سهم زن در "سهم من"


مارال سعید


• "سهم من" داستان ستم فرهنگی است که هیچ حقوقی جز تکلیف برای زنان قائل نیست و دریغ که حتی عشق را نیز از آنها دریغ میدارد. "سهم من" داستان مردانیست با پایگاههای طبقاتی ی متفاوت و ذهنیّات متفاوت، که در طول زندگی هیچگاه به مادر، خواهر، همسر، همکار، همرزم خویش چون انسانی برابر حقوق نگاه نکرده و نمی کنند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۷ اسفند ۱٣٨۹ -  ٨ مارس ۲۰۱۱


    با آنکه امکان دانلود غیرمجاز کتاب در اینترنت فراهم است، کتاب نورده بار به زیر چاپ رفته و همچنان نایاب است!
راستی که ایرانیان را در یک نگاه نمی توان شناخت.
مگر نه آنکه آمارهای رسمی و غیررسمی خبر از پَرکشیدن کتاب از سبد خرید مردم دارد!
بهای یازده هزار تومانیش نیز که برای جامعه ای که تا ٦٠٪ جمعیت آن درآمدی زیر خط فقر دارد هم که کم نیست.
پس این چه رازیست که در بَرهوت نظام جمهوری اسلامی، کتابی تا تیراژ ٩٥٠٠٠ اجازه چاپ گرفته و باز کافی نیست؟
این همه نشان از جامعه یست که چون دریا در عمق قلیان و بر سطح آرامشی گورستانی دارد!

خوشحالم که در روز جهانی زن کتابی را به دوستان معرفی میکنم که نشان از عزم و رزم و عشق زنان ایران بر پیشانی دارد.
داستان زندگی "معصومه" داستان زندگی دختران و زنانیست که در عرصه ی یکصد ساله ی جنگ سنّت و تجدّد در ایران، بیشترین فشارها و مَرارتها را متحمّل گشته اند لیک افسوس و صد افسوس که به کناری نهاده شده، نادیده انگاشته شده، حمایت نشده و بالاخره نتوانسته اند به حقوق حقه ی خویش دست یابند.
"سهم من" داستان آرزوهای ماهی کوچکیست اسیر تُنگِ سنّت، که خواب دریا در سر دارد، بی آنکه بیندیشد چه دامها بر سر راهش نهاده اند.
"سهم من" داستان زنانی است که در اطراف ما فراوان یافت می شوند، زنانی با پایگاههای طبقاتی متفاوت، که علیرغم استعداد و توانائی های بالا همه پَرغیچی ی سنّت گشته اند.
"سهم من" داستان ستم فرهنگی است که هیچ حقوقی جز تکلیف برای زنان قائل نیست و دریغ که حتی عشق را نیز از آنها دریغ میدارد.
"سهم من" داستان مردانیست با پایگاههای طبقاتی ی متفاوت و ذهنیّات متفاوت، که در طول زندگی هیچگاه به مادر، خواهر، همسر، همکار، همرزم خویش چون انسانی برابر حقوق نگاه نکرده و نمی کنند.
"پرینوش صنیعی" با زبانی ساده، روان و به روش راوی اوّل شخص مُفرد، شرح زندگی زنی از نسل دختران و زنان زیسته در بُرش زمانی ی ١٣٥٠تا ١٣٧٠ خورشیدی ایران را بازگفته، که جای قدردانی بسیار دارد. لیک آنچنان وقایع آن سالها، قلم او را در حصار خویش مَحصور داشته که جایی برای رویا باقی نمی گذارد. او همچون روزنامه نگاری شیفته ی واقعه، بی اختیار، عنان قلم بدست توفان وقایع آن سالها می سپارد و داستان رمان را تا سطح گزارشی از وقایع پائین می آورد.
این که گفتم شاید از ارزش ادبی کتاب کاسته باشد، لیک علیرغم این نقصان، "سهم من" رمانی است با ده فصل و در ٥٢٨ صفحه که نمیتوان آدم صد سال اخیر ایران بود، خواند و بی آب چشم بست.
اگر اعصابش را ندارید و آدم نتیجه اید، کتاب را به دست نگیرید. زیرا کتاب، داستان راهیست که حداقل سه نسل (مادر بزرگان، مادران و دختران) اخیر ایران در آن زیسته و رزمیده اند. هر چند که، شاید از این نقطه که امروز من و تو ایستاده ایم، حاصلی جز بی حقوقی بار نداده باشد. لیک این دلیل بر بیهوده بودن این جنگ نیست، این صرفا ً نشان از آن دارد که ما نتوانسته ایم آن نیم دیگر جامعه (مردان) را با خود همراه سازیم.
"سهم من" کتابیست که میتوان در آن سطر به سطر تلخی آن سالها را مَزمَزه کرد و اندیشید: بر ما چه میرود که اینگونه خواسته یا ناخواسته این بیداد را بر خویش و دیگری روا میداریم.
"سهم من" کتابیست که میتوان خواندنش را به دوستان توصیه کرد.   

مارال سعید   
١٧اسفند ١٣٨٩

نام کتاب: سهم من
نویسنده: پرینوش صنیعی
ناشر: انتشارات روزبهان
چاپ اول بهار ١٣٨١ چاپ نوزدهم تابستان ١٣٨٨
تیراژ: در هر نوبت ٥٠٠٠ نسخه
قیمت: ١١٠٠٠ تومان