وجه اشتراک سیاست های حاکمان مستبد در تغییر هویت جامعه ها


د. موسی مزیدی


• تلاش نگارنده در این نوشته نشان دادن تشابه شیوه‌های تعرض حاکمان مستبد و تمامیت خواه ایران- و لیبی به هویت مردم به منظور تحمیل ایدیولوژی حاکم است. حاکمان در تعرض خود حتا حریم مقدس خانواده را درمی نوردند و این معمولاً با بهانه قرار دادن تعلقات ملی- مذهبی انجام می شود ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۱۰ دی ۱٣۹۰ -  ٣۱ دسامبر ۲۰۱۱


تاریخ در فرایند خود در مورد تأثیر حاکمام در شکل گیری جوامع بشری و تغییر هویت انسان ها گاهی به نیکی و گاهی به زشتی قضاوت کرده است.
تلاش نگارنده در این نوشته نشان دادن تشابه شیوه‌های تعرض حاکمان مستبد و تمامیت خواه ایران- و لیبی به هویت مردم به منظور تحمیل ایدیولوژی حاکم است. حاکمان در تعرض خود حتا حریم مقدس خانواده را درمی نوردند و این معمولاً با بهانه قرار دادن تعلقات ملی- مذهبی انجام می شود. حاکمان تمامیت خواه همه چیز را موافق با خواسته‌ها و نگرش خود می خواهند و از نوع لباس پوشیدن و تشکیل خانواده تا نام گذاری فرزندان و محل زندگی آن مردم دخالت می کنند. از این هم فراتر تغییر نام شهرها و حتا کشور به بخشی از ارضای غرایض حاکمان تبدیل می شود.

لیبی
لیبی که درسال ۱۹۱۲ به تصرف ایتالیا در آمده بود و جزو مستعمرات آن کشور شده بود، در سال ۱۹۵۱ به استقلال خود دست یافت و در آن حکومتی سلطنتی فدرالی به پادشاهی ادریس سنوسی برپا شد. معمر قذافی در کودتای ماه سپتامبر(ثوره الفاتح) ۱۹۶۹ سنوسی را برکنار ساخته و خود زمام مملکت را بدست گرفت و نظام پادشاهی فدرالی را به نظام جمهوری متمرکز لیبی تبدیل کرد. وی در تاریخ ۲ مارس ۱۹۷۷ نام جمهوری لیبی را طی فرمانی به "جمهوریهای عربی لیبی خلقی اشتراکی بزرگ " تبدیل کرد. قذافی سرود ملی تغییر را داد و پرچم استقلال کشور را یکپارچه به رنگ سبز در آورد. قذافی رنگ سبز را در تمام عرصه های زندگی مردم به جامعه لیبی تحمیل نمود. تقویم کشور هم که مبدأ آن تاریخ میلادی بود، شامل این تغییر شد. در تقویم جدید سال هجری قمری به جای تاریخ میلادی بکارگرفته شد.
استعمال تقویم جدید در مراسلات و اسناد دولتی و همچنین در ارتباطات بین الملی انتقاداتی در داخل و خارج لیبی به همراه آورد و سبب ایجاد مشکلات در روابط خارجی آن کشور شد. رهبر لیبی بعد از مدتی متقاعد شد که تقویمی دیگر را جایگزین تقویم رایج سازد. او دستور بکارگیری تاریخ شمسی را صادر کرد که نقطه آغازش به جای هجرت پیغمبر مسلمانان از مکه به مدینه، وفات آن حضرت بود. نام ماه های میلادی که در کشورهای عربی و جهان رایج اند، بنا به تفسیر رهبر (ثوره الفاتح) و اوامر او با نام های دیگری تبدیل شدند. نام ماه های جدید جز در لیبی در جای دیگری شناخته شده نبودند. برای مثال: ماه ژانویه به "ای نار" و ماه فوریه به "النوار"، ماه مارس به "الربیع" و ماه اپریل به "الطیر" تغییر یافتند و غیره. ماه سپتامبر که در آن کودتا (ثوره الفاتح) به رهبری قذافی به پیروزی رسیده بود، به"الفاتح " تبدیل شد. در چند سال اخیر تقویم میلادی به همراه تقویم شمسی بکار گرفته شد و هر دو تاریخ در مدارک و اسناد دولتی و نامه های رسمی و غیر رسمی ذکر می شوند. بعضی از شهرها، مناطق مسکونی و مراکز اقتصادی و فرهنگی به دستور معمر قذافی تغییر نام یافتند، این شهرها از قرار زیرند: شهر سبها به نام الشراره الاولی* تبدیل شد.
شهر بنغازی به شهر البیان الاول۱ ، شهر زواره به نام شهر النقاط الخمس۲ تبدیل شد. و اخیرا شهر سرت که شهری بندری است، خلیج التحدی٣ نام گرفت. حتا کلمه شهر و شهرستان که در تابلوهای ورودی شهرها قبل از نام شهر نوشته شده بود رهبر را آزار داده، به فرمان او به شعبیه (خلقی) تغییر داده شد. گویا در لیبی مشکلات سیاسی-اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی با این تغییرات بیمارگونه برطرف شده و آن کشور در ردیف کشورهای پیشرفته جهان قرار می گیرد.
یادآوری این امر ضروریست: بر اثر مقاومت اهالی شهرستان های مزبور در عدم استعمال نام های جعلی و اصرار در بکار بردن نام های قدیمی از سوی آنان، نام این شهرها دوباره به نام های سابق و تاریخی بازگردانده شد و اکنون رسما نام قدیمی آنها بکار گرفته می شود. در اخبار جنبش اخیر مردم لیبی که علیه حاکمیت قذافی بپا خواسته بودند نام این شهرها به کرات شنیده شده و بر نقشه آن کشور با نام قدیمشان مشاهده می شدند.

ایران
و اما در ایران- نام این کشور کهنسال در سال۱۹٣۵ از ممالک محروسه یا پرسین (پرشیا) به فرمان رضاشاه به ایران تبدیل شد. رضا شاه و تئورسینهای دولت ملتش، به جای کار در راستای پیشرفت فرهنگی، اجتماعی و رفاهی افراد و تکامل مفهوم شهروند که اساسی‌ترین عضو دولت ملت است، هم شکل سازی ظاهر افراد را در دستور کار خود قرار دادند. این تغییرات جنایت کارانه، حریم شخصی افراد و خانواده و پوشش آنان را نشانه گرفت. تئوریسین های این پروژه، تغییر لباس را نشانه مدرنیت و برون رفت از روابط تنگ ایلی و فئودالی به شمار می آوردند و چون مردم زیر بار آن نمی رفتند آنرا با نیروی اسلحه و سرکوب شدید به انجام می رساندند. آنان برای نشان دادن ایران مدرن، رسیدن به جامعه ای تک زبان و تک فرهنگ (تک ملیتی) را هدف خود قرار دادند و برای این منظور تغییر نام های مناطق ملیت های غیرفارس و شهرهای تابعه را در راستای یکسان سازی فرهنگی پیش بردند. مناطق ترکی و عربی آزربایجان و عربستان مشمول بیشترین تغییر نام ها شدند.
تصمیم تغییر نام مناطق ملل غیر فارس در سال ۱۹۲۴ در قرهنگستان تازه تاسیس شده گرفته شد ولی رسما در سال ۱۹٣۶ به اجرا گذاشته شد. در همین سال بود که عربستان به خوزستان تبدیل شد و نیز شهرهایش نام های دیگر گرفتند. در سال های بعد دگرنامگی شامل بسیاری از کوی و برزن ها و حتا رودخانه ها شد.
برای مثال: شهرهای محمره به خرمشهر، فلاحیه به شادگان، خفاجیه به سوسنگرد، حویزه به هوزگان یا هویزه، بندر خورموسی به بندر شاپور (بندر امام)، عبادان به آبادان و شهر قصبه به شهر اروند و آب راه شط العرب به اروندرود تغییر یافتند. همچنین نام خیلی از روستاها و مناطق دیگر به نام های غیربومی تغییر داده شد که ذکر آنها از حوصله ی این سطور خارج است.
نظام ممالک محروسه که نوعی فدرالیسم سنتی بوده است، چهار سال بعد از کودتای رضاخان یعنی در سال ۱۹۲۵ در این کشور ملغی شده به یک سیستم متمرکز و نظامی تبدیل شد.
هدف رژیم شاهنشاهی از ایجاد آموزش و پرورش سراسری و اجباری کردن تحصیل در دوره ی ابتدائی، قبل از آنکه مبارزه با بی‌سوادی باشد، در حقیقت برای پیش برد سیاست آسیمیلاسیون ملل غیر فارس بود که با تکیه بر نیروی پلیس و ژاندارم مردم مناطق غیرفارس را به آموزش و سخن گفتن به زبان فارسی مجبور می کرد. اجبار مردم غیرفارس به شرکت در مراسم و اعیاد و مناسبت های فرهنگی غیربومی که با آن کاملاً بیگانه بودند، از ترفندهای دیگریست که رژیم در جهت تسریع خلق «ملت یک دست ایرانی» خود به کار می بست! در همین راستا از یک طرف با ایجاد تسهیلات و اعطای حق بدی آب و هوا ، مردم مناطق مرکزی را به مهاجرت به استانهای مرزی تشویق می‌کرد بویژه به عربستان ایران و از طرفی دیگر ساکنان مناطق مرزی را که اغلب غیرفارس بودند به مهاجرت از مناطق خود مجبور می کرد. رژیم با این سیاست غیرانسانی، پروسه مهاجرت را سرعت بیشتری بخشید.
با کشف نفت و ذخائر زیر زمینی در عربستان ایران و تاسیس بنادر و امکانات اقتصادی دراین اقلیم که به طور طبیعی باید به بهبود وضع اقتصادی مردم بومی منجر می شد، به جای رفاه و پیشرفت، آنان را به خاک سیاه نشاند.
در ایران همانند لیبی که قذافی تقویم کشورش را تغییر داد، محمد رضا شاه قبل از سرنگونیش، مبدأ تاریخ کشور را که هجرت پیغمبر اسلام بود، به سلطنت کورش تغییر داد و تقویم شاهنشاهی را در مملکت رایج کرد. محمدرضا شاه که در جشن های پرهزینه ۲۵۰۰ ساله خودرا شاه شاهانی که پدرش در زمان زمامداریش قلع و قمع کرده بود اعلام کرد. وی در پی نشان دادن عظمت، ابهت و کبریاء تمامیت خواه خود اقدام به این عمل نمود و برایش اهمیتی نداشت که جامعه موافق یا مخالف آنچنان تغییراتی باشد. او دستور داده بود، هرکس در تک حزب من درآوردی رستاخیزش وارد نشود یا به زندان رود یا که به لطف ملوکانه با خرج دولت از ایران خارج شود! تغیر نام مناطق و محلات را وارثان رژم سلطنتی که به خود جمهوری اسلامی می‌گویند، با شدت و قصاوت هر چه تمامتر دنبال می کنند.
بعضی از نام شهرها در استانهای دیگر تغییر یافت، اما بعد از انقلاب به نامهای اصلی و تاریخی خویش برگشتند. ولی برگشت نام تاریخی عربستان و نام بومی شهرهای آن تا به امروز میسر نشده است! به راستی چرا نامهای جعلی رضائیه به ارومیه و بندر شاه به انزلی برگشتند؟ اما بندر شاهپور به بندر امام و نه به نام تاریخی و سابق آن یعنی خورموسی تغیر کرده است؟ چرا نام تغییر یافته شهرهای لیبی به نام سابق وتاریخی خود برمیگردند اما نام شهرهای عربی عربستان ایران هنوز که هنوز است به نام تاریخی و سابق خود برنگشته اند؟

___________
*اولین گام انقلاب نظامی معمر فذافی از این شهر برداشته شد.
۱- اولین بیانیه کودتا در این شهر قرائت شد.
۲- در این شهر برنامه کودتاچیان که شامل پنج ماده بود، توسط معمر قذافی اعلام شد.
٣- مانور نیروی دریائی لیبی در دریای مدیترانه در مقابل سواحل شهر مزبور و در شرایطی که آن زمان روابط لیبی با امریکا متشنج بود.