قصه اش درازه... تیم ملی فوتبال!


• وقتی همه بازیکنان به کمبود لباس تعویضی و شستن آن اعتراض کردند, و آندرانیک تیموریان با کمک علم ریاضی ثابت کرد لباسها ۱۰ ساتیمتر آب رفته اند، علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال به صحنه آمد و یکی از مفاد دستورالعمل کمیته شستشوی لباس در فدراسیون فوتبال را اینگونه تشریح کرد: لباس ها را نباید با آب داغ شست! ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۶ خرداد ۱٣۹٣ -  ۲۷ می ۲۰۱۴



اخبار روز - کرد سنندجی: سال ۱۹۷٨ است و یک ماه و اندی روز به آغاز جام جهانی آرژانتین وقت باقی است. تیم ملی فوتبال ایران که توانسته یکی از دو سهمیه قاره آسیا را کسب کند جزو شانزده تیم حاضر مرحله نهائی در آرژانتین است. رومانی, فرانسه, بلغارستان, آرژانتین, الجزایر, یوگسلاوی و غنا از جمله حریفان تدارکاتی یا رسمی - چون بازی نماینده آسیا با نماینده آفریقا - هستند.
ایران به جشنواره رئال مادرید به سبب صدمین سال تاسیس این باشگاه دعوت می شود و با هواپیمائی ”هما, ایران ایر” همراه با خبرنگاران و مفسران و عکاسان دو مجله کیهان ورزشی و دنیای ورزش و یکی دو روزنامه سیاسی صبح و گروه رادیو تلویزیون ملی با پوشش مالی و امکانات رایگان ارسال خبر و عکس از طرف سازمان متبوعه خود عازم مادرید می شود و هنوز قدم به ورزشگاه سانتیاگو برنائو نگذاشته است که دعوت نامه حضور در مسابقات چند جانبه بنام ”تورنمنت پاری سن ژرمن” را دریافت می کند. آنهم در فاصله نزدیک به یک سال. پنجاه هزار تماشاگر بازی ایران را تحسین می کنند, وقتی بازی در وقت قانونی (هر تیم یک بازی انجام می داد و در صورت تساوی بازی به وقت اضافی و ضربات پنالتی کشیده می شد) با نتیجه یک بر یک خاتمه یافت تماشاگران انبوه در استادیوم یکپارچه تیم ایران را تشویق می کردند و دهها مفسر بزرگ فوتبال اروپا در نوشته ها و تفسیرهای خود تیم ایران را تحسین می کنند.
شادروان د- اسدالهی (مهدی-اسدالهی) تیتر “شاهکار در تولوز“ را برای گزارش خود انتخاب می کند و فشرده ای از گفتگوهای خود را با ”ساستر” رئیس وقت فدراسیون فوتبال فرانسه”, جان فیلیپ روتاکر” از مفسرین بنام و “فیلیپورتون“ نویسنده روزنامه اکیپ و فرانس فوتبال و سرانجام” میشل هیدالگو” مربی فرانسه شرح می دهد که چگونه این افراد صاحب نام در دنیای فوتبال بازی تیم ایران را ستوده اند و تیم ایران را به سیلاب و بالاتر از قاعده تشبیه کرده اند. (۱)
مربیان تیم ملی و سر مربی آن, حشمت مهاجرانی, برای انتخاب لیست نهائی برای حضور در آرژانتین با تراکم و ترافیک بازیکن روبرو هستند. یکی از سه اسطوره تاریخ فوتبال ایران و آسیا یعنی پرویز قلیچ خانی کاپیتان تیم ملی از فوتبال کناره می گیرد و اگر اغراق نباشد همطراز با تشکیل سه تیم ملی بازیکن هم سطح برای گزینش وجود دارند. در هر پست چند بازیکن. برای مثال در پست دروازه بانی زنده یاد ناصر حجازی, بهرام مودت که اینک در خارج و از اعضای مجاهدین خلق است, رضا کربکندی که تا سالی بیش مربی تیمهائی مثل ذوب آهن بود, منصور رشیدی که در تیمهای سایپا و صنعت نفت و تیم های دیگری کمک و مربی بوده, کریم بوستانی که سال گذشته کمک مربی استقلال تهران بود, حسین راغفر که بعد از انقلاب مدتی معاون سازمان تربیت بدنی و رئیس فدراسیون فوتبال شد و اینک استاد دانشگاه است و رضا قفلساز کاندیدای دریافت پیراهن تیم ملی بودند. سرانجام تیم ملی فوتبال ایران با بدرقه با شکوهی عازم جام جهانی ۱۹۷٨ آرژانتین می شود.

اما، دیروز تیم ملی فوتبال ایران دومین بازی تدارکاتی خود را در کشور اطریش انجام داد. کاروان تیم ایران قبل از عزیمت پس از سفت کن و شل کن های متعدد با ده بازیکن و بدون دروازه بان عازم آفریقای جنوبی برای برگزاری نادرترین اردوی فوتبال شد، جائی که در در روزهای اولیه، دروازه بانی در این اردوی تدارکاتی حضور نداشت و بازیکن ذخیره ای هم روی نیمکت نبود. پس از حرف و حدیث های فراوان دو بازی دستگرمی در سطح بازی های رایج در سطح محلات تهران با دو باشگاه کشور میزبان برگزار شد که باز یکی از حوادث نادر تاریخ فوتبال در این اردوی تدارکاتی روی داد: مربی تیم حریف داور وسط و کمک مربی تیم ملی ایران یکی از کمک داوران بود که با لباس تیمهای خود قضاوت مسابقه را بعهده داشتند!!
در جریان این اردو بازیکنان تیم ملی چون زندانیان گوانتامانا و سایر زندانها، شستشوی تک لباس های خود را طبق برنامه انجام می دادند و هر روز ضمن آب رفتن و کوچک شدن تک لباس ها، رنگ آنها نیز کمرنگ تر و به رنگ دیگری تبدیل می شد و بر اثر این فعل و انفعالات شیمیائی و زیست محیطی، سر و پای یوز پلنگ در طرح حک شده روی پیراهن یکی می شد. وقتی همه بازیکنان به کمبود لباس تعویضی و شستن آن اعتراض کردند, و آندرانیک تیموریان پا را ار این فراتر گذاشت و با کمک علم ریاضی تصدیق کرد که لباسها ۱۰ ساتیمتر آب رفته اند، علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال با افتخار به صحنه آمد و یکی از مفاد دستورالعمل کمیته شستشوی لباس در فدراسیون فوتبال را اینگونه برای افکار عمومی تشریح کرد: لباس ها را نباید با آب داغ شست!

از آفریقا به اطریش رسیدند. ابتدا یک مسابقه با بلاروس تیمی که حتی خود را باور ندارد برگزار کردند و نتیجه بازی چون کیفیت آن هیچ بود و مساوی بدون گل. نوبت به بازی دیروز رسید تا تیم ملی در حضور ۵۰۰ تماشاگر واراداتی توسط سفارت ایران در اطریش و یک فرد از روابط عمومی فدراسیون فوتبال که هم مسئول بود و هم خبرنگار و عکاس (البته عکاسی با موبایل) مسابقه بدهد. قرار بود این فرد اخبار و تک عکس بازی را به سایت فدراسیون فوتبال مخابره کند و رسانه های ورزشی و سایر منابع خبری با استناد به تعریف و تمجیدهای وی اخبار تقلیدی را در بوق و کرنا کنند. در آن طرف حسن نصراله رهبر حزب اله در حالی که چند نماینده از رسانه های گروهی ایران اطراف وی را احاطه کرده اند بطور مستقیم و زنده بر صفحه صدا و سیمای حاج ضرغامی و شرکا حاضر می شود!
تیم ملی با تیم ”مونته نگرو” که بازیکنان شاخص آن در فصل تعطیلات تابستانی بسر می برند و ترکیب این تیم نیز از بازیکنانی تشکیل شده بود که برای اولین یا دومین و سومین بار بازی ملی خود را تجربه می کردند صفر بر صفر مساوی کرد تا کارلوس کیروش مربی از حالا برکنار شده ایران, نه با لباس رسمی تیم ملی بلکه با آن کت معروف آبی و شلوار جین به روزهای بعد از جام جهانی فکر کند! وی تمام جهان را سفر کرده است تا هر چه دو رگه و چند رگه است را کشف کند و به تیم ملی دعوت کند که با تمام گشت و گذارها و ترفندها کل نفرات تبعیدی, دو رگه, لژیونر و لیگ برتر فوتبال ایران به ۲٣ بازیکن رسیده است!

کیروش در اولین حضورش در ایران و قبل از این که قراردادی را منعقد کند در کنفرانس رسانه ای خود از عدم حضور خبرنگار زن در کنفرانس سئوال کرد که به ایشان گفتند ”خانم رفته گل بچیند”. وی از آفریقا تا اطریش نیز سئوال کرد چرا خبرنگاری همراه تیم نیست؟ وی نمی داند و شاید هم می داند و ساکت است که خبرنگاران چون گداهای سامره منتظر بذل و بخشش وزارت ارشاد یا چراغ چشمک زن فدراسیون فوتبال هستند. تعدادی از رسانه ها از جمله خبرگزاری ایرنا، خبرگزاری ایسنا، خبرگزاری فارس، خبرگزاری مهر، خبرگزاری تسنیم، خبرگزاری برنا، سایت آی اسپورت، روزنامه ابرار ورزشی، روزنامه گل، روزنامه وطن‌امروز، روزنامه شرق و روزنامه تهران تایمز، پذیرفته اند که برای اسپانسر تیم ملی در رسانه هایشان آگهی رایگان چاپ کنند و در عوض فدراسیون فوتبال نیز به اندازه مبلغ توافق شده (پایاپای و تهاتری) هزینه اعزام نمایندگان این رسانه ها را تامین کند تا بقول آن تک گوئی معروف بهمن مفید در فیلم قیصر که می گفت: قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش... و حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین که! قصه را درازتر کنند!

(۱) کیهان ورزشی. شماره ۱۲۴۷. اردیبهشت ۲۵٣۷. ص۱۲

* استفاده از این مطلب با ذکر منبع(سایت اخبار روز)بلامانع است