقیم و مداوم آن به سوی دست یابی به فناوری هسته ای شود و امروز بعد از تجربه پیونگ یانگ، لحظه ای نباید در این موضوع تردید کرد که هر حکومتی که بی توجه به منافع مردم خود به سوی فناوری هسته ای می رود، تولید سلاح های اتمی را در چشم انداز خود قرار داده است.
حتی اگر اراده ی «جامعه ی جهانی» بر تحریم و تنبیه سخت جمهوری اسلامی هم قرار گیرد، دشوار می توان تصور کرد چنین تحریم و تنبیهی کارساز شود. زیرا همواره در همان جامعه ی جهانی قدرت ها و محافلی هستند که به خاطر منافع سیاسی و یا اقتصادی خود «اراده ی جهانی» را نادیده گرفته و شرایط و وسائل زیرپا گذاشتن آن را فراهم آوردند و فضاهایی را ایجاد می کنند که قارچ های اتمی از درون آن ها سر بر کشد.
 
جلوگیری از تحقق برنامه های هسته ای حکومتی که خواست ملت خود را نادیده می گیرد و برای تامین امنیت خود و یا صدور ایدئولوژی خود به جهان، به سوی مسلح شدن به سلاح هسته ای در حرکت است، اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار است. بقای جمهوری اسلامی، همواره خطر تبدیل آن به یک قدرت اتمی را با خود به همراه خواهد داشت. برای از بین بردن این خطر، نه سازش با حکومت مستبد و «پذیرفتن» آن، که تلاش برای حل ریشه ای و رادیکال منشاء خطر، یعنی پایان دادن به چنین حکومتی تنها راه ممکن و مفید است.
تهاجم نظامی، آن گونه که برخی محافل در آمریکا در صدد اجرای آن هستند، مورد پشتیبانی نیروهای دموکراتیک در جامعه ی ایران قرار نخواهد گرفت. زیرا مردم ایران و نیروهای سیاسی آزادی خواه آن ها، مدت هاست به این حقیقت واقف شده اند که مشکل کنونی جامعه ی ما در درجه ی اول وجود استبداد دینی و محرومیت ملت و کشور از آزادی است و مهم ترین و مقدم ترین وظیفه و رسالتی که در برابر ملت ایران قرار دارد، تعویض این استبداد با یک حکومت دموکراتیک است. چنین جابجایی خطر «ایران هسته ای» را نیز در کنار مسائل بسیاری دیگری، بلاموضوع خواهد ساخت. جنگ در ایران به تعویض استبداد با یک حکومت دموکراتیک منجر نخواهد شد.
تغییرمحور فشار به حکومت اسلامی از «برنامه ی هسته ای»، به حقوق بشر و دموکراسی، موضوعی است که نیروهای دموکراتیک ایران همواره آن را مطرح کرده و خواهان توجه به آن از سوی همه ی کشورها و محافل جهانی شده اند. تمرکز فشار جهانی بر تهران با هدف اعتراض به نقض حقوق بشر و پایمال ساختن آزادی های دموکراتیک، اقدامی است که به طور مستقیم جنبش دموکراسی خواهی در جامعه ی ما را تجهیز و تقویت می کند. برای یک لحظه نیز نباید فراموش کرد که همین جنبش است که رسالت و وظیفه ی بزرگ برقراری دموکراسی در ایران و ارسال پیام صلح دوستی و برادری به جای جنگ و تروریسم و گسترش نفرت از تهران به سراسر جهان را بر عهده دارد و جهان چنان چه حقیقتا نگران تهدید هسته ای از سوی جمهوری اسلامی است، باید هر آن چه در توان دارد، برای حمایت از این جنبش و تقویت آن به کار ببرد.