بسوی آزادی در سالروز انقلاب - جمشید طاهری پور

نظرات دیگران
  
    از : سیما سین

عنوان : ابهام
آقای طاهری پور،
شما قلم شیوایی دارید و معمولا نظرات و اندیشه های خودرا روشن رسانا و سلیس می نویسید. نوعی غموض دامن این نوشته ی شما را گرفته است که خواننده را در چنبره ی ابهام سرگردان می کند.
شما میگویید دوستانی هستند که "هدف"را همه چیز می دانند، اما تجربیات شما نشان می دهد که هدف همه چیز نیست عمده بسوی هدف رفتن است و بعبارت خودتان:
""روی این رفتن بسوی هدف باید متمرکز شد و در راهی و به آهنگی باید رفت که پاهای ما بتواند آن قوت را پیدا کند که ما را به هدف برساند.""
و بعد توضیح می دهید که هدف نظام سکولار- دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر است.
خوب تاکنون دانسته ایم که هدف ما تحقق نظامی سکولار - دمکراتیک است و باید روی رفتن بسوی هدف بای پافشرد نه روی خود هدف.
درک من اینست که اگر ما تمام نیروی خود را روی شعار برقرار باد نظام سکولار - دموکراتیک، دور خودمان می چرخیم ونتیجه ی مطلوب از حرکتمان عاید نمی شود. بلکه"
"" آنچه که در شرایط امروز ایران، درک آن از اهمیت بزرگ برخوردار است، پدیدار شدن "امکان" برای عقب راندن استبداد ولائی- نظامی، برانداختن سیطره سیاست سرکوب در ساختار قدرت، و در یک کلام "تغییر" در معنای تحقق خواست های حداقلی جنبش سبز مردم ایران، در چهارچوب "ممکنات" جامعه ی امروز ایران است."""
شما اینجا یک قضیه ی کلی را با ابهام و ایهام مطرح می کند که هیچ مفهوم مشخصی از آن استنباط نمی شود. مردم چه بگویند، چه بکنند، آیا توی بهارستان بست بنشینند، جلوی زندان اوین تجمع کنند، به پاسدارها گل بدهند یا دشنام، روی پشت بام بروند، مهمتر از اینها شعار هایشان چه باشد، و... ؟
هیچکدام از " رهبران" جرات ندارد چیزی بگوید و رهنمودی بدهد. فقط می گویند بیاییدو تظاهرت را برگزار کنید! شما هم می گویید امکانات باید پدیدار شود، یعنی ما را بدست غیب حواله می دهید!؟
کدام تغییر در کدام خواستها. خواستهای قبلی چه بود و مطالبات پس فردا چه باید باشند؟
آقای طاهری پور این " امکان" چگونه پدیدار می شود، آیا پدیدار شدن امکان خودبخودی است یا اینکه جنبش باید آنرا پدیدار کند. بعبارت دستوری, فعلیت این قضیه معلوم است یا مجهول!؟ اگر مجهول است که شما این چنین میدانید باید بانتظار یک ظهور دیگر بنشینیم و اگر معلوم است، راهکارها چیست؟
این که نوشته اید " تغییر" در معنای تحقق خواست های حداقلی ...در چار چوب "ممکنات"، یعنی چه"؟ " خواستهای حداقلی" کدام است، حتما همان هدف است که در این مرحله به نظر شما طرح آن مصلحت نیست، خب، این حداقل ( که به زعم شما و بدرستی حد اکثر است ) به چه چیزی باید تغییر کند؟
آیا فکر نمی کنید که در شرایط کنونی حداقل و حداکثر پیوندی چنان اندامینه با هم یافته اند که تلنگری به این، آن دیگری را از شالوده می لرزاند و اینهمه بسیج و لشکر کشی رژیم از درک همین مهم است.؟ خواهش می کنم به این همه ابهام پاسخ دهید. خوانا
۲۱۴۰۰ - تاریخ انتشار : ۱٨ بهمن ۱٣٨٨       

    از : آرمان

عنوان : این از اون یکی بدتر هست
جناب سیما ایوانی شما شاید نمی دانید که طاهری پور روی دیگر سکه سیاستی می باشد که نگهدار روی دیگر آن بود! جمشید طاهری پور آتش بیار معرکه بود و او بود که با قلم فرسایی در نشریه اکثریت از رژیم خواستار سرکوب قاطعانه مخالفین بود. از او انتظاری نباید داشت. متاسفانه عده ای از هموطنان ایرانی هنوز بر سر گوری گریه می کنند که در آن مرده ای نیست. گذشته طاهری پور تاسف بار است اما حال امروزی او نیز چنگی به دل نمی زند. او بعد از سالها به سراغ فسیل های شاهنشاهی رفته است شاید که با چنگ انداختن به لجنزار مدفوع رژیم سابق آینده سیاسی اندکی برای خود فراهم کند. واقعا سرنوشت امثال او غم انگیز است!
۲۱٣٨۶ - تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱٣٨٨       

    از : حق

عنوان : نظر دهندگان گرامی، شما از طاهری پور و فرخ نگهدار انتظار پاسخ دارید و نسل منهم به همان اندازه از شما انتظار پاسخ دارد.
نظر دهندگان گرامی،

خواهش می کنم حوصله به خرج دهید و برای کسانی مثل منهم که یکی دو نسل با شما فاصله داریم فضایی ایجاد کنید که ما هم با شما تبادل نظر کنیم و از همدیگر بیاموزیم و بجایی برسیم. پرسشهایی دارم که امیدوارم از شما پاسخهایی دریافت کنم، لطفأ آنها را بی جواب نگذارید.

۱. آیا جنگ های چریکهای فدایی خلق با نیروهای خمینی در کردستان و ترکمن صحرا را می توان جنگ های داخلی ایران دانست؟

۲. چرا فرخ نگهدارها و کیانوری ها تصمیم گرفتند که این جنگ ها باید پایان یابد و چرا بدون مشوره با اعضاء و همکاران خود تصمیم گرفتند با خمینی بر علیه جنگجویان چریک تبانی کنند؟

۳.اگر سازمان چریکهای فدایی خلق به جنگ های چریکی خود در کردستان و ترکمنستان ادامه می داد در آخر نتیجه چه می شد؟

۴. چرا در این ۳۰ سال یک سازمان و حزب چپ جوانسال، خوشنام و متبحر ایرانی در خارج از کشور با یک برنامه منسجم برای چنین روزهای سرنوشت سازی بوجود نیامد که نسل دوم و سومی های ایرانی آنرا امروز معتبر و قابل اتکا به حساب بیاورند؟

۵. عوامل بازدارنده ۴ چه بوده اند؟

۶.چرا نسل شما فقط مایل است با نسل خود صحبت و گلایه کند و فقط به گذشته بپردازد، گذشته ای که نسل من را با ضد و نقیض گویی هایی که در میانتان می بینیم سر در گم و مأیوس می کند و راهی را برای آینده نمی گشاید؟

۷. در آستانه ۲۲ بهمن هستیم، آیا پربارتر نیست اگر بحث ها را به تظاهرات گسترده برون مرزی بکشیم بخصوص در لندن و پاریس و رم و واشنگتن و لوس آنجلس؟

۸. آیا قبول دارید که گذشته را نمی شود تغییر داد ولی آینده را می شود با اعمال امروز خود تغییر داد؟ در این رابطه آیا بهتر نیست که از امروز با اتحاد و تظاهرات گسترده خود در سطح جهان در ۲۲ بهمن سرنوشت ایران را ۱۸۰ درجه تغییر دهیم؟

۹. آیا قبول دارید که پرداختن به گذشته در آستانه ۲۲ بهمن به ارضاء خود کمک می کند و به مبارزات ملی ایرانیان جان بر کف گذاشته در ایران آسیب جبران ناپذیر می گذارد.

۱۰. ایرانیان درون مرزی اگر از این بحث های شما در برون مرز آگاه بودند بخصوص در آستانه ۲۲ بهمن به شما چه می گفتند و از شما چه می خواستند؟

۱۱. آیا هواداران سبز موسوی تظاهراتی مقابل سفارت ج.ا در لندن ترتیب داده اند یا خیر، من هرچه در اینترنت گشتم پیدا نکردم. خواهش می کنم اگر اطلاع دارید در این ستون بگذارید.

نظر دهندگان گرامی، شما از طاهری پور و فرخ نگهدار انتظار پاسخ دارید و نسل منهم به همان اندازه از شما انتظار پاسخ دارد.

سپاسگزارم
۲۱٣۵۵ - تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱٣٨٨       

    از : سیما ایوانی

عنوان : سئوال
آقای طاهری پور سئوالی از شما داشتم. من هیچ وقت فدایی و اکثریتی به عنوان سازمانی نبوده ام اما برای فداییان و جنبش فدایی همیشه احترام قائل بوده ام ودر دوره ای نیز از آنها هواداری کرده ام. من این را قبول دارم که انسانها قابلیت تغییر دارند و شما هم از این قاعده مستثنا نیستید. من اخیرا کتاب کلاغ و گلسرخ مهدی اصلانی را خواندم و یک دنیا سئوال در باره گذشته خودم و این جنبش برایم پیش آمد. مهدی اصلانی مدعی شده که شما سردبیر نشریه کار در دوران مهم و سرنوشت ساز بعد از سی خرداد بودید. ایشان آنچنان که در کتابشان آمده به عنوان کسی که خودشان در آن سازمان فعالیت میکرده همچنان مدعی هستند که شما و آقای نگهدار نفرات اصلی چرخش به راست و حمایت از خط امام بوده اید. امیدی به آقای نگهدار وجود ندارد اما در صورت درستی ادعاهای ایشان در کتابشان شما به عنوان کسی که اطلاعات فراوان از آن دوران دارید و دیگرهم با اکثریت نیستید کی میخواهید پاسخ سئوالات فراوانی که در مورد گذشته سازمان فداییان وجود دارد را بدهید
۲۱٣٣۹ - تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱٣٨٨       

    از : پ پیمان

عنوان : در سال روز کدام انقلاب
آقای طاهری پور گهگاه مقاله ای می نویسد سر شار از احساس که بد نیست . اما گاهی جملاتی در خلال نوشته هایش بیان می کند که قابل بر رسی است. ایشان به درستی انتقاد می کنند به دوستانی که ( معلوم نیست این دوستان کیانند ) هدف را همه چیز می دانند و جنبش را هیچ چیز ( نقل به معنی ) ولی به نظر می رسد که رابطه جنبش و رسیدن به هدف را یا تشخیص نمی دهند و یا اینکه تشخیص می دهند و صلاح نمی دانند که رابطه زنده این دورا بیان کنند. بدون جنبش ( مبارزه آگاهانه و با برنامه و شعور اجتماعی ) نمی توان به سوی هدف پیش رفت و در پایان با شکست روبرو خواهیم شد. بسوی هدف با پاهای چه کسانی در جنبش باید پیش رفت؟ در زمان استبداد سلطنتی پاهای توانمند خمینی و یارانش بسوی هدف شان پیش رفت و پاهای شما و همفکرانتان بی رمق بود و بعدها پاهای شما به دنبال جنبش امام خمینی به راه افتاد که برای جامعه ایران چیزی جز تباهی به بار نیاورد. در نوشته شما با شوق و اشتیاق دعوت می شود " به سوی آزادی در سالروز انقلاب " بدون اینکه سختی و موانعی که در پیش است را بیان کنید.
آقای طاهری پور در پیشاپیش جنبش و در صفوف اول آقایان خاتمی، میرحسین موسوی ، کروبی و جبهه اصلاحات در حرکت اند و برای حفظ نظام و قانون اساسی تلاش می کنند. نکند که شما معتقد هستید که حد اقل خواسته ها در نظامی که این آقایان برایش تلاش می کنند بر آوردنی است؟ روشن است که باید در هر مرحله از رشد جنبش مبارزاتی خواسته ها ی معینی را باید خواست که شما در نوشته تان اساسا" به آن نپرداخته اید) آیا بهتر نبود که شما می نوشتید پیش به سوی آزادی و خواسته هایتان را از جمله برای این روز فهرست وار ذکر می کردید که شنوندگان شما متوجه شوند در جنبشی که شرکت دارند به کدام سو و چه هدفی را باید دنبال کنند . حتی هدف کوتاه مدت از جمله ممنوعیت اعدام فرزندان مردم، آزادی زندانیان سیاسی، تجدید انتخابات آزاد بدون دخالت شورای نگهبان، جمع کردن سپاهیان اسلام در خیابان ها و ... بعیقده من با وجود رژیم استبدا دینی - نظامی کنونی حداقل خواسته های مردم نیز با سرکوب روبرو می شود. ولی طرح این خواسته ها اولا" صفوف مردم را فشرده تر می کند و ثانیا" آن قشر هائی که هنوز به این رژیم اعتقاد دارند و یا شک دارند در عمل می بینند که رژیم مورد اعتقادشان گوشی برای شنیدن خواسته های به حق مردم ندارد و ثالثا" برای دوستان شما که دل به اصلاح طلبان حکومتی بسته اند باید در عمل ببینند که تا چه حد اینان در تحقق شعار های دمکراتیک پیگبرند.
دمکرات هائی که در صفوف جنبش آنهم در رده های آخر در حرکتند چگونه می خواهند شعار های حقوق بشری خود را به صفوف اول برسانند؟ شما چه خواسته هائی دارید؟ آیا خواسته های آقایان خاتمی که دمکرات ها را فتنه جو می داند و سکولاریسم را برای جامعه ایران نادرست می داند برای شما کافی است؟
آقای طاهری پور صرفا" با بیان احساس و شرکت در جنبش به دفتان نه تنها نخواهید رسید که دوباره به سرنوشتی دچار خواهید شد که با پیروی و دنباله روی از خمینی به آن مبتلا شدید.
۲۱۲٣۵ - تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱٣٨٨       

    از : خشایار رخسانی

عنوان : پُشتیبانی از خانواده های زندانیان سیاسی
جناب جمشید طاهری پور،
همه-ی گفته های شما درست. ولی آنچه که همکنون نیاز آشکار جنبش میباشد و هیچیک از نویسندگانی که در «اخبار روز» نوشتار خود را میپراکنند، به آن نماری نمیکنند (اشاره ای نمیکنند)، پشتیبانی از خانواده های زندانیان سیاسی است که همکنون چهار شب پیوسته جلوی درب زندان اوین گردهم میآیند و برای پیشگیری از اعدام دلبندان خود، آزادیِ آنها را درخواست میکنند. همکنون جا دارد که روشن بین های این کشور برای چند روزی هم که تا فرارسیدن روز ۲۲ بهمن مانده است، دست از این گفتاوردهایِ نظری بردارند و از گردش در آسمان های تئوری به زمین راستینگی (واقعیت) در ایران بازگردند که آزادی زندانیان سیاسی یکی از فَراتُمی های (اولویت های) آن است. و برای دستیافتن به اینکار نیاز است که نویسندگان و روشن بین ها با درخواست هایِ خود از مردم ایران، آنها را در پُشتیبانی از خانواده های زندانیان سیاسی برانگیزانند تا با گردهمای های چند سدهزار تنه و فشارهای پیوسته به کودتاچیان، بتوانیم آزادی زندانیان سیاسی را بدست آوریم.
۲۱۲۲٨ - تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱٣٨٨