درس های انقلاب مصر


مازیار شکوری گیل چالان


• آنچه از دخالت دخالت ارتش در امور سیاسی نتیجه شد اینکه فضای سیاسی به سود اخوان المسلمین درحال تغییرشد و برخی ازجریان های معترض به ادامه ریاست جمهوری محمد مرسی از صفوف معترضان جدا شده در نتیجه جبهه معترضین فاقد مشروعیت و قدرت سیاسی پیشین شده است ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
پنج‌شنبه  ۲۰ تير ۱٣۹۲ -  ۱۱ ژوئيه ۲۰۱٣


بهار عربی واژه ای که درچند سال اخیربرسرزبان ها افتاده است. بهاری که ازخود سوزی یک جوان درتونس آغازشد وزبانه هایش به مصرولیبی هم کشیده شد. تحلیل گران براین باوربودند که دیکتاتوری درشعله های آتش خواهد سوخت و امواج دموکراسی سریعا سربرخواهد آورد. اما نه تنها اینچنین نشد بلکه بالعکس مصرکه ام القرای علمی جهان اسلام وخاورمیانه است با کشمکش های بسیارمواجه شد. یک سال پیش درانتخابات مصرنام محمد مرسی کاندیدای اخوان المسلمین،جریان اسلامی هشتاد وچند ساله اسلامی ازصندوق آرا بیرون آمد. اما آنچه اکنون روی داده چیزی دیگراست. مخالفان محمد مرسی ازجنبش تمرد درمیدان تحریرقاهره تا حزب سلفی نورادعایشان برای بیرون راندن مرسی ازکاخ ریاست جمهوری بردوپایه بنا نهاده شد:
*اختیاراتی که رئیس جمهوردرمتمم قانون اساسی برای خود قائل شد مخالفان مرسی را برآن داشت تا اورا حسنی مبارکی دیگربنامند وبا رفراندوم قانون اساسی مصروادامه حیات ریاست جمهوری مصرمخالفت کنند.دراین راستا محمد مرسی همچنان متهم است که کارگزارفرامین جریان سیاسی متبوع خود اخوان المسلمین را به کار بسته ونیروهای وابسته به اخوان را برامورمنتصب نموده است.
**مصرکشوری با نود میلیون جمعیت که درآمد اقتصادش را مدیون جهانگردانی ست که به دیدن اهرام وابوالهول میروند. حال درشرایط پس ازانقلاب وهرج ومرج هرروزه موافقان ومخالفان دولت نتوانسته اقتصاد ویران پس ازانقلاب را ترمیم وسامان بخشد.
بهرترتیب مخالفان ادعاهایشان را براین دومحوراستوارکردند وحامیانشان را برای راندن مرسی ازکاخ ریاست جمهوری به میدان تحریرقاهره فراخواندند وسرانجام با ضرب الاجل چهل هشت ساعته ارتش مبنی برکناره گیری مرسی ازریاست جمهوری وارد عمل شد وآنچه را جامه عمل پوشاند که برخی آن را کودتا می خوانند وبرخی انقلاب.
برانداختن دولت محمد مرسی وبازداشت گسترده اخوان المسلمین درداخل وخارج مصرصداهای متفاوتی را منعکس کرد. درمیان ایرانیان هم وضعیت دست کمی نداشت وندارد، اصولا مواضع وتحلیل ها تحت تأثیرکینه سی وچهارساله به جمهوری اسلامی شکل میگیرد ودرفضای سیاسی طنین اندازمیشود.
مع الوصف آنچه میباید برای جامعه کنونی ایران ازوقایع مصرمهم جلوه نماید انباشت تجربه وخوانش صحیح وبی حب وغرض ولحظه به لحظه ازوقایع مصرمیباشد. چرا که این خوانش صحیح ونقادانه میتواند به عنوان تجربه ای گران بها درید جامعه ایران قرارگیرد تا درصورت بروزهرگونه تغییرات در ساخت سیاسی کشوردرآینده این تجربیات را برای تسریع وتحکیم دموکراسی وبازدارنده ای دربرابرادامه وبازخلقت دیکتاتوری بکاربندند.

از این روی همواره باید به نکاتی ازاین دست توجه شود:
*پس از وقوع انقلاب درسیرتدوین قانون اساسی اصولا این احتمال میرود که جریانی ویا نهادی خاص درقدرت اختیارات ویژه ای برای برای خود تدوین نماید که ازاین روی بیم آن میرود که گستردگی اختیارات به بازآفرینی دیکتاتوری کمک ومانعی برای شکل گیری دموکراسی شود.این همان اشتباهی بود که محمد مرسی ناخواسته مرتکب آن شد.
**شکل گیری وعملیاتی کردن دموکراسی پیش زمینه های دموکراتیک میطلبد ازاین روی درجوامعی که تجربه دموکراسی دچارفقدان است این پدیده برای عملیاتی شدن با بحران مواجه میشود،ازاین جهت جریان های حامل دموکراسی میباید همواره ازشیوه ها وظرفیت های دموکراتیک دراین جهت گام بردارند وصبرپیشه کنند.
***انچه ازتجربیات چند دهه اخیردرجوامع مسلمان نشین بدست می آید نشان ازآن دارد که به حاشیه راندن جریان های اسلامی ازسوی حکومت های دیکتاتوری وحتی نیروهای سیاسی لیبرال وغیره جریان های اسلام سیاسی را کم وبیش از ترس به حاشیه رانده شدن حریص نموده تا جایی که وحشت ازکودتاهای پیاپی علیه انتخابات هایی که اسلامگرایان پیروزآن بوده اند این شک را درمورد دموکراسی وقدرت درآنها ایجاد کرده است. ازاین دست بوده است کودتای چکمه پوشان علیه جریان اسلامی الجزایرکه پس ازاعلام نتیجه دوراول انتخابات رخ داد و ببارآورنده جنگ های چریکی وپارتیزانی درالجزایرشد. ازاین روی جریان های سیاسی خواهان دموکراسی میباید ازحاشیه رفتن جریان های اسلام سیاسی جلوگیری کرده وبا عملکرد سیاسی به این جریانات اعتماد دهند که دموکراسی آنها را ازصحنه سیاسی حذف نخواهد کرد.
****ارتش وارد عمل شده ودرنتیجه با ورود خود سمت وسوی اعتراضات مردمی را به سمت کودتای نظامی وسرانجام سرکوب خونین حامیان محمد مرسی منحرف میکند.آنچه از دخالت دخالت ارتش درامور سیاسی نتیجه شد اینکه فضای سیاسی به سود اخوان المسلمین درحال تغییرشد وبرخی ازجریان های معترض به ادامه ریاست جمهوری محمد مرسی ازصفوف معترضان جدا شده درنتیجه جبهه معترضین فاقد مشروعیت و قدرت سیاسی پیشین بوده ومسلم اینکه توان اجرایی کردن دموکراسی را نخواهد داشت.
البته حمایت ازعملکرد ارتش حتی اگردرراستای حقوق ملت هم بوده باشد میباید محکوم شود، چراکه جامه مشروعیت برتن ارتش پوشاندن میتواند به رویه ای برای مداخلات بعدی نظامیان درامورسیاسی مبدل گشته وروند دموکراتیک را مورد تهدید قراردهد.
بنظرمیرسد توجه به نکات فوق وانباشت تجربه انقلاب مصروبهارعربی میتواند برای پیشبرد وعملیاتی کردن روند دموکراسی درایران مفید فایده واقع شود.