قمار ترکیه در بحران سوریه


دکتر کیوان فرهمندی


• اردوغان که طی چند ماه گذشته متحدان همیشگی خود در مبارزه با کردها یعنی ایران، عراق و سوریه را از دست داده است به افقی مبهم می نگرد که آینده سوریه و بشار اسد چگونه ختم می شود؟ می توان به جرات ادعا کرد یکی از بزرگترین برندگان بهار عربی خاورمیانه کردها بوده اند. تاریخ جدیدی در حال شکل گیری است ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۱٨ مرداد ۱٣۹۱ -  ٨ اوت ۲۰۱۲


اردوغان شاید به مخیله اش هم خطور نمی کرد کسی را که اکنون بسان عزیزی در آغوش می گیرد در کمتر از دو سال آینده به بزرگترین کابوس ترکیه تبدیل خواهد شد. کابوسی که هر لحظه به مثابه باتلاقی خبر از تهدید منافع استراتژیک ترکیه می دهد. نخست وزیر ترکیه پس از شروع ناآرامی های کشورهای عربی شاخ آفریقا و خاورمیانه که بعدها "بهار عربی" نام گرفت با اتخاذ سیاستی فرصت طلبانه سعی در مصادره انقلاب کشورهای عربی و بهره برداری از آن کرد. تبدیل ترکیه به پناهگاه اپوزیسیون و مخالفان کشورهای ناآرام در معرض سقوط چهره ای نسبتا موجه را در نزد افکار عمومی این کشورها از دولت ترکیه رقم زد. استقبال مردمی از اردوغان در کشورهای تونس، مصر و لیبی او را به دخالت بیشتر در این ورطه سوق داد، چنان که با عزمی راسخ آنچنان به بشار اسد متحد سابق خود که روابط خانوادگی آنها فراتر از مناسبات دیپلماتیک بود پشت کرد که گویی توهم تبدیل شدن به امپراطور عثمانی را در سر می پروراند. موقعیت ترکیه که به واسطه پیوندهای سیاسی و اتحاد با آمریکا، ناتو، همکاری های گسترده نظامی- اقتصادی با ایران، دولت مرکزی عراق، اسرائیل و به تازگی دوستان جدید انقلابی خاورمیانه به ظاهر در بهترین زمان خود به سر میبرد با ورود جدی به مقوله سوریه دستخوش دگرگونی قابل توجهی شد. تضاد چشمگیر پارادوکس حمایت از آزادیخواهان منطقه ای علی رغم تبعیض و انکار بزرگترین اقلیت ترکیه یعنی کردها با جمعیتی بیش از ۲۵ میلیون نفر در ۱۶ استان کردنشین جنوب شرق و شرق ترکیه (بدون احتساب جمعیت صدها هزار نفری کردها در استانبول) پاشنه آشیل ترکها شد. آنگونه که اینک آتش فروزان انقلاب های مردمی خاورمیانه در خود ترکیه مشتعلتر می شود. دیپلماتهای ترک و در صدر آنها داوود اوغلو از تحلیل پارامترهای عدیده ای در سوریه ناتوان ماندند، از جمله نقش و موقعیت استراتژیک سوریه برای دیگر قطب های قدرتمند جهان نظیر چین و روسیه که تا آن زمان سیاستی منفعلانه در خصوص رویدادهای بهار عربی در پیش گرفته بودند، اتحاد سوق الجیشی با ایران و نقش "زنجیر واسط " در آنچه که از سوی ایران و حزب الله "محور مقاومت " نامیده می شود و وجود اقلیت ۵/۲ میلیونی کرد در شمال سوریه که اکثریت آنها تحت شدیدترین ستمها حتی از حق شهروندی، داشتن شناسنامه، داشتن شغل دولتی و آموزش و پرورش محروم بودند از دید ترکها زیاد جدی گرفته نشد. پس از اولین وتوی قطعنامه ضد سوری توسط چین و روسیه و هشدار جدی آنان مبنی بر عدم دخالت نظامی از سوی ناتو و بعضی کشورهای عربی خلیج فارس و شروع برخورد خشن و سرکوب اپوزیسیون از سوی حزب بعث سوریه، رویکرد ترکیه و متحدان جدیدش در میدان نبرد سوریه یعنی قطر و عربستان به سوی حمایت بیشتر لجستیکی و نظامی به مخالفان اسد متمایل شد. دو کشور عربی مذبور که همزمان در جبهه بحرین نیز با ایران بصورت محسوس در رقابت و ستیز بودند از شروع جنگ شدید رسانه ای علیه این کشور ابایی نداشتند، چنانکه نمود رسانه ای این کشورها یعنی "الجزیره" و "العربیه" همزمان با حمایت آشکار از اپوزیسیون سوریه و دولت بحرین بر نقش مخرب و "غیرموجه" ایران و بخصوص "سپاه قدس" تاکید داشتند. این جنگ رسانه ای آنگاه شدت یافت که مناطق شیعه نشین نفتی شرق عربستان دستخوش ناآرامی های پراکنده ای شد و دولت سعودی با تاکید بر نقش ایران در حمایت و ترغیب شیعیان عربستان به سرکوب آنان پرداخت. پس از رویارویی و رقابت شدید دو قطب مذهبی جهان اسلام یعنی عربستان سعودی و ایران به مثابه دو کشور بزرگ سنی و شیعه نبرد در سوریه وارد فاز جدیدی شد. دولت مرکزی عراق با حاکمیت تمامیت خواه نوری مالکی که پیش از این روابط نزدیک سیاسی و اقتصادی با ترکیه داشت و همیشه با دادن چراغ سبز به ارتش ترک تجاوز آنان به حریم هوایی و زمینی عراق و بمباران گسترده مناطق مرزی اقلیم کردستان به بهانه مبارزه با حزب کارگران کردستان را نادیده می گرفت، به تبعیت از "برادر بزرگتر" به حمایت از شیعیان بحرین و دولت علوی حاکم بر سوریه برخاست و در جبهه کشورهایی قرار گرفت که بواسطه نبرد سوریه در جبهه مخالف ترکیه قرار گرفته اند. این رویارویی و همزمانی آن با تشدید اختلافات متعدد اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق بر سر مسائلی چون "قانون نفت و گاز"، "پیشمرگه"، مناطق مرزی مورد اختلاف چون کرکوک و خانقین، متهم کردن دولت مالکی به تکرویی و عدم پایپندی به قانون و حمایت طبیعی دولت کردستان از اپوزیسیون سوریه و در صدر آنان اقلیت تحت ستم کرد در سوریه موجب انعقاد پیمان اتحاد نانوشته ای میان ترکیه و اقلیم کردستان شد. زنگ تهدید واقعی زمانی برای ترکیه نواخته شد آنگاه که چند شهر کردستان سوریه در کنترل و اختیار احزاب متحد شده کرد قرار گرفتند. تحت فشار قرار گرفتن سوریه توسط ارتش آزاد سوریه و نقش بی بدیل ترکیه در رساندن سلاح های فرستاده شده از قطر و عربستان به مخالفان بشار اسد از سویی و تیزهوشی سیاستمداران کرد بخصوص حزب "پ ی د" که روابط نزدیکی با حزب کارگران کردستان پ ک ک دارد از سویی دیگر، موجب شد مذاکرات پشت پرده فشرده ای برای خروج ارتش سوریه از کردستان و کنترل آن توسط نیروهای مسلح کرد صورت بگیرد. به نظر می رسد وجود منافع مشترک برای دو طرف در دستیابی با این توافق نقش حیاتی را ایفا کرده است. برای دولت حاکم بر سوریه نجنگیدن در جبهه کردستان و در نتیجه اعزام ارتش مستقر در کردستان به خط مقدم جنگ با اپوزیسیون مسلح، تلافی کردن اقدام ترکیه در حمایت و تسلیح مخالفان اسد و نیز فراهم کردن زمینه ایجاد نوعی فدرالیسم در سوریه در صورت شکست احتمالی نظام برخاسته از اقلیت علوی سوریه برای تشکیل حکومتی مستقل یا خودمختار در مناطق علوی این کشور جهت پیشگیری از انتقام قریب الوقوع اکثریت اپوزیسیون سنی سوریه از انگیزه های اصلی حکومت در این توافق می باشد. در جناح دیگر، کردها که طی سالیان دراز تحت ستم دولت سوریه بوده اند با این توافق حاکمیت چند شهر کردستان سوریه را با اندک جنگ و مقاومتی در دست می گیرند. کشمکش چندین ماهه کردها با اپوزیسیون سوریه که حتی مخالفان اسد حاضر به پذیرش نام دولت دمکراتیک سوریه بدون نام بردن از واژه "عربی" نشدند، امید چندانی به دولت آینده سوریه و احقاق حقوق خود را بصورت مسالمت آمیزدر ذهن کردها متبادر نمی کرد و اینچنین بود بجز دو شهر مهم "قامشلی" و "حسکه" دیگر نواحی کردستان سوریه اکنون بصورت دمکراتیک از سوی احزاب کرد اداره می شود و همزمان مذاکرات دیگری نیز در خصوص دو شهر دیگر ادامه دارد. به نظر می رسد در صورت ادامه جنگ داخلی سوریه در چند ماه آینده و توانایی کردها در تامین امنیت مناطق خود و مرز مشترک با ترکیه، بشار اسد علی رغم مخالفت ایران مجبور به واگذاری این دو شهر کردستان و حتی امضای پذیرش اتونومی یا فدرالیسم در کردستان سوریه شود. ترکیه که اینک منافع خود را در سراشیبی سقوط می بیند با تهدید های گسترده نظامی شروع به لشگرکشی به مرز سوریه کرده تا به ظاهر از ایجاد منطقه مستقل کردنشین حامی پ ک ک جلوگیری کند اما به وضوح پیداست که نگرانی اصلی ترکیه در این خصوص گسترش ناآرامی ها در مناطق کردنشین خود و افزایش سطح درخواست های ملت کرد در خصوص ایجاد مناطقی خودمختار می باشد. اما تهدیدهای نظامی ترکیه در روزهای اخیر با شدت درگیری ها با حزب کارگران کردستان و دادن تلفات بسیار سنگین نظامی از جمله سقوط چندین هلیکوپتر پیشرفته نظامی و ناتوانی از پس گیری مناطق تحت سیطره نیروهای پ ک ک در شمزینان و... علی رغم نبردهای بسیار سنگین و بمباران های گسترده این مناطق بیشتر رنگ باخته است. همزمان تحرک احزاب مدنی کرد در شهرهای کردستان ترکیه بشدت رو به فزونی گرفته است. اردوغان که طی چند ماه گذشته متحدان همیشگی خود در مبارزه با کردها یعنی ایران، عراق و سوریه را از دست داده است به افقی مبهم می نگرد که آینده سوریه و بشار اسد چگونه ختم می شود؟
می توان به جرات ادعا کرد یکی از بزرگترین برندگان بهار عربی خاورمیانه کردها بوده اند. تاریخ جدیدی در حال شکل گیری است...

دکتر کیوان فرهمندی