سیب آدم


خسرو باقرپور


• بر کوهستان های تو
می بارم
در تو فرو می روم
سر بر می آرم
چشمه می شوم
از چشمان تو می جوشم
ماهی می شوم
در چشمه ی چشمانت غوطه می خورم ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۱۷ مرداد ۱٣٨۹ -  ٨ اوت ۲۰۱۰


ابر می شوم

ابرم!

بر کوهستان های تو

می بارم

در تو فرو می روم

سر بر می آرم

چشمه می شوم

از چشمان تو می جوشم

ماهی می شوم

در چشمه ی چشمانت غوطه می خورم

زنبور می شوم

شهد شکوفه ی لب هایت را می مکم

آدم می شوم

سیب درخت قامت ات را می بویم

گیج-هُشیوار می شوم

در خیال تو می رقصم

حوا جانم!

می دانم...

فرود می آیم!

این رقص بهایی دارد به سنگینی ی زمین

سهمم زمین است

بر دوش می کشمش

در هاویه ای سرخ ساکن می شوم

قصه ی وسوسه ی سیب تو را می خوانم

سیب وسوسه گر تا ابد

بغض گلویم می شود

سهم آدم!

سیب آدم!

حوا جانم!

خدا برود گم شود!

بهشت بهای خواهش تو ست

نشانه اش؟

بغضِ سیب گلوی من.