"حقوق مردم کرد" آرزوئی شکوفا در دل ایران دمکراتیک


مارال سعید


• سیاسیون ایران باید به کردهای ایران زمین همچون دیگر مردمان ساکن این دیار ملموس و به عینه بنمایانند که در سپهر حکومت دمکراتیکی که برای آن مبارزه میکنند، آنان نیز همچون دیگر مردمان این دیار دارای حقوقی برابر هستند، و آنچه آنها در آرزو می جویند در واقعیت فردای ایران دمکراتیک دست یافتنیست ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۰ شهريور ۱٣۹۱ -  ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۲


بالاخره پس از مدت ها "کار کارشناسی" در سی و یکم مرداد ماه، رهبران دو حزب کردی - ایران (دمکرات و کومله)، آقایان مصطفی هجری و عبدالله مهتدی در ذیل توافقنامه ای امضا نهادند تا من بعد بتوانند بر این اساس، فعالیت سیاسی مشترک داشته باشند.
انتشار بیرونی این موافقتنامه که با ادبیاتی مغشوش و برگرفته از تز تاریخ مصرف گذشته ی "حق تعیین سرنوشت ملل" نگارش یافته همچون رعد، آسمان ابری محافل سیاسی ایران را
در نوردید و باعث صف آرائی جبهه ی گسترده ای از فعالین نحله های مختلف فکری تا "بی وطنان" رنگ عوض کرده ی ام القراء اسلامی حول نقد این "موافقتنامه" گشت.
البته پیش زمینه هایی از قبل در گوشه و کنار از زمزمه های آقایان هجری و مهتدی در اذهان پیچیده بود، اما کمتر جدی انگاشته میشد. تا اینکه بالاخره در یک "کار کارشناسانه" دو حزب موافقتنامه ای بیرون دادند که نقطه ی پایانیست بر تمامی زمزمه ها. در ضمن از آنجا که هیئتهایی از دو طرف مدتها بر روی این موافقتنامه "کار کارشناسی" نموده اند نمیتوان تردید نمود که سهوی در نگارش صورت پذیرفته یا در برگردان متن از کردی به فارسی اشتباهی رخ داده. البته اگر کج فهمی های لغوی متداول در فضای سیاسی ایران ناظر بر این توافقنامه بود، هر دو حزب بیست روز فرصت داشتند تا در یک کنفرانس مطبوعاتی در سدد رفع این کج فهمی ها برآیند که آنهم متأسفانه ضرورتش تشخیص داده نشد.
پس میتوان به چنین نتیجه ی ساده ای رسید که آنچه دیگران از این متن برداشت کرده اند نه کج فهمی بل عین انگیزه ی ناظر بر نگارش این توافقنامه است.
البته ناگفته نماند که در میانه ی بلوا، هستند کسانی که بنا به تردیدهای دیرینه سال، زبان در کام کشیده اند، همانها که همین چندی پیش علم استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور برافراشته و شرکت کننده گان کنفرانس بروکسل را به باد انتقاد گرفتند.
بحث استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور بحثی نیست که حدود و ثغوری مشخص داشته باشد! چه که این مقوله در زمانها و شرایط مختلف میتواند بر بوم سیاست رنگ و بویی دیگرگونه زند.
اما برخورد اعوجاجی غوغا و سکوت این افراد و جریانها در یک فاصله ی کوتاه زمانی حول این مبحث اگر نشان از عدم شفافیت سیاسی آنها نباشد بدون شک نشان از آن دارد که آنها هنوز از تزهای نخ نما و تاریخ مصرف گذشته ی لنینی دست نشسته اند و این دلیلیست بر گاهی به نعل، گاهی به میخ زدن آنها.
باری، بپردازیم به یادداشت "کدخدامنشانه" ی نشریه «اخبار روز» که نویسنده ی آن بیکباره عنان از دست داده و قاعده ی بی طرفی در روزنامه نگاری را به کناری نهاده و فرمان «حمله به احزاب کردی را متوقف کنید!» صادر نموده است.
ایشان در همان ابتدای یادداشت خود میگوید: "ما با نگرانی نظاره گر گسترش تبلیغات خصمانه علیه حقوق ملی مردمان این سرزمین و احزاب سیاسی آنان هستیم."
به دیگر سخن، از همین ابتدا تکلیف را روشن می نماید که دو حزب دمکرات و کومله در قالب برنامه ی مشترکشان، حقوق ملی کردهای ایران را نمایندگی میکنند.
متأسفانه او فراموش میکند برای این ادعای خود آماری یا دلیلی بیاورد و اینگونه که پیداست خواننده نیز مجبور است بر این حکم گردن نهد. در ثانی، ایشان مشخص نمی کند بر اساس این تعریف باید دیگر جریانات سیاسی منطقه کردستان را نماینده ی که نامید. ثالثا ً، به گونه ای از"تبلیغات خصمانه" سخن به میان می آورد که تو گویی این منتقدین هستند که بدون هیچگونه ادله و زمینه ی عینی، خصمانه کمر بر ضد "حقوق ملی" مردم کردستان بسته اند، چرا که او میگوید: " توافقنامه ی دو حزب کردی ظاهرا موجب برانگیختن این احساسات زیانبار شده است ."
خواننده باید توجه داشته باشد که به نظر آیشان "ظاهرا ً" اینگونه است، و در واقع منتقدین بالفطره دشمن حقوق مردمان کردستان ایران هستند.
او در جای دیگر میگوید: "احزاب کردی واقعی ترین نمایندگان مردم کردستان ایران هستند و متهم کردن آن ها به تجزیه طلبی، نشان دادن مشت اهنین به مردم کردستان ایران است." آیا براستی اینچنین است؟ و منتقدین، این دو حزب را متهم به "تجزیه طلبی" کرده اند یا آنکه توافقنامه ی آنان به صراحت این خواست را فریاد میزند.
متأسفانه بیست و اندی سال پس از فرو ریختن دیوار برلین و پایان دوران جنگ سرد، نویسنده همچنان با دیدی دوقطبی (انقلاب و ضدانقلاب) به جهان مینگرد و غیره مسئولانه نام خیل عظیم انسانهای شریف و ایران دوست را نادیده گرفته و صرفا ً بدلیل وجود اسامی افرادی از حکومت جمهوری اسلامی و یا ناسیونالیستهای افراطی در جبهه ی منتقدین، با عنوان کردن "با نگاهی به اسامی سردمداران این موج ویرانگر، ..." بر انتقاد آنان خط بطلان میکشد. او فراموش میکند که تمام حقیقت نزد او نیست.
ایشان در پایان پیشنهاد میکند: " به جای این سیاست باید راه گفتگو با احزاب کردی را در پیش گرفت و به مردم کردستان اطمینان داد در ایران دموکراتیک که ما برای آن مبارزه می کنیم، خواست های آن ها - از جمله در مذاکره و توافق با نمایندگان و احزاب آن ها - تحقق خواهد یافت و به تبعیض ها پایان داده خواهد شد. نمی شود احزاب کردی را تجزیه طلب خواند و به مردم کردستان گفت ما از حقوق و مطالبات شما دفاع می کنیم!"
با نهایت تأسف باید به ایشان گفت: دوست گرامی، شما با این برخوردتان به شعور خیل عظیم منتقدین این "موافقتنامه" توهین نموده اید. آخر چگونه است که تمامی این خیل عظیم با خواندن متن این موافقتنامه از آن بوی "تجزیه طلبی" به مشامشان رسیده ولی شما اصرار دارید که سوءتفاهم شده است. در ثانی، از آنجا که احزاب، سازمانها و فعالین اپوزسیون ایران از پراکندگی مفرط رنج میبرد و اکثریت آنان فاقد ارتباطات مستمر و ارگانیک هستند یکی از راه های دمکراتیک نقد نظرات، همین گفتگو های مکتوب است. یا نکند شما نیز همچون پاره ای افراد و گروها و سازمانهائی که موضوع را به سکوت برگزار کرده اند، معتقد به انتقاد در پشت درهای بسته هستید.
نمیتوان حکم صادر نمود که این دو جریان سیاسی را بعنوان نماینده گان مردم کردستان بشناسید. لیک، نیک میدانیم که اندیشه ی کشوری بنام کردستان آرزوئیست دیرینه سال، و در میان کردهای ایران نیز طرفدارانی دارد و از دیگر سو نیز به عیان دیده می شود که چگونه این آرزو ملعبه ی دست بعضی کشورهاست.
درهرحال احزاب دمکرات و کومله در منطقه کردستان ایران، جریانات بی ریشه ای نیستند که دیر آمده باشند و اینک بخواهند با غوغاسالاری جایی برای خود در میان مبارزات مردم کردستان بازکنند. همانطور که از متن موافقتنامه برمیآید این توافق حاصل ماه ها کار مشترک و کارشناسانه است، پس منتقدین نیز لازم است نیک بدانند که با "تجزیه طلب" خواندن این احزاب، این آرزو از بین نخواهد رفت.
چاره آنکه، سیاسیون ایران باید به کردهای ایران زمین همچون دیگر مردمان ساکن این دیار ملموس و به عینه بنمایانند که در سپهر حکومت دمکراتیکی که برای آن مبارزه میکنند، آنان نیز همچون دیگر مردمان این دیار دارای حقوقی برابر هستند، و آنچه آنها در آرزو می جویند در واقعیت فردای ایران دمکراتیک دست یافتنیست.
جا داشت و دارد که گرددانندگان نشریه «اخبار روز» حتی برای رفع "سوءتفاهم" هم که شده بجای کم اهمیت جلوه دادن موضوع و سُراندن آن به زیر فرش، مصاحبه ای با آقایان هجری و مهتدی برگزار کنند، تا از این طریق برای همه رفع شبه گردد.

مارال سعید