مشاهده چپ از دریچه تئوریک – تاریخی
پاسخ کوتاه به پیشنهاد سازمان اتحاد فداییان


فریبرز ستاری


• چپ دمکرات چه در خاستگاه تاریخی خود (اروپا و آمریکا) و دیگر نقاط هرگز یک جنبش همگن و منسجم از نظر اجتماعی یا سازمانی نبوده است. از این رو تعریف دقیق از آن بسیار دشوار است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۴ آبان ۱٣۹۱ -  ۱۴ نوامبر ۲۰۱۲


نخست تشکر دو وجهی و توصیه ای را مطرح می کنم. وجهی از تشکر بخاطر فراخواندن خوانندگان علاقه مند به مسائل چپ می باشد. وجه دوم طرح موضوع بنیادین بوده که قرار است در پرتو مشارکت فعالین سیاسی و علاقه مندان مسائل چپ ایران مورد پردازش قرار گیرند. اما توصیه ام بر این است که این بار نیز نظیر گذشته موضوعی اساسی در دستور ارزیابی قرار گیرد. ولی بلافاصله اهمیت موضوع تحت الشعاع رویدادی قرار گرفته و بررسی مزبور به بایگانی سپرده شود .

نگاهی به گذشته:
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ناکارآمدی سیستم سوسیالیسم دولتی را نمی توان پایان تاریخ اندیشه چپ تصور نمود. از آنجا که اندیشه ها زوال نمی یابند بلکه در قالب و اندازه ای دیگر خود را ترمیم می نمایند. آیا این ترمیم علیرغم تجارب تلخ و شیرین در کشورمان قابل زایش خواهد بود؟ زایشی که برخوردار از احتمال نقش آفرینی در عرصه سازمانگری طبقات و اقشار مخاطب باشد؟ من از میان محورهای گوناگون ذیل دو پرسش اساسی علت عدم وجود یک گفتمان روشن و مشترک در چپ ایران را برگزیدم تا در تطبیق دو نحله چپ سنتی و چپ دمکرات استنباط خود را بیان دارم. بررسی و پژوهش پیرامون جنبش چپ ایران، کاوش لغزش ها و کژراهی های آن نه تنها درست که لازمه هر روند پیشرفت اجتماعی است. بنابراین کاوشگری خرده گیری به ییشینه گرانبهای سازمان های چپ و بویژه جنبش فداییان تلقی نشود. زیرا همیشه گذشته را زیر سئوال می بریم به خاطر درس آموزی و نه با هدف فراموش کردن میراث گذشتگان.
طرح سلسله بحث سیاسی – تاریخی بدون ارزیابی تئوریک مبنایی، چندان حاصلی به بار نخواهد آورد. بنابراین عنایت به خاستگاه اندیشه سیاسی چپ از بدو زایش و پوست اندازی و تدوین نسخه اندیشه مزبور بر مبنا زیست اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار است. جا دارد از طرح موضوع سازمان اتحاد فداییان استقبال کرد. اتحاد فداییان فرصتی مهیا کرده تا همه به فراخور توان خویش به نقد و ارزیابی پیرامون چپ تحول خواه یا دمکرات بپردازند. در پردازش حاضر باید پرسش مناسبی یافت که شکل گیری چپ دمکرات از پاجوش های درخت چپ نو یا نوین تمایل به ایفا نقش رهبری در سیستم اجتماعی جامعه ایران دارد؟ قطعا در پاسخ مثبت می شود بر وجود تمایل ذهنی چپ دمکرات اشاره کرد که با وجود تمایل مزبور با ایجاد تسهیلات لازم برای تحقق نقش حضور یا رهیری در سیستم اجتماعی کوشش خواهد کرد. برخی نیز پیش از این گفته اند که سوسیالیسم نظام ارزشی بیش نیست و امکان تحقق آن در قالب سیستم اقتصادی – اجتماعی و سیاسی ناممکن می نماید. خاستگاه رویکرد مزبور را سالیانی پیش در گرایشی از سازمان فداییان – اکثریت – شاهد بودم. گرایش مزبور که شوربختانه چنان دچار سرگردانی شده که شاخصه های چپ و سازمان فداییان را از یاد برده است.
از زمره شاخص های چپ ایران در گذشته می توان مخالفت آشکار با دیکتاتوری، استبداد، ستیزش با ایدئولوژی سرمایه داری و پیکار بی امان با امپریالیسم جهانی را نشان داد. شاخصه های بالا وجه تمایز چپ با دیگر اندیشه های سیاسی حاکم بر جامعه ایران بوده است. اما اینکه چپ دمکرات با شاخصه های به یادگار گذاشته چه خواهد کرد؟ موضوع عمده ای است که عبور از آن راحت نخواهد بود. فاکت تاریخی از شورش های دانشجویان دانشگاه هاروارد آمریکا نقل می کنم: «یکی از پژوهشگران از دانشجوی حاضر در شورش می پرسد: چه چیز چپ، شما را جلب کرده است؟ دانشجو بدون لحظه ای درنگ و تفکر می گوید: صداقت، استحکام و نفرت از سیستم سرمایه داری و امپریالیسم». نفرت! بلی نفرت از سیستم سرمایه داری که دهه های بعد «جنبش وال استریت» را ببار می آورد. بدون شک و تردید یکی از نقاط ممیزه چپ با دیگر اندیشه های عدالت خواهانه ایران در واکنش درست چپ به سیستم سرمایه داری می باشد. اصولا نسل گذشته و جوانان علاقمند شده به چپ شاخص ضدامپریالیستی باعث جلب نظرشان شده است. وجود شاخصه های بالا جزء پیشینه فداییان خلق بوده و گویای شناخت روحیه و روانشناسی اجتماعی مردم ایران می باشد. شناختی که سه شاخصه ممتاز سازمان چریک های فدایی خلق ایران در بدو تاسیس را در قالب برنامه آشکار می کند. «پذیرش م. ل، بیطرفی در قبال اختلافات چین و شوروی، پذیرش برافکندن مناسبات فئودالی و چیرگی بر سرمایه داری در ایران و قطع وابستگی سیستم سیاسی به امپریالیسم» در برنامه تاریخی سازمان هست. در بعد از انقلاب و دگردیسی رفقای فدایی باز شاخصه هایی مربور می آید، گواه « طرح برنامه سازمان فداییان – اکثریت» می باشد. در بخش نخست فصل اول «طرح برنامه سازمان» می خوانیم: «سازمان فداییان – اکثریت - ثمر تکامل خلاق و پویای سچفخا است که از میان پیکاری حاد و بی امان علیه دشمنان خلق، مائوئیسم، به مقام والای گردان پیشاهنگ طبقه کارگر ایران ارتقا یافت». در فصول دوم (جهان بینی و مبانی خط مشی) و سوم (دوران ما و روند جهانی انقلاب) طرح برنامه به کرات می خوانیم که «امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا نیروی عمده ضدانقلاب جهانی» و... دیگر اینکه «تسلط همه جانبه امپریالیسم جهانی به سر کردگی امپریالیسم در تمام شئون زندگی ما بیداد می کند» و دیگر جملاتی از این قرار.

رفقا !
در بالا گفتم همیشه گذشته را زیر سئوال می بریم به خاطر درس آموزی و نه با هدف فراموش کردن میراث گذشتگان.هدفم از بازگشت به گذشته آن است که تناسب تحول کنشگران و سیاست ورزان با آثار تحولات گذشته نقطه کاتونی تحول بعدی است. چپ دمکرات در برابر خنثی سازی فرمول های پیشین چه ارتباطی با مخاطبین داخل کشور برقرار کرده است. منظور من از برقراری ارتباط، ارتباط تشکیلاتی نیست. آیا باعث دور شدن آنها از پیرامون چپ نخواهد شد؟ می پذیرم که باید چپ بر مبنا اوضاع و شرائط زمان تدوین شود. اما تلاش برای زدودن آثار ماندگار شاخصه های گذشته نیز چندان راحت نیست. آیا به تعبیر ماکسیم گورکی می شود مانند قمارباز عمل کرد و برای حفظ حیثیت و به امید برد در آینده، با سر در اعماق ظلمانی پرتگاه جهید؟ شاید و شاید لازم باشد برای بدست آوردن فرصت نوین، عقب نشینی هایی کرد. اما برخی از تجدیدنظرها می تواند شرائطی ایجاد کند که در آن فعالان و علاقمندان و پیاده نظامان جلوتر از روشنفکران و سیاست ورزان باقی بمانند و عقبگرد برایشان سخت باشد. باید مراقب بود تا از احتمال آسیب و زیان به گرویدگان به ما تاثیر سوء بر جا نگذارد. بدین ترتیب لازمه هر تحول در چپ مهیاسازی افکار عمومی علاقمندان می باشد. غیر از این هم راهی هست؟
در مورد چپ دمکرات که توصیفی از چپ نو می باشد یادآور می شوم چپ دمکرات چه در خاستگاه تاریخی خود (اروپا و آمریکا) و دیگر نقاط هرگز یک جنبش همگن و منسجم از نظر اجتماعی یا سازمانی نبوده است. از این رو تعریف دقیق از آن بسیار دشوار است. باوجود سردرگمی نظری چپ دمکرات در زادگاه خود، انتقال و ترجمان آن به عرصه چپ ایران عمل سیاسی شتابزده نیست؟ آیا می توان احتمال تاثیرگذاری چپ دمکرات را در مقایسه با مقاومت چپ سنتی تخمین زد؟ خاطر نشان سازم که طرح پرسش ها تلاش برای نگهداشت گفتمان چپ سنتی نیست و پیشاپیش از هرگونه انتساب مقاومت نسبت به گذشته را نمی پذیرم. طرح پرسش ها برای بستر سازی مناسب و متناسب با زیست اجتماعی ایران بوده و هست. همچنانکه آگاهیم پیش از انقلاب اپوزیسیون چپ خارج کشور بخاطر هژمونی جهانی م . ل نقش کارآمد و بدون رقیبی در داخل کشور داشت. نقشی که بیشترین تاثیر را از خود بجا گذاشت. اما برهه کنونی با دهه های گذشته قابل قیاس نیست. امروز به موازات تغییرات اپوزیسیون خارج کشور تحول شگرفی در جامعه کنشگران سیاسی داخل کشور را شاهد هستیم.
نکته دیگراینکه آیا متوسل شدن چپ دمکرات به گفتمان حقوق بشر، دمکراسی، فمنیسم و مسائل زیست محیطی می تواند چپ دمکرات خارج کشور با داخل را در یک صف قرار دهد؟ مضاعف بر همه چپ دمکرات در برنامه و عمل سیاسی شاخصه «ضد آمریکا زدایی» را تبلیغ می کند. قبلا چپ شهره شهر سیاست بود در پیکار با امپریالیسم. آیا تغییر رویکرد چپ دمکرات در این زمینه، جوانان گرویده به چپ را از پیرامون ما دور نخواهد کرد؟ شاید یکی از دلائل دورشدن آنان نادیده گرفتن احساسات و شیفتگی به چپ و سوسیالیسم باشد که در روند دگردیسی از چپ سنتی به چپ دمکرات بی تاثیر نخواهد بود. بنابراین باید برای کاهش هزینه تغییر هویت تاریخی چپ چاره ادنیشی کرد.
در پایان لازم است عنوان کنم که من بر مدار دفاع از میراث پافشاری حرکت نمی کنم. زیرا از یاد نخواهیم برد که زمانی از سنن گذشتگان بهره خواهیم برد که نخست از آنها درس آموزی کرده تا سپس بتوان تضادهای داخلی چپ دمکرات را به سود سیستم سوسیالیسم وعدالت اجتماعی حل کرد.

فریبرز ستاری -- ۱٨ /ابان ۱٣۹۱