در ترکیه چه می گذرد
نگاهی به زمینه ها و ریشه های اعتراضات اخیر در ترکیه



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۷ خرداد ۱٣۹۲ -  ۷ ژوئن ۲۰۱٣



اخبار روز - علی مختاری: استمرار تظاهرات در ترکیه به روشنی دلالت برآن دارد که این حرکت نمودی از یک روند ریشه دار اجتماعی است، ولی نخست وزیر ترکیه با گذشت چندین روزهمچنان با لجات می خواهد آن را یک رویداد گذرا توصیف کند. رجب طیب اردوغان تظاهرات روزهای اخیر در ترکیه را محصول کار "اخلالگران"، "دخالت عوامل خارجی" و توطئه مخالفان علیه او و حزب عدالت و توسعه می داند. او می گوید احزاب مخالف در انتخابات باخته اند و می خواهند با تظاهرات خیابانی خواست خود را به دولت وی تحمیل کنند. مخالفان که قشر میلیونی جوانان و رنگین کمانی از همه لایه های اجتماعی و گرایش های سیاسی می باشند، می گویند حزب "آ.ک.پ" به رهبری اردوغان دمکراسی را به رای گیری در انتخابات تنزل داده و در ده سال جاری با اتکا به رایی که در انتخابات کسب کرده است، درترکیه دیکتاتوری اکثریت ایجاد کرده و حتی مشاوران اردوغان هم جسارت نمی کنند به رفتار و اعمال او ایراد بگیرند.
عمده مفسران در این ارزیابی اتفاق نظر دارند که اردوغان با اظهارات گزنده خود و پلیس با سرکوب خشن هزاران تن از جوانانی که درمخالفت با تخریب پارک گزی، بریدن صدها درخت و ایجاد مرکز تجاری تظاهرات کردند، کاسه صبر مردم را لبریز ساختند و خشم فروخورده آسیب دیدگان و مخالفان با اردوغانیسم در ترکیه را برانگیختند. خواست تظاهرکنندگان میدان تقسیم استانبول، درآغاز حرکت، محدود به جلوگیری از تخریب پارک گزی بود، اما سرعت تحول این حرکت به یک خیزش همگانی در سرتاسر ترکیه، نشان داد که جامعه ترک از درون درحال غلیان است و هر اقدام غیردمکراتیک حزب حاکم می تواند آن را به نقطه جوش برساند. برخی از مفسران این رویداد را به بهار ترکی تعبیر کردند اما به نظر می آید با توجه به زمینه های بروز تظاهرات، گستردگی اقشارشرکت کننده ونقش هریک از نیروهای اجتماعی برای پررنگ تر کردن مطالبه خود به عنوان خواست عمومی، اطلاق بهار ترکی توصیف رسایی برای جنبش مردم ترکیه نباشد. خیزش برای عدالت اجتماعی و دمکراسی از پایین با واقعیت جامعه ترکیه خوانایی بیشتری دارد.
مناسبات درونی ترکیه از زمانی که حزب اسلامگرای عدالت و توسعه قدرت را به دست گرفته، در خارج از این کشور عمدتا از دو جنبه مورد توجه است. میزان رشد اقتصادی آن و اقداماتی که این حزب در جهت اسلامی کردن حکومت و جامعه ترکیه انجام می دهد. حزب حاکم و دولت با آگاهی از این تمرکز توجه افکار عمومی، با هوشمندی تحولات اقتصادی را چشمگیر کرده و اقدامات خود در عرصه اسلامی کردن جامعه را به آرامی و با ملاحظه حساسیت ها در درون و بیرون از کشور پیش برده است. در این میان آنچه بیش از همه از دیده ها پنهان مانده سرکوب مستمر آزادی بیان، ایجاد محدویت برای فعالیت سندیکاها، دانشجویان چپ و مخالف، اعمال تبعیض رسمی علیه دگراندیشان به ویژه علویان و پیروان سایر ادیان، تشدید شکاف غنی و فقیر، رشد تورم، تشدید شکاف بین اقشارمدرن و دولت، تک صدایی و یک قطبی کردن صحنه سیاسی... می باشد.
واقعیت این است که اقتصاد ترکیه در دو دهه اخیر به ویژه دوران نخست وزیری اردوغان رشد بی سابقه ای کرده است. درصد رشد اقتصادی این کشور تحسین بسیاری را نیز برانگیخته است. میزان رشد اقتصادی این کشور همین حالا هم درمیان کشورهای درحال تحول نمونه است. میزان صادرات این کشوربرای سال جاری ۱۶۰ میلیارد دلار و برای سال ۲۰۲٣،رقم ۵۰۰ میلیارد دلار پیش بینی شده است. این پیش بینی ها تا چه اندازه عینیت پیدا خواهد کرد، موضوعی است مربوط به آینده، اما اقشار میانی و پایین جامعه و نیمی از استان های کشوراز توزیع درآمد موجود ناراضی هستند. آمار رسمی بیانگر آن است که رشد اقتصادی ترکیه همه جانبه نبوده و عمدتا شامل بخش های ساختمان، صعنت توریسم، تجارت کالاهای مصرفی، بورس و معاملات املاک به ویژه در مناطق ساحلی و توریستی کشور می باشد. روندی که یونان، پرتقال و اسپانیا پیش از رکود اقتصادی وورشکستی مالی زنجیره ای تجربه کردند، ترکیه را هم گریزی از این سرنوشت نیست، مگر آن که از همین حالا تدبیری بشود.
تحت تاثیر رشد اقتصادی جامعه ترکیه دگرگون شد. قشرمیانی مدرنی با تمایل به فرهنگ غرب به وجود آمد و شکاف های مختلف اجتماعی یکی بعد از دیگری فعال شدند. شکاف حاشیه با مرکز، شهر با روستا، مرکز شهر با حاشیه رانده شدگان، شکاف غنی و فقیر، اسلام گرایان با غرب گرایان وبه موازات آن فقیرها، فقیرتر شدند. طبق آمار رسمی بیش از یک سوم جمعیت کشور فقیرو ۱٨ درصد زیرخط فقرهستند.
حضور همزمان لایه های اجتماعی و گرایش های سیاسی متفاوت در حرکت اعتراضی جاری، مشارکت نیروهای ناسیونالیست و ملی گرا در کنار گروهای چپ و پشتیبانی اتحادیه های کارمندان و کارگران از مطالبات حرکت اعتراضی سراسری نشان می دهد که در ده سال گذشته حزب عدالت و توسعه علیرغم رشد اقتصادی، هریک از این نیروهای اجتماعی را به شکلی ناراضی کرده است. اگرچه انگیزه کمالیست ها و حزب جمهوری خلق به رهبری کمال قلیجداراوغلو در مخالفت با حزب عدالت و توسعه با کردها، علویان، نویسندگان، کارگران و...متفاوت است.
ناسیونالیست های افراطی و ملی گراها از جمله به این دلیل ناراضی هستند که تقویت اسلام گرایی و تضعیف لائیسیسم را مترادف تضعیف و به خطر افتادن موجودیت ترکیه می دانند و براین ارزیابی هستند که سیاست اردوغان در قبال کردهای این کشور به تجزیه ترکیه منجر خواهد شد. تا زمانی که راه ورود ترکیه به اتحادیه اروپا باز بود، لیبی شدن سوریه قطعی به نظر می رسید، در آنکارا و ریحانلی بمبی منفجر نشده بود و دولت اردوغان در عرصه سیاست خارجی شکست را تجربه نکرده بود، احزاب ناسیونالیست ترکیه اسلام گرایی حزب حاکم را نادیده می گرفتند و در برابر همه اعمال غیردمکراتیک اردوغان سکوت کرده بودند. حالا برای ناسیونالیست ها زمان فاصله گرفتن پرهیاهو از سیاست خارجی اردوغان فرا رسیده است. نیروهای چپ و دمکرات از منظر دیگری با سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه مخالف هستند. از نظر نیروهای چپ، اردوغان نمی خواهد بپذیرد که دوران جنگ سرد به پایان رسیده است. آنان می گویند اردوغان ترکیه را به ژاندارم آمریکا در منطقه تبدیل کرده و به جای کاهش" تنش به صفر" با همسایگان که وعده آن را به مردم داده بود، با جمهوری اسلامی، ارمنستان، عراق، سوریه، یونان درحال افزایش تنش است. نیروهای سکولار از این که دولت اردوغان به جای عرفی کردن همه عرصه های زندگی اجتماعی و رعایت اکید جدایی دین و حکومت ، می کوشد در ترکیه الگوی دولت اسلامی برای کشورهای مسلمان بسازد، ناراضی هستند.
پشتیبانی و حضورفعال علویان در تظاهرات روزهای اخیر، بازتاب نارضایتی این بخش از جمعیت ترکیه علیه اعمال تبعیض قانونی وآشکار درمورد آنان است.علویان که بیش از بیست درصد جمعیت ترکیه را تشکیل می دهند، به رسمیت شناخته نمی شوند. دولت اردوغان همزمان با گفتگو با اوجالان برای حل مسئله حقوق ملی کردها در ترکیه و پایان دادن به چند دهه جنگ، دراستانبول پل سوم را "سلطان سلیم" نام گذاری می کند. چهره ای که برای سنیان ترکیه محبوب و ازنگاه علویان مظهر جنگ مذهبی وکشتار ده ها هزار پیروان مذهب علوی می باشد.
در طول ده سال گذشته در پرتو هیاهوی رشد اقتصادی، آزادی های اساسی گام به گام محدود شده و دولت در مقاطع مختلف محدودیت ها را قانونی کرده است. تصویب قانون محدویت تبلیغ و فروش مشروبات الکلی، مداخله علنی در نحوه معاشرت جوانان درمجامع عمومی نمونه آشکار دخالت دولت در حریم زندگی خصوصی شهروندان است.
هر روزنامه نگار و نویسنده ای که استبدادگستری حزب عدالت و توسعه را به چالش کشیده، با توسل به تهدید و اتهام بی پایه، صدای او را خاموش کرده اند. در دوره نخست وزیری اردوغان صدها تن از نویسندگان بازداشت شده اند و ترکیه از نظر شاخص های آزادی مطبوعات سازمان گزارشگران بدون مرز به رتبه ۱٣٨ تنزل کرده و بعد از کشورهایی مثل عراق قرار گرفته است. هم اکنون بیش از ٣۰ تن از روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان در ترکیه زندانی هستند.
درکنار این لایه های اجتماعی متنوع ناراضی، نیرویی در تظاهرات حضور دارد که موجودیت و ثروت خود را مدیون رشد اقتصادی دوران اردوغان است. نیرویی که بهرمندی از رشد اقتصادی دولت عدالت و توسعه را می خواهد اما محدویت های سیاسی و فرهنگی آن را بر نمی تابد. نیرویی که به اردوغان رای داده و امروز در خیابان کنار سایر گروه های اجتماعی رودر روی دولت ایستاده است. مارکس و لنین این اقشار را خرده بورژوا می خواندند، این روزها مرسوم شده که این جماعت را قشر میانی مدرن توصیف می کنند تا دوگانگی رفتارشان به ذوق نزند.
آغاز تظاهرات در میدان تقسیم استانبول در خیزش عمومی و پیوستن مردم در ده ها شهر به حرکت اعتراضی بی تاثیر نبود. میدان تقسیم استانبول یک محلی مثل همه محلات استانبول و یا ترکیه نیست. نقش تاریخی میدان تقسیم برای آزدایخواهان ترکیه مشابه میدان ژاله تهران برای مردم ایران است. آنجا که استبداد آزدایخواهان را به خون نشانده است. میدان تقسیم در خاطره جمعی و حافظه تاریخی مردم ترکیه حضور زنده دارد. سرکوب جوانان به دست پلیسی که از دولت برآمده از انتخابات فرمان می برد، خاطره حکومت نظامیان را برابر دیدگان مردم زنده می کند. اردوغان هم با این خاطره اشناست. او می داند که مردم نسبت به امنیت اجتماعی حساسیت خاصی دارند و به همین دلیل می کوشد با تکرار توطئه گر و اخلالگر خواندن تظاهر کنندگان، خطر حکومت نظامی را تداعی و مردم را نسبت به تداوم تظاهرات برای عدالت و دمکراسی بیشتر بدبین سازد.
احزاب و سازمان های مخالف اگرچه در تظاهرات حضور فعال دارند، اما نه قادرند جای شبکه توتیتر را درهماهنگی نیروها و تبادل اخبار ایفا کنند و نه در موقعیتی هستند که از دل حرکت جاری جبهه مشترک پایداری بسازند. هم اردوغان و هم مخالفان ، همزمان با فرصت و تهدید مواجه هستند. نیرویی از دل این حرکت قویتر بیرون خواهد آمد که فرصت را از دست ندهد.