تا به زبان پریان با موج سخن بگوییم


مرضیه شاه بزاز


• آی سماجت مقدس
اسب پر شتاب را لگامی زن،
هشیار و آهسته بران ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ٨ مهر ۱٣۹۰ -  ٣۰ سپتامبر ۲۰۱۱


 آنهمه تپشِ دل،
فریاد و کُوبش در را
پاسخی کو
که از برج برون
بر خاک فرود آمدید؟
آیه‌ی رستگاری را گرم بانگ برآوردید
در هیاهوی باغ پر شاخ و برگ پیامبران
آهنگی شد گنگ
و بر دلها ننشست

پادشاهان به راهزنی بر بام تهیدستان؟
تا که قفل شکسته
دمی دست در دست، در مِه شانه به شانه شوند؟
فردا که دستی آسان
از آستین برون آید
بیدرنگ با های و هوی بسوی او دوند
و شما
پشت پنجره‌ی خوابشان
تک ستاره‌ای نگران
باز بر مدار خانه‌شان عاشقانه می‌چرخید

آی سماجت مقدس
اسب پر شتاب را لگامی زن،
هشیار و آهسته بران
تا که همسفری یابی
نه همسفران کم مایه که به دون تو را فرو کشند
تهیدستی میهمان تهیدستان،
سفره‌ای خالی، از مدار خارج، بی پیام و شور

پس چون فانوس برج را شکسته یافتیم
و زبان رابطه را بریده
بر کف دریا شدیم
و با گیسوان بافته از مروارید
به هزار سال
بر سطح بر آمدیم
تا به زبان پریان با موج سخن بگوییم.

۲۳ سپتامبر، ۲۰۱۱، آتلانتا