دروغگویی در سیاست و زمینگیری در اقتصاد


محمدحسین یحیایی


• سال های سخت و دشواری از منظر اقتصادی و اجتماعی در پیش رو است. نسل کنونی با آگاهی از حوادث جهان و کشور های پیرامونی حاضر به پذیرش اوضاع کنونی و نظام ولایی نیست. حوادث سال های گذشته بویژه چند هفته اخیر نشان داد که جوانان. زنان و زحمتکشان با همه فشار ها. زورگویی و سرکوب و تهدید عقب نشینی نخواهند کرد ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۱۵ اسفند ۱٣٨۹ -  ۶ مارس ۲۰۱۱


 

جامعه ایران با گذر از مراحل گوناگون در سه دهه بعد از انقلاب سال ۵۷ خورشیدی به مرحله و فاز نوینی پای گذاشته است. شادکامی. غرور. همبستگی . تلاش برای سازندگی و رسیدن به آزادی. دمکراسی و جامعه مدنی که آرزوی دیرینه مردم و ره آورد یک انقلاب مردمی بود دیری نپائید. نظامی تاریک اندیش با ساختاری کهن و با آموزه هایی از دین. شریعت. ولایت و خشونت سرنوشت سیاسی کشور را در دست گرفت. دوران تثبیت با کشتار. زندان. شکنجه و جنگ پیش رفت. مردم در بهت و حیرت ناظر بر عملکرد دین سالاران خشونت ورز بودند و سرخورده از انقلاب. به آینده ی نا روشن چشم دوختند. دوران سازندگی و اصلاحات فرا رسید. در همه این مدت طبقات. لایه ها و اقشار جدیدی در ساختار نوین اجتماعی شکل گرفت. بورژوازی نورسیده پایگاه سنتی پیشین را نداشت. با رانت خواری از امکانات اقتصادی و سیاسی دولت و همسو با آن رشد می کرد. از آن رو نسل اول انقلاب از طبقات اجتماعی بویژه فعال در تجارت و تولید استقلال فکری و ذهنی از دولت و آموزه های دمکراسی را نداشت و منافع خود را در پایداری. گسترش و رشد رژیم صرفنظر از ماهییت استبدادی و خشن آن جستجو می کرد.
با آغاز فعالیت نسل دوم در حوزه های اجتماعی. اقتصادی و سیاسی و دگرگونی های ژرف در تکنولوژی بویژه در وسائل ارتباط جمعی و گسترش شبکه عظیم اینترنت و غیره ذهنیت جدیدی در جامعه بویژه در جوانان شکل گرفت که با نرم ها. ساختار ها و اندیشه های پیشین همسویی و همخوانی نداشت. زیرا رژیم ایستا. تاریک اندیش و سنت گرا نه تنها به خواسته های جامعه پویا بویژه جوانان توجه نمی کرد بلکه با شگرد های مختلف .گاهی با خشونت و گاهی با استفاده از ابزار دین و باور های مذهبی به مقابله با آن می پرداخت. در نتیجه هر روز فاصله بین مردم از طبقات و اقشار گوناگون با رژیم بیشتر می شد. آنچه برای رژیم اهمیت داشت حفظ اقتدار و قدرت به هر شکل ممکن و به بهای گسترش دروغ. فساد. شکنجه و زندان و ادامه بدعتی که بنام خدعه و یا تقیه تاریخ دیرینه ای در سران رژیم داشت.
کودتای انتخاباتی در ۲۲ خرداد ۱٣٨٨ فصل نوینی در تاریخ سیاسی کشور باز کرد. طبقات متوسط شهری و اقشار مختلف اجتماعی با خاستگاه گوناگون و گاهی ناهمگون در کنار هم قرار گرفته خواستار آزادی شدند و رژیم خود کامه را در شگفتی و حیرت فرو بردند. در پی آن رژیم در تنگنایی قرار گرفت که هرگز باور و تصور نمی کرد. زیرا با مردم و جنبشی روبرو است که هر روز گسترش می یابد و از خیابان های مرکزی تهران عبور کرده به شهرستان ها و مراکز کارگری می رسد. دیگر دیوار ترس فرو ریخته خواسته های صنفی و سیاسی مردم هر روز ابعاد وسیعتری بخود می گیرد. رژیم برای برون رفت از بحران و حفظ خود به انکار. حیله. نیرنگ. جنگ روانی و دروغ های بزرگ متوسل می شود. و دست نیاز را بسوی افرادی مانند حسین شریعتمداری در کیهان دراز می کند که در شکنجه. بازجویی و کشتار پرونده قطوری دارند. نگاهی به گفتار و نوشتار این گروه بویژه ذوب شدگان در ولایت نشان می دهد که آنها قادر به تولید فکر و اندیشه نیستند و با انکار بحران در نظام سیاسی و جنبش آزادی خواهی در جامعه به تکرار گفتار و یا نوشتار یکدیگر می پردازند.
عملکرد مجلس شورای اسلامی و نمایندگان به اصطلاح مردم در صحن مجلس و راه پیمایی آنان در درون مجلس با شعار های مرگ بر رهبران جنبش سبز همراه با حیرت و تعجب تاسف انگیز و دردناک مشاهده شد. نمایندگانی که باید حافظ منافع مردم باشند بازیچه ای شده اند در دست گروهی که کمسیون اصل ۹۰ را تشکیل داده اند. کمسیون اصل ۹۰ بجای پیگیری حقوق مردم در زندان ها بدستور ریاست مجلس بی اراده به سرعت راه پیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن را تحقیق و بررسی کرد. گفتار و نوشتار روزنامه های کیهان. رسالت. رجا نیور و... را در جلسه علنی مجلس تکرار کرد. نکونام رئیس کمسیون اصل ۹۰ در گزارش خود گفت . پیرو ابلاغیه لاریجانی. کار گروه تشکیل شد و با جمع آوری اطلاعات به این نتیجه رسید که ... غائله و آشوب ۲۵ بهمن یک نقشه و طرح کاملا اسرائیلی. آمریکایی. انگلیسی و ضد انقلاب و خائنانه بوده... میر حسین موسوی و کروبی و دیگر خائنین به ملت. ضد انقلاب و مستوجب تعقیب قضایی و... همان گونه که از انشاء مشخص می شود. نویسنده گزارش دچار ترس و سردرگمی است و مطالبی را به زبان می آورد که به شکل کلیشه ای در همه آرشیو های نظام های دیکتاتوری و به ستوه آمده از دست جوانان مبارز و بی باک یافت می شود. رژیم به دروغ متکی است و همه سردمداران به ویروس آن مبتلا شده اند. از دبیر شورای نگهبان که در نماز جمعه حکم صادر می کند و خواهان زندانی کردن رهبری جنبش سبز در خانه های خود و قطع ارتباط آنان با دنیای خارج از خانه می شوند. تا وزیر امور خارجه جدید که با تبانی با آلمان و لغو تحریم از خود در گفتگو با خبرنگار یورو نیوز منکر زندانی شدن آنها می شود. ایشان در جواب سئوال خبرنگار می گوید. اعتراضات کوچکی بودند که شرکت کنندگان هم بازیچه بودند و در مورد آنها بزرگنمایی شده است... سران مخالفین هم در خانه های خودشان و مشغول زندگی معمولی خودشان هستند... آنها به میل و تصمیم خود شاید در حال حاضر در خانه خود نباشند!!
دروغگویی و دروغپراکنی برای خوشآیند مریدان و به بیراهه کشاندن اعتراض ها و جنبش های مردمی در کوتاه مدت در مقوله سیاسی قابل پیش بینی و شاید هم دارای کارآیی است ولی در مقوله اقتصاد جواب نمی دهد. اقتصاد قانونمندی خود را دارد و در میان علوم انسانی سکولارترین رشته است. زیرا با عقل و ارقام سرو کار دارد و در بیان واقعیت های اجتماعی و روز مره مستقیما با انسان و نیاز های آن مشغول است. برای رسیدن به توازن. رشد پایدار و ایجاد اشتغال و بستر سازی در راستای نیاز های جامعه مقوله اقتصاد شفاف سازی و کارشناسی می طلبد. مدت ها است مرکز آمار. بانک مرکزی و نهاد های نظارتی دیگر کرکره را پائین کشیده. گزارش. بولتن و آماری را منتشر نمی کنند. پژوهشگران و کارشناسان اقتصادی نمی دانند که میزان رشد اقتصادی کشور در سال گذشته و امسال چقدر است! کسی آمار دقیق بیکاری را در کشور بویژه در مناطق محروم نمی داند! مقامات سیاسی سخن از بهشت می گویند که مردم قدر ناشناس ایران در آن زندگی می کنند! احمدی نژاد می گوید کسی در ایران گرسنه سر به بالین نمی گذارد. ولی در سفر نمایشی خود به لرستان با پارچه نوشته ای از کارگران روبرو می شود که در آن نوشته بود. ما کارگران پارسیلون گرسنه ایم. و یا هزاران کارگر از دریافت حقوق بخور نمیر خود محرومند. احمدی نژاد با ارقامی که معلوم نیست از کجا تهیه می کند. جایگاه ایران را از نظر شاخص اقتصادی در جهان در ردیف ۱٨ اعلان می کند در حالیکه مجمع جهانی اقتصاد در گزارش خود ایران را در بین ۱۹۲ کشور جهان در ردیف ۶۹ قرار می دهد. احمدی نژاد گفته بود با هدفمند کردن یارانه ها نه تنها افزایش قیمت نخواهیم داشت بعد از نوروز با کاهش قیمت ها روبرو خواهیم شد. ولی آنگونه نشد. با آمدن قبض گاز. برق و در آینده نزدیک آب و خدمات شهرداری مردم شوکه شدند. افزایش قیمت ۴ تا ۵ برابر و گاهی بیشتر که توده های مردم بویژه طبقه متوسط شهری توانایی پرداخت آن را ندارند. گاهی مردم با شگفت زدگی و حیرت به دوایر گاز و برق مراجعه کرده از اشتباه بودن مبلغ پرداختی گله می کنند و با جواب منفی کارکنان روبرو می شوند.
اوضاع در مراکز تولیدی مانند مرغداری ها و آجر پزی ها وخیم تر است. تعداد زیادی از این واحد ها بسته و یا در مرحله تعطیلی قرار گرقتند. بازار با کالا های بی کیفیت چینی که گاهی برای سلامتی انسان ها خطرناکند پر شده و واردات همچنان سیر صعودی دارد. در این میان هنوز حداقل مزد تعیین نشده است ولی صحبت از افزایش ناچیزی در میان است. هنوز مدلی برای توسعه و یا الگویی برای اقتصاد تعریف نشده است. گاهی کوته فکران. خشونت طلبان و عربده کشانی مانند رسایی. کوچک زاده و حسینیان که معرفتی جز دشنام و توهین ندارند و نان آن را می خورند سخنان کلیشه ای خود را در عظمت ولایت تکرار می کنند و مانند علی رضا پناهیان نماینده خامنه ای در دانشگاه می گوید که امروز مفهوم ولایت. مفهومی بین المللی برای حل مشکلات لاینحل بشری است ( ۲۴ بهمن جمکران قم) به تبلیغات بی اساس. بی پایه و گاهی مضحک ادامه می دهند. این در حالی است که نه تنها مردم بلکه نمایندگان و دست اندر کاران هم به آمار. ارقام و گرافیک های لازم دسترسی ندارند. هنوز تعریفی از بیکاری. خط فقر. حد اقل مخارج زندگی و مفاهیم دیگری که همه باید از آن آگاه باشند. داده نشده است. رئیس بانک مرکزی هم میزان دارایی های کشور را در حسا ب ارزی پنهان می کند. در بودجه سال ۹۰ میزان پرداختی نقدی به با احتساب ۶۵ میلیون نفر به ۲۷۰۰۰ هزار تومان می رسد ولی همه مقامات آن را انکار می کنند.
آمار ضرورت نقد. پژوهش. ارزیابی و پیش بینی های روند اقتصادی است. بدون دسترسی به آن. پژوهش های اقتصادی بی پایه و دور از واقعیت است. فصل ۱۵ از قانون برنامه چهارم دولت را مکلف می کند که عملکرد خود را گزارش دهد ولی به بهانه های مختلف از انتشار آن خوداری می کند. این نشان می دهد که رژیم هیچگونه پایگاهی در بین توده های مردم ندارد و به مردم هم اعتمادی ندارد. در محیط بی اعتمادی اقتصاد عمل نمی کند در نتیجه رژیم مجبور می شود نیرو های مسلح بویژه فرماندهان سپاه را در اقتصاد سهیم کند. و رانت های سرشار دولتی و درآمد های نفتی را بین طرفداران خود تقسیم نماید. این روند در جامعه دشمنی. کین .نفرت و دوگانگی را گسترش می دهد.
سال های سخت و دشواری از منظر اقتصادی و اجتماعی در پیش رو است. نسل کنونی با آگاهی از حوادث جهان و کشور های پیرامونی حاضر به پذیرش اوضاع کنونی و نظام ولایی نیست. حوادث سال های گذشته بویژه چند هفته اخیر نشان داد که جوانان. زنان و زحمتکشان با همه فشار ها. زورگویی و سرکوب و تهدید عقب نشینی نخواهند کرد و مصمم به پیشبرد اهداف آزادی خواهانه خود هستند...

محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.com