پاسخ مثبت به فرا خوان کنگره ملّی آقای عبّاس امیر انتظام آغازگر تشکیل اپوزیسیون منسجم و متشکّل


پرویز حاتمی



اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه  ۲۴ شهريور ۱٣٨۵ -  ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶


من پرویز حاتمی، بعنوان یک ایرانی در نوشته زیر برداشت ها شخصی خود را در مورد پاره از وظائف و مسئولیت های کنگره ملّی که آقای   عبّاس امیر انتظام (1) چندی پیش فراخوان آن را داده اند   ابراز میکنم.
 
برای ما اکثریت مردم ایران، شرط لازم جهت رسیدن به یک دولت دمکراتیک و برآمده از تمام آحاد مردم یک صدا شدن و در نهایت بیرون آمدن است. این شرط لازم همراه با شرط کافی که وجود یک اپوزیسیون منسجم است، می تواند ما را   به هدفمان سریع تر و کم هزینه تر برساند. اپوزیسیونی متشکّل از نمایندگان مردمی که خواهان برقراری آزادی و دمکراسی در ایران هستند.
مانعی که در برابر ما ایرانیان قد برافراشته تا از رسیدن ما به آزادی و دمکراسی جلوگیری کند، شبکه جهانی اسلامیون متحجّر است. اینان در مجموع اقلیت بسیار، بسیار، یسیار کوچکی از فرقه های محتلف مسلمانان   شیعه و سنّی هستند، که سردمداران و تئوریسین های آنها، از هر ملّیتی که باشند برداشتی فاشیستی از دین دارند و مدینه فاصله شان ایجاد امپراطوری اسلامی بر اساس حکومت مستبد خلیفه گری دینی است. طرز تفکری، که صاحبانشان بخوبی میدانند که متاعشان در جوار فضای آزاد سیاسی بی مشتری است و جیبشان خالی ار آن پول های باد آورده است. آنها بخوبی واقفند که ارمغان آزادی برای آنها ایزوله شدن سیاسی در جوامع آراد است. مانند نازی ها، فاشیست ها، و کوکلاس کلان ها. واقعیت محضی که دنیا نیز بآن واقف است این است، که این شبکه در حال حاضر بنام حکومت جمهوری اسلامی، کشور ایران و مردمانش را بگروگان گرفته است. خاک ایران مهمترین سنگر نظامی دولتی این شبکه جهانی فاشیستی و تروریستی است. تلاش کنونی این شبکه جهانی   فاشیستی برای حفظ مهمترین سنگرش، دستیافتن به بمب اتمی است. اسلحه مخرب اتمی در دست سردمداران این سازمان بزرگترین تهدید، برای امنیت دنیا و نسل بشر است.
 
دنیا اکنون بخوبی واقف بخطر فوری که اتمی شدن شبکه جهانی اسلامیون متحجّر میتواند برای امنیتش ایجاد کند شده است. شکّی نباید داشت که آنان مصمّم به حلّ این مشکل فوری جهانی بهر قیمتی که باشد هستند. همکاری تنگاتنگ با اپوزیسیون منسجم و متشکّل از نمایندگان واقعی مردم ایران در انجام این مهم، آرزوی دنیا و سردمداران آن است. نقش بزرگ دیگر این اپوزیسیون پیگیری روند رسیدن به دمکراسی بر ایران در صورت ترفند قبول حکومت جمهوری اسلامی به دست بر داشتن از جاه طلبی های اتمیش است. وادار کردن دنیا برای کمک جدی بمردم ایران با گرفتن موضع علنی بر ضد حکومت جمهوری اسلامی بخاطر مسائل حقوق بشری فقط با داشتن اپوزیسیون منسجم و متشکّل امکان پذیر است. ما باید باین نتیجه برسیم که همکاری بین اپوزیسیون و دنیا روند رسیدن به دمکراسی را به ایران، سریع تر و کم هزینه تر خواهد کرد.
محور اصلی تشکیل این اپوزیسیون حول الغاء این واقعیت به دنیاست که 75% از مردم ایران که اکنون از حقّ رأی دادن برخوردار هستند، در زمانی که رفراندم جمهوری اسلامی انجام شد یا بدنیا نیامده بودند یا بسن قانونی برای رأی دادن نرسیده بودند. این بر اساس سرشماری سال 2000 در ایران است. این نسبت در سال کنونی 2006 ببالاترین از این رفته است. در اینجا این گفتمان که در صدی از این مردم موافق حکومت جمهوری اسلامی هستند خدشه به این واقعیت که این 30 میلیون نقشی در رفراندم جمهوری اسلامی نداشتند نخواهد زد. استفاده از منطق آقای خمینی که در اوان انقلاب   گفتند "این   حکومت پادشاهی را پدران ما تعیین کردند ما حکومت دیگری میخواهیم" جواب آنهاست، باضافه اینکه آن افراد بنا بر تمایلشان، روز انتخاب آزاد میتوانند دو باره به طور دمکراتیک به نمایندگان جمهوری اسلامی خواه رأی دهند. این 30 میلیون آنچنان اکثریت مطلقی است که میتوان بسادگی از حداقل 75% از 14 میلیون دیگر که از شرکت در رفراندم آنروز اظهار ندامت و پشیمانی دارند صرف نظر کرد. این یک رفراندم سنّی است، که 30 میلیون پیروز آن مردمی هستند که خواهان دستیابی به حق تغییرند.   
سنین 16 تا 43، سی میلیون
سنین44 تا بالای صد، چهارده میلیون
آمار بر اساس سرشماری سال 2000
 
www.census.gov
 
تنها فصل مشترک ما مردم ایران در اینجا فقط این واقعیت مسلّم عددی است که بر خواسته ما که حق داشتن انتخاب مجدّد برای تعیین نوع حکومتمان است صحّه میگذارد. در اینجا جمهوری خواهی از هر نوع آن مانند جمهوری خالی، دمکراتیک، فدرال، دمکراتیک اسلامی، سوسیال دمکراتیک، خلق، دمکراتیک خلق، و و و ...، پادشاه خواهی مشروطه، و یا هرنوع حکومت دیکر که ماهیت دمکراتیک دارد، نباید مانعی جهت ایجاد همبستگی باشد. تنها عامل باز دارنده به آزادی حق انتخاب نوع دولت، برای ما مردم ایران، حکومت جمهوری اسلامی است و نه چیز دیگر.
آقایان سردمداران و شخصیت های اپوزیسیون تکه پاره ایران، چه در خارج و چه داخل، ندای متبت به فراخوان کنگره ملّی آقای عبّاس امیر انتطام و اعتقاد به توان مردم ایران در داوریشان برای انتخاب بهترین نوع دولت و مسئولینش، دو قدم اساسی جهت تشکیل اپوزیسیونی منسجم و متشکّل است. حدّاقل باین کنگره ملّی بروید و چشم در چشم یکدیگر دلایل همکاری نکردن با یکدیگر را بیان کنید و بگذارید ما مردم ایران آنرا بشنویم و داوری کنیم. نمیتوان بدون داشتن سازمان، برنامه، و هدف مشخّص از مردم خواست   بیرون بیایند. بسیار ساده لوحانه است اگر تصوّر کنیم تظاهراتی مانند تیر 78 میتوانست بدون وجود یک اپوزیسیون منسجم به نتیچه   دلخواه برسد، و دیدیم که نرسید.
 
بعنوان یک ایرانی پیشنهاد میکنم که اوّلین دستور کار این کنگره ملّی و نماینده واقعی مردم ایران در صورت تشکیل، وادار کردن دنیا(2) بر تحت فشار قرار دادن حکومت جمهوری اسلامی به   پیروی کردن از الگوئی مانند آفریقای جنوبی برای کناره گیری از قدرت باشد. این خواسته جهان پسند، نشان دهنده توان بالا و بدون انکار مردم ایران در داوری، برای درست یزخورد کردن کم هزینه و با راندمان بالا، با عوامل تعیین کننده سرنوشتشان است. زیر بار نرفتن جمهوری اسلامی باین خواسته مردم ایران و جهان، دلیلی بر بفراموشی سپردن آین آرزوی بر حق نیست. جهت مجبور کردن جمهوری اسلامی به تمکین، مانند آفریقای جنوبی، این اپوزیسیون قادر است بسادگی دنیا را وادار به برقراری تحریمهائی اما بسیار هوشمندانه با مدیریت خود این اپوزیسیون کند. مدیریتی که در عین فلج کردن حکومت جمهوری اسلامی، فشار تحریم بمردم محروم را به حداقل میرساند. مهمتر از همه نقشی است که این اپوزیسیون، هنگامی که حکومت جمهوری اسلامی بدبختانه و بخاطر ادامه حکومت ننگینش دست از جاه طلبی های اتمیش برندارد بعهده خواهد داشت. در این سناریو   امکان اینکه دنیا چاره جز برخورد نظامی با حکومت جمهوری اسلامی را نداشته باشد محتمل است. این برخورد نظامی بدون شک توسط اسلامیون متحجّر و در رأسش حکومت جمهوری اسلامی آغاز شده و بدنیا تحمیل خواهد شد. دقیقاَ مانند تحمیل جنگ جهانی دوّم توسط نازی و رهبرشان هیتلر به دنیا.   همانگونه که در لبنان علناَ کردند و در نقاط دیگر جهان مانند عراق (3) در خفا میکنند. مسأله اتمی شدن حکومت جمهوری اسلامی حقوق بشر نیست که فقط امنیت مردم ما را تهدید کند. در اینجا امنیت جهان و بشر در خطر فوری است. نمیتوان در مورد خطر اتمی شدن اسلامیون متحجّر به دنیا اطمینان خاطر داد، در جاییکه سردمداران این حکومت فاشیستی دینی مانند آقای مشکینی و امثالهم، برای توجیه کردن اعمال خود، از روی تزویر و دروغ آنها را وابسته به مقدسین مردم مینمایند، و رهبرش خود را نماینده خدا در روی زمین میداند. مگر میشود اجازه داد در دست طرز تفکّری که برای در قدرت ماندن چاره جز ترور و ایجاد وحشت ندارد بمب اتمی باشد. منطق آنها بعد از قربانی شدن انسانها اینست: آنها که با ما نبودند خوب حقّشان بود و میروند جهنّم. آنها که با ما بودند خوب میروند بهشت، پس مانعی ندارد. تـوجه به استدلال آقای صادق خلخالی   بعد از محاکمه و اعدام تعدادی از هموطنان کرد در صورت درست نبودن اتّهام برخی از آنها، که همانا حواله دادن به بهشت   بود، مبین این گفتار است.   
 
وقایع   امروز ایران شباهت بسیاری به دوران بابک و قیام او بر ضد خلفای عبّاسی مأمون و معتصم دارد. حکومت جمهوری اسلامی در اینجا همانند حکومت عبّاسی است   که آقای خمینی   مأمون آن و آقای خامنه معتصم آن بودند و هستند. مردم مبارز ایران در اینجا بابک ها هستند و اصلاح طلبان، افشین های خائن. سرنوشت اسف انگیز آقای سعید حجّاریان و تا حدودی آقای آقاجری و موسوی خوئینی که فقط بخاطر مخالفتی کمرنگ با ولی فقیه برسرشان رفت و میرود، دلیل روشنیست برای اثبات این ادعا.
امّا اینبار جای بسی امید است زیرا که بابک ها بسیارند و افشین ها اندک و منزوی و دنیای آزاد شده پشتیبان ما ست.
 
نت:(1)
آقای عبّاس   امیرانظطام   اولین سخنگوی دولت بعد ار انقلاب سال 57 و معاون آقای بازرگان بودند، که مدتی نیز سفیر کبیری ایران در سوئد را یعهده داشتند. ایشان بعلّت اصرار بآقای مهدی بازرگان نخست وزیر وقت جهت نرفتن زیر بار خواسته آقای خمینی برای تغیییر مجلس موسسان سیصد و اندی نفری به مجلس خبزگان هفتاد و دو نفری که پایه گذار حکومت خلیفه گری شد، حتی بقیمت کناره گرفتن از نخست وزیری، بشدت مورد غضب اسلامیون متحجّر بودند. پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان، یا دسیسه متحجّرین برای سرنگونی دولت بازرگان، ایشان به تهران فراخوانده شدند. در تهران ایشان بر اساس اتهامات واهی در آمده از مدارک کشف شده از سفارت آمریکا    محاکمه گردیده و به 25 سال زندان محکوم شدند. محکومیتی که اقای عبدی این اصلاح طلب سرخورده و شاکی امروز، آنروزآن محکومیت را منصفانه خواند. آقای امیر انتظار بعد از هجده سال حبس از زندان آزاد شدند، امّا دیری نپایید که بعلّت جلّاد خواندن آقای لاجوردی که در مصاحبه بعد از ترور او ابراز کردند، با شکایت خانواده   آقای لاجوردی دو باره روانه زندان شدند. با اینکه حال، خانواده آقای لاجوردی از شکایت خود صرفنظر کرده اند، امّا بر اساس مثل "شیخ بخشید، شیخ علیشاه نبخشید"   محکومیت دوباره ایشان هنوز برقرار است. آقای امیر انتظام اکنون در مرخصی استعلاجی بسر میبرند.
 
نت:( 2)     
وادار نمودن دنیا بقبول این اپوزیسیون بعنوان نماینده واقعی مردم ایران و مهره تعیین کننده در این بازی دور از واقعیت نیست. این کنگره ملّی که میتواند متشکّل از سردمداران اپوزیسیون و شخصیت های آن در داخل و خارج کشور باشد، برای شروع، قادر ببرپا کردن تظاهرات چند صد هزار نفری از ما ایرانیان و دیگر آزادی خواهان جهان در خارج از ایران است. باضافه در این دنیای ارتباطات سریع گرفتن تأیید از مردم جان بلب رسیده ایران جهت   پشتیبانی از کنگره ملّی کار دشواری نخواهد بود.  
 
نت:(3)
وقتی که حقایق جنگ   هشت ساله با عراق در ایران دمکراتیک بر ملا گردد آنوقت میتوان بیشتر از اینها پی به نقشه های شیطانی این فاشیست های دینی برای کسب قدرت و بآشوب کشیدن دنیا برد. جنگ خانمانسوز و صد در صد قابل اجتنابی که حتی آقای مهاجرانی وزیر ارشاد آقای خاتمی در یک سخنرانی قبل از بستن فلنگ خویش به کانادا آنرا برادر کشی نامیده بود.