فردا دیر است، همین امروز


آرام ابراهیم خاص


• صد البته شهید دکتر قاسملو این سخن را در باب گشودن در همکاری و تعامل به روی اپوزیسیون سراسری ایران و با توجه به شرایط سیاسی خاص آن دوران بیان نموده است... اما در شرایط کنونی و در وهله ی نخست باید کارکرد (function) مناسب برای برقرار ساختن روابط حسنه و ایجاد همبستگی ملی در میان احزاب کردستانی را یافت ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۲ آبان ۱٣٨۹ -  ۲۴ اکتبر ۲۰۱۰


مقدمه: هدف این نوشتار بیان موانع پیش روی تشکیل جبههی کردستانی نیست، چون بسیار نوشتیم و گفتیم ولی این موانع همچنان به قوت خود باقیاند و هدف ارائهی راهکار برای ایجاد این پلاتفرم مشترک یا جبهه نیز نیست، چون سران و رهبران احزاب کردستانی با کولهباری از تجارب گوناگون که در طول سه دهه تحزب دشت کردهاند، بسیار نیک میدانند که راهکار دستیابی به این مهم چیست. آنچه در سطور پایین میآید، امروزه روز دلمشغولی من جوان کرد و صدها هزار جوان دیگر هم نسل من است و آن نیز وضعیت کنونی این جنبش و احزاب در تبعید آن و چگونگی تعامل آنها با یکدیگر و آیندهی پیش روی آنهاست که گریزی از آن نیست. رهبر فقید حزب دمکرات کردستان شهید دکتر قاسملو میگوید: «ما به عنوان حزب دمکرات نه به تنهایی قادر به سرنگون ساختن رژیم جمهوری اسلامی هستیم و نه به تنهایی میتوانیم به آلترناتیو این رژیم مبدل گردیم».
صد البته شهید دکتر قاسملو این سخن را در باب گشودن در همکاری و تعامل به روی اپوزیسیون سراسری ایران و با توجه به شرایط سیاسی خاص آن دوران بیان نموده است. اما دو دهه پس از شهادت ایشان و در شرایط کنونی پر واضح است چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. شاید برقراری ارتباط و همکاری با احزاب ایرانی در سطح سراسری، حداقل در بلندمدت، امری مفید به فایده باشد، اما در شرایط کنونی و در وهلهی نخست باید کارکرد (function) مناسب برای برقرار ساختن روابط حسنه و ایجاد همبستگی ملی در میان احزاب کردستانی را یافت تا بتوان به داستان تلخ اما عبرت آموز تنش های سیاسی ناشی از انشعاب ها و انشقاقهای سالیان اخیر یکبار برای همیشه پایان داد.
درک این واقعیت زمانی تسهیل میگردد که بدانیم جمعیت کردها یک هفتم همهی جمعیت ایران است و در چنین شرایطی که نوعی دوری و گسست و حتی سردی و تنش و اختلاف در روابط احزاب کردستانی مشاهده میشود، بیم آن میرود که بار دیگر یک فرصت تاریخی را از دست دهیم، در شرایطی که جامعهی جهانی دشمن دیرینهی ملت کرد و همهی مردم ایران را به چالش طلبیده و جنبش دمکراسی خواهی ایران مشروعیت کل سیستم را در برابر علامت سوالی ٣۰ ساله قرار داده است، ملت کرد نمیخواهد با ندانم کاریها و زیاده خواهیهای برخی افراد غیر سیاسی و نامسئول، دور تسلسل باطل گذشته را پرگاروار بپیماید و این همه قربانی و هزینه و خون فرزندان رشیدش بدون دستاورد و بینتیجه باقی بماند.
تحزب کردی و پلورالیسم ناخواستهی کنونی که به جای تکثرگرایی با گفتمان تولرانس، نوعی تکبرگرایی با گفتمان خودمحوربینی، خودمداری و عدم قبول دیگران را با خود به همراه آورده است، در حقیقت برخواسته از منشأیی سیاسی نیست، بلکه بیشتر حول محور مشکلات داخلی و تشکیلاتی احزاب و همچنین قدرت طلبی و انحصارطلبی برخی از رهبران احزاب عمدهی کردستانی خود را نمایان میسازد. این یکی از مشکلاتیست که از اوایل دههی ٨۰ شمسی با این شدت آغاز گشته و تاکنون نیز تداوم دارد.
در شرایطی که جمهوری اسلامی سخت ترین روزهای حیات سیاسی اش را در سه دههی اخیر پشت سر می نهد و مشروعیت مصنوع و کذایی این رژیم ارتجاعی روزبهروز بیشتر رنگ می بازد، گفتمان واحد سیاسی و موضع مشترک استراتژیک در میان احزاب، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. شاید در این برهه برخی اعمال و سخنان رهبران برخی از احزاب کردستانی مبنی بر عدم قبول تعامل سیاسی با جریانی دیگر و یا ابرام و پای فشاری بر موضوع تغییر نام حزبی دیگر که دارای تشکیلاتی منسجم و مجزاست و در راستای تأمین منافع و تحقق آرمانهای مشترک همین جنبش در حال مبارزه و فعالیت است، در شرایط کنونی بیشتر تداعی کنندهی یک طنز تلخ سیاسی است که در نهایت نیز پایانی «تراژدیک- کمیک» را برای جنبش رقم خواهد زد.
باید بر این واقعیت صحه نهاد که خلأ و فقدان یک جریان سراسری که رهبری جنبش ملی را از شمالی ترین نقاط کردستان تا جنوبی ترین نقاط بعهده بگیرد، کاملا ملموس است. در واقع همهی احزاب و جریانات سیاسی کردستان بر اساس معیارهای سیاسی- اجتماعی، احزابی منطقهای (localy) محسوب میشوند، یعنی هرکدام از این احزاب در بخشی از کردستان ایران دارای تشکیلات گسترده و منسجم و پایگاه سیاسی و اجتماعی هستند، اما در عین حال هیچکدام از آنها به تنهایی قادر به رهبری جنبش سراسری در کردستان ایران نیستند، چون برای این مهم فاقد نفوذ و همزمان پتانسیل و توان لازم یک حزب سراسری میباشند. در واقع میتوان گفت حداقل در شرایط کنونی باید دیسکورس «جنبش محوری» را با همهی اجزای ریز و درشت آن جایگزین گفتمان کلاسیک «حزب محوری» نمود، تا بتوان از این وانفسای پر کشمکش و پیچیدهی موزائیک جمعیتی، مذهبی، فرهنگی و سیاسی ایران، حداقل آنچه را که حق مسلم و مشروع ملتی ستمدیده چون ملت کرد است، محقق ساخت.
با مدنظر قرار دادن این واقعیتها می توان دریافت که احزاب کردستانی با این ویژگیها مکمل یکدیگرند و بدون یکدیگر و با حذف یا به حاشیه راندن یکی از آنها در جریان اختلافات و تنشهای مابین احزاب، این جنبش ملی کرد است که دچار خسران خواهد شد. در چنین حالتیست که اگر مفهوم جبهه و پلاتفرم مشترک را از زندان مصالح حزبی آزاد نماییم و با دیدی دوربینانهتر چشم انداز پیش روی ملت کرد را بنگریم، نقش سازنده و تأثیرگذار یک جبههی متحد کردستانی برآمده از همهی احزاب خرد و درشت این جنبش، که مبنای فعالیتش براساس خرد جمعی و رهبری گروهی در میان همهی احزاب و سازمانها و جریانات کردستانی بنیان نهاده شده را درخواهیم یافت. در چارچوب تشکیل چنین جبههای یکصدا و متحد، میتوان به سهم کرد از آیندهی سیاسی ایران دلخوش نمود. چون این تعامل سازنده در چارچوب یک جبههی متحد، فاکتور کرد را در معادلات کنونی و آیندهی ایران چند ملیتی و متکثر به عنوان وزنهای سنگین و قابل اتکا مطرح مینماید که امکان حذف آن در رویدادهای احتمالی پیش روی غیر ممکن به نظر میرسد. از سوی دیگر در داخل کردستان و در میان اقشار مختلف و تودههای آگاه و مبارز مردم کردستان نیز پیامدهای روانی – سیاسی چنین حرکتی تا حد بسیار زیادی به استحکام صفوف مردمی و انسجام مبارزات داخلی و همبستگی و هم آوایی مردم در کردستان ایران منجر خواهد شد و به مثابهی شوکی مثبت، جامعهی کردستان را از لاقیدی سیاسی که پیامد آشفتگی و عدم تفاهم سیاسی احزاب است، خارج خواهد نمود و در نتیجه خلاء ناشی از گسست چندین سالهی احزاب و تودههای مردم نیز تا حد بسیار زیادی ترمیم خواهد شد. در این برهه این گام اول برای محقق ساختن رسالتی خطیر و تاریخی است، اما نباید از خاطر برد که فردا دیراست، همین امروز!
این گوی و این میدان!