عمق اختلاس ۳ بیلیون دلاری


ت. سام


• روشن است که قدرت سیاسی و اقتصادی چگونه در یک مجموعه یکدیگر را کامل می کنند و در پس پی افکندن قدرت بی بدیلی در کشور هستند که هیچ قدرتی راتوان مقابله با آنان نباشد. در سالهای ۱۹۳۰ در المان وقتی سرمایه داری المان با احزاب سیاسی فاشیست در هم امیخت به فاجعه بزرگی برای مردم المان و جهان ختم شد. آیا در ایران هم چنین خواهد شد؟ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۴ مهر ۱٣۹۰ -  ۶ اکتبر ۲۰۱۱


پس از انتشار خبر اختلاس سه بیلیون دلاری در سیستم بانکی کشورتوسط اقای مصطفی پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کل کشور در روز ۵ شهریور ۱٣۹۰ (۲۷ اگوست ۲۰۱۱ ) مطالبی متنوع و از دیدگاههای مختلف در این زمینه نوشته ومنتشر شده است. اما تمرکز بیشتر این نوشته ها بر میزان باور نکردنی این ثروت به یغما رفته و همچنین فساد گسترده در دستگاه ولایت بوده است. نکته با اهمیتی که کمتر به آن پرداخته شده این است که تقابل جناحهای داخل حاکمیت از بعد داده های بعد از افشاء این اختلاس مورد ارزیابی قرار گیرد و عرصه های درگیری جناحهای حاکمیت بیشتر مشخص شود.
بدون شک اختلاس و فساد در انواع و اشکال آن در رژیم فقها سابقه ای به درازای عمر رژیم دارد. نمونه های عمده آن اختلاس معروف به ۱۲٣ میلیارد دلاری از بانک صادرات در سال ۱٣۷۱ ، افشاء اختلاس و دزدیهای شهرام جزایری در سال ۱٣٨۱ ، افشای دزدیها و اختلاس اموال و منابع عمومی توسط روحانیون و آقازاده ها در دستکاه حاکمه توسط عباس پالیزدار در سال ۱٣٨۷ و آخرین آن بزرگترین اختلاس تاریخ جمهوری اسلامی یعنی اختلاس ٣ بیلیون دلاری است.
در ظاهر قضیه تمام نمونه های پیش گفته و دیگر نمونه ها در بر دارنده شیوه های شنیع و غیر اخلاقی برای دستیابی به ثروتهای عظیم است ولی نمونه آخر یعنی اختلاس ٣ بیلیون دلاری چه از نظر شرایط و چه از نظر طرفهای درگیر و عامل آن و همچنین از نظر اهدافی که دنبال می کند با نمونه های ماقبل متفاوت است. به نظر می رسد که هر چند روند تجمع ثروت در نظام جمهوری اسلامی در عرض سالهای پس از انقلاب به شدت ادامه داشته است ولی این روند تا سالهای اخیر بخصوص پس از انتخابات ۱٣٨٨ به آن حجم و ابعادی نرسیده بوده است تا طرفهای درگیر در قدرت سیاسی بخواهند بعنوان حربه ای علیه جناح مقابل از آن استفاده کنند. بعبارت دیکر اگر به چگونگی اختلاس اخیر و اینکه بخشهای مختلف اقتصاد همچون صنایع تولیدی مانند پولاد و راهسازی و خط اهن و بانکها در آن دخیل بوده اند توجه شود می توان به این نتیجه رسید که هدف نه تنها اختلاس بمنظور مال اندوزی بلکه تسلط بر اقتصاد در ابعاد ملی بوده است. خبرگزاری مهر در تاریخ ۱۴ مهر ۱٣۹۰ فهرست بیست شرکت امیر منصور آریا را به شرح زیر منتشر کرده است:
"به گزارش خبرنگار مهر، سرمایه گذاری امیر منصور آریا، شرکت ستاره درخشان درفک، آب معدنی داماش گیلان، پخش امیرمنصور ایرانیان، تجارت گستران منصور، گروه ملی صنعتی فولاد ایران، مشاوره و مدیریت تدبیر منصور، باشگاه ورزشی داماش ایرانیان، ایمن ترابر آریا، داماش ترابر ایرانیان، سبک‌سازان لوشان، ستارگان امیر منصور، شفاف شیمی پلاست، صنایع غذایی دریاچه گهر لرستان، گروه صنعتی نمونه منصور گیلان، ماشین‌سازی لرستان، مهندسین مشاور مدیریت پردازش زمان، نوآوران صنعت الکترونیک قم، خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه آهن، مروارید درخشان آریا از شرکتهای زیرمجموعه امیر منصور آریا به شمار می روند."
به گفته این گزارش:
"زمینه های فعالیت: شرکت سرمایه گذاری آریا یک هولدینگ است که شرکت های زیر مجموعه آن در زمینه های مختلف از جمله : صنایع غذایی- فلزی- معدنی- شیمیایی- برق- خدمات مهندسی- مشاوره - ماشین سازی و... فعالیت دارند."
همانطور که مشاهده می شود ابعاد فعالیت شرکت "امیر منصور آریا" بسیار گسترده بوده و اغراق امیز نخواهد بود اگر گفته شود که ابعاد ملی و کشوری داشته است. آنچه که در نتیجه مستقیم اختلاس اخیر می توان به فعالیتهای این شرکت اضافه نمود فعالیتهای بانکی است که مبالغ هنگفت تامین سرمایه ان توسط این اختلاس کلان حاصل شده بود. قدرت و گستردگی شبکه فعالیتهای این شرکت بیشتر جلب توجه می کند وقتی توجه کنیم که از تاریخ ثبت این شرکت تنها ۵ سال می گذشته است و شرکت تنها، اینطور که گفته می شود، با سرمایه اولیه یک میلیون دلار که از آلمان منتقل شده بوده است شروع به کار کرده است. آیا همچون تجمع سرمایه ای در مدت ۵ سال بدون پشتیبان سیاسی امکانپذیر است؟ دو نمونه از این پشتیبانی را که در مطبوعات داخلی امده در اینجا می آوریم:
سایت اینترنتی "مشرق" به تاریخ ۵ اکتبر ۱٣۹۰ زیر عنوان "نامه مشایی به دو وزیر برای واگذاری شرکت فولاد خوزستان به امیر منصور آریا" سندی را منتشر کرده است به قرار زیر:


جناب آقای حسینی، وزیر محترم امور اقتصاد و دارایی
جناب آقای بهبهانی، وزیر محترم راه و ترابری
سلام علیکم
به پیوست تصویر نامه شماره ۱۰۲۰۵/ص۲۰ مورخ ۲/۷/۱٣٨۹ شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه‌آهن در خصوص امادگی خرید ۵۰ و نیم درصد از سهام شرکت فولاد خوزستان ارسال می‌شود.
حسب موافقت ریاست محترم جمهوری خواهشمند است دستور فرمائید ضمن تسریع اقدام مساعد را به عمل آورند.
اسفندیار رحیم مشایی
بر اساس این نامه سهام شرکت فولاد خوزستان بدون برگزاری تشریفات قانونی مزایده به گروه امیر منصورآریا در قالب شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه راه آهن( تراورس) واگذار می شود.
روزنامه مشرق در زمینه واگذار کردن "شرکت خدمات مهندسی خط و ابنیه فنی راه آهن (تراورس)" به گروه امیر منصور آریا چنین می نویسد:
"امیر منصور خسروی در جریان واگذاری های سازمان خصوصی سازی و در حرکتی کاملا مشکوک توانست شرکت تراورس که از مهمترین شرکت های پیمانکار در عرصه رآه آهن کشور است را خریداری کند.
سوالی که مسولان سازمان خصوصی سازی و وزارت اقتصاد باید به آن پاسخ دهند این است که چگونه و با چه توجیهی بزرگترین شرکت راه آهن کشور را به این گروه واگذار کرده اند.
جالب است که شرکت تراورس به صورت ده ساله به امیر منصور خسروی و به قیمت ۱۲۰ میلیارد تومان واگذار شد."
این گزارش ادامه می دهد:
"اکنون که پرونده گروه آریا در خصوص اختلاس از نظام بانکی بر همگان آشکار شده است می توان سناریوی دیگر این گروه برای تسلط بر اقتصاد ملی کشور را به شرح زیر توضیح داد:
۱-همکاری با سازمان خصوصی سازی و وزارت اقتصاد برای تصاحب شرکت های بزرگ پیمانکاری کشور
۲-تبانی با کارفرمایان دولتی از قبیل راه آهن و وزرات راه سابق برای تصاحب پروژه های میلیاردی با حربه تامین مالی و به صورت ترک تشریفات مناقصه
٣-همکاری گسترده و تبانی با نظام بانکی خصوصا بانک ملی برای تامین مالی پروژه ها به صورت صوری."
و نتیجه گیری می کند:
"حال سوال اینجاست که چگونه یک فرد توانایی دارد از یک طرف با همکاری سازمان خصوصی سازی شرکت معظمی چون تراورس را خرید اری کند که نزدیک به هشت هزار نفر کارمند دارد و از طرف دیگر با تبانی بتواند به صورت ترک تشریفات مناقصه پروژه هزار و ٣۰۰ میلیارد تومانی را تصاحب کند و یا در قبال اجرای بدون تشریفات مناقصه طبقاتی نمودن جاده رامسر به نور، بیش از ۵۰ درصد سهام شرکت فولاد خوزستان را به دست آورد. در این میان همکاری بانک ملی در خصوص گروه امیر منصور آریا دارای ابعاد پیچیده ای است که امیدواریم مسولان مربوطه بتوانند در این خصوص توضیحات کافی ارایه کنند."
و سر انجام:
"ذکر این نکته خالی از لطف نیست که اگر گروه آریا در پروژه راه آهن شیراز-بندرعباس تنها ۱۰ درصد سود ببرد رقمی در حدود ۱٣۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومان خواهد شد و این در حالی است که رقم خریداری شده شرکت تروارس کمتر از ۱۲۰ میلیارد تومان بوده است."
و باز بی علت نیست که وقتی آقای حسینی وزیر اقتصاد و دارایی برای ارائه توضیحات در مجلس حاضر می شود حتی پس از تمام رسوایی های اختلاس آقای امیر منصور خسروی را "قهرمان صنعت" خطاب می کند.
روشن است که قدرت سیاسی و اقتصادی چگونه در یک مجموعه یکدیگر را کامل می کنند و در پس پی افکندن قدرت بی بدیلی در کشور هستند که هیچ قدرتی راتوان مقابله با آنان نباشد. در سالهای ۱۹٣۰ در المان وقتی سرمایه داری المان با احزاب سیاسی فاشیست در هم امیخت به فاجعه بزرگی برای مردم المان و جهان ختم شد. آیا در ایران هم چنین خواهد شد؟