بشتابید که حمد بن عیسی آل خلیفه، آش نذری می دهد!


محمدعلی اصفهانی


• نمی دانم باید خندید یا باید گریست وقتی که حمد بن عیسی آل خلیفه، «پادشاه» بحرین، و «وزیر امور خارجه» ی او (کله پاچه ی مورچه) خالد بن احمد آل خلیفه، به فکر جمع و جور کردن اپوزیسیون ایران، و تشکیل «موتمر لأصدقاء الشّعب الإیرانی» می افتند. مثل «موتمر لأصدقاء الشّعب السوری» ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۶ دی ۱٣۹۱ -  ۲۶ دسامبر ۲۰۱۲


فریدریش ویلهلم نیچه، بچه ی خوبی بود. به آن سبیل کت و کلفت اش در عکس ها نگاه نکنید. و به «ابر انسان» و «اراده ی معطوف به قدرت» و غیره اش هم.
به دل مهربان و معصوم اش نگاه کنید و ضمیر پاکش، که درست در نقطه ی مقابل سبیل کت و کلفت اش و بعضی حرف هایش در مورد «ابر انسان» و «اراده ی معطوف به قدرت» و کذا و کذا قرار داشت و گاهی هم بد جوری کار دستش می داد.
نوشته اند که او روزی گاریچی بی رحمی را دید که به جان اسب خود افتاده است، و آن حیوان زحمتکش و نجیب را دارد کتک می زند.
به گاریچی اعتراض کرد و احیاناً دشنامی هم به او داد. گاریچی هم که گویا برای خالی کردن خود منتظر چنین بهانه یی بود، اسب را به حال خود گذاشت و با نیچه دست به گریبان شد.
و معلوم است که در نزاع گاریچی یی آنچنان، و فیلسوفی اینچنین، آن که از پا در می آید، کدامیک از دو نفر است.

به هر حال، نیچه (نقل به مضمون) می گوید:
ـ تنها موجودی که می خندد انسان است. زیرا انسان آنقدر بدبخت و بیچاره بود که در گریز از بدبختی و بیچارگی خود، خنده را کشف یا اختراع کرد.
راست و دروغش از نظر علمی به گردن خود نیچه. اما درستی سخن او به لحاظ «کاربردی» را من کتباً گواهی می کنم، و حاضرم در هر محکمه یی، از جمله محکمه ی تاریخ، به نفع نیچه شهادت بدهم. چرا که خودم کاربرد این سخن او را بار ها تجربه کرده ام.

نمی دانم باید خندید یا باید گریست وقتی که حمد بن عیسی آل خلیفه، «پادشاه» بحرین، و «وزیر امور خارجه» ی او (کله پاچه ی مورچه) خالد بن احمد آل خلیفه، به فکر جمع و جور کردن اپوزیسیون ایران، و تشکیل «موتمر لأصدقاء الشّعب الإیرانی» می افتند. مثل «موتمر لأصدقاء الشّعب السوری».

«عبید السّهیمی»، در پایتخت منطقه ی شرقی عربستان سعودی، «الدمام»، گزارشی برای نشریه ی «الشّرق الاوسط»، پنجشنبه ۲۰ دسامبر، تهیه کرده است با این عنوان:
«البحرین: وزیر الخارجیه یدعو إلی فکره عقد موتمر لأصدقاء الشعب الإیرانی».
و خلاصه، این که:
خالد بن احمد آل خلیفه، «وزیر امور خارجه»ی بحرین، در «توییتر» خودش نوشته است‌ که دیگر زمان آن فرا رسیده که به فکر «مردم مظلوم ایران» هم باشیم، و همانطور که برای مردم مظلوم سوریه، «کنفرانس دوستان مردم سوریه» درست کرده ایم، یک «کنفرانس دوستان مردم ایران» هم رو به راه کنیم.
چرا که این منصفانه نیست که ما فقط به فکر مردم مظلوم سوریه باشیم، و فقط در آنجا گانگستر های محلی و مرسونر های خارجی را سر و سامان بدهیم تا بلکه به مدد سی آی ای و ناتو و تروریست های خوب و حرف شنو و انواع اهلی القاعده و بقیه ی «اصدقاء»، بتوانیم مثل مورد لیبی، مردم را از شر جنبشی که در ادامه ی جنبش های خطرناک بقیه ی مردم خاورمیانه به راه انداخته بودند و هنوز هم شاید نفسی از آن باقی مانده باشد، کاملاً خلاص کنیم و کار را به کاردان بسپاریم، ولی مردم ایران در همسایگی ما از موهبتی مشابه محروم بمانند، و خدای ناکرده یک وقت «جنبش سبز» و «جنبش خرداد» شان پیروز شود و مردم ما هم کار های بدْبد مردم ایران را از آن ها یاد بگیرند.

بر طبق همین گزارش، جناب «سفیر، حمد العامر، وکیل وزاره الخارجیه البحرینیه» هم (این یکی بر عکس بقیه، «آل خلیفه» نیست؛ اما احتمالاً دو سه تا از همسران یا باجناق هایش باید آل خلیفه باشند) حرف رییس خودش را تأیید و تکمیل کرده است.

وزارت امور خارجه ی بحرین نیز طی بیانیه یی وعده داده است که: «مسیر اصلاحات، در بحرین ادامه خواهد یافت».
(علی رغم سرکوب ها و شکنجه ها و کشتار های روزمره ی جاری در حق مردم و منتقدین و مخالفان جان بر لب رسیده ی بحرین، که «پادشاهی بحرین»، آن ها را توطئه گران وابسته به ملایان ایران می نامد، و قند را یکجور در دل حسین شریعتمداری های اصلی در پوزیسیون آب می کند، و یکجور دیگر در دل حسین شریعتمداری های رونوشتی در اپوزیسیون، که هر دو سنخ باهم مشترکاتی دارند محکم تر از مفترقات.)

برای کسانی که نمی دانند: اعلیحضرت حمد بن عیسی آل خلیفه، بر عکس اصلاح طلبان قلابی و حکومتی و جنبش سبزی، یک اصلاح طلب غیر حکومتی و واقعی، و حتی اگر به کسی نگویید «سرنگونی طلب» هستند، و از سال ۲۰۰۲ موافقت کرده اند که نظام بحرین به جای «امارت» به «پادشاهی مشروطه» (!) تبدیل شود، و البته ایشان هم بر خلاف میل مبارک خود به جای «سماحه الامیر» به «جلاله الملک» ارتقاء عنوان بیابند.
«اعلیحضرت پادشاه»، احتمالاً هنوز از کمپلکس حاصل از ادعای مالکیت «اعلیحضرت شاهنشاه» بر بحرین رها نشده اند، ولی از آنجا که با وجود این همه نفت و پول و تاج و تخت نمی توان در حدود سی تا جزیره ی فسقلی را شاهنشاهی نامید، اقلاً با همان عنوان «پادشاه» که بهتر از «شیخ» و «امیر» است دل مبارک شان کمی آرام می گیرد.

٭ ٭ ٭

اپوزیسیون مردمی و مستقل و آزادی خواه و استقلال طلب ایران، هنوز حتی در گرد آوردن نیرو های خود نیز این پا و آن پا می کند. و این در حالی است که اگر بخواهد واقعاً کاری داخل میهن از پیش ببرد باید با حفظ پرنسیپ ها، در تکاپوی گرد آوردن حتی الامکان هرچه بیشتر تمام نیرو های درون صف خلق ـ از منتهی الیه راست صف خلق تا منتها الیه چپ صف خلق ـ باشد. نیرو هایی گرد آمده حول محور مبارزه با نظام خلافت و ولایت، به منظور استقرار حاکمیتی برآورنده ی خواست های حد اقلی مشترک، به عنوان مرحله یی برای گذار به سوی خواست های متعالی و متعالی تر.

وقتی که ما خود نخواهیم در پیوند با خواست های حداقلی مشترک میان تمامی افراد و نیرو های درون خلقی ـ از رفرمگرا تا انقلابگرا ـ جبهه یی واحد در برابر دشمن داخلی و دشمنان خارجی و عوامل و کارگزاران و به خدمت گرفته شدگان آن ها تشکیل دهیم، چه فرقی دارد که «ما» را یکی بخواهد در فلان کشور اروپا گرد هم بیاورد یا در بحرین و عربستان سعودی و قطر؟

دراین باب، پیش از این زیاد نوشته ام، و توضیح هم داده ام که چرا در مرحله ی کنونی، اتحاد عمل مقطعی تمام نیرو های درون صف خلق، از رفرمگرا تا انقلابگرا، بر سر خواست های حداقلی مشترک، ضروری است؛ و چرا این «همه با هم» را نباید با آن «همَه با هم» ایام انقلاب یکی دانست و ترسید؛ و چرا نباید مرحله سوزانی کرد و حرکت کردن در واقعیت مبارزه را با جَست های تارزان در جنگل به اشتباه گرفت.

اما مثل این که قرار بود، چند دقیقه یی هم، داخل پرانتز، نیچه وار بخندیم و این مقاله را با شوخی شروع کنیم و با شوخی ادامه دهیم و با شوخی به پایان ببریم.
بنابر این، به حسرت به دلانی که غافل مانده اند، خیرخواهانه هشدار می دهم که زود بجنبند. وگرنه ممکن است که از آش نذری پادشاه بحرین، چیزی به آن ها نرسد. چرا که «رقیب»، زودتر جنبیده است:
«خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران، از پیشنهاد وزیر خارجه بحرین برای تشکیل کنفرانس ”دوستان مردم ایران” استقبال کرد. وی تأکید نمود در شرایطی که فاشیسم دینی حاکم بر ایران یک جنگ بیرحمانه علیه مردم ایران و یک جنگ تجاوزکارانه علیه کشورها و ملتهای منطقه مانند عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و بحرین و یمن و ... پیش می برد، تشکیل این کنفرانس یک اقدام ضروری برای مقابله با این رژیم و در راستای صلح و دوستی و برادری در منطقه است...»
«خانم رجوی افزود: مردم و مقاومت ایران با همه امکاناتشان از برگزاری چنین کنفرانسی حمایت می کنند و بدون تردید گروههای مختلف پارلمانی و شخصیتهای سرشناس از سراسر جهان و برجسته ترین حقوقدانان بین المللی که طی سالهای گذشته از مردم و مقاومت ایران و مبارزه شان برای سرنگونی فاشیسم دینی حاکم بر ایران و استقرار دموکراسی حمایت کرده اند، از برگزاری چنین کنفرانسی استقبال و حمایت می کنند.»