هووگو چاوز و متحدینش!
پیرامون حمایت های رئیس جمهور ونزوئلا از حکومت ایران



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۷ ارديبهشت ۱٣٨۵ -  ۲۷ آوريل ۲۰۰۶


هووگو چاوز، رئیس جمهور کشور ونزوئلا، این روزها چهره ی محبوب مطبوعات و رسانه های حکومت اسلامی در ایران است و سخنان او در حمایت از جمهوری اسلامی ایران غالبا در صدر خبرهای ارتجاعی ترین رسانه های وابسته به حکومت قرار می گیرد. هنوز چند روزی از وقتی که وی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور اسلامی ایران را برادر خود خواند نمی گذارد، که آقای چاوز بار دیگر به حمایت از حکومت اسلامی ایران پرداخته و اعلام کرده است به قول های مقامات جمهوری اسلامی ایران و به ویژه رئیس جمهور آن مبنی بر صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی اعتماد دارد.
هووگو چاوز ونزوئلائی است و کشورش هزاران کیلومتر از محل حکومت آیت الله ها در ایران فاصله دارد. اگر او ایرانی بود، به احتمال زیاد به علت افکار و عقاید چپ گرایانه و انسانی خود، سرنوشتی مثل هزاران هزار چپ گرای دیگر ایرانی می یافت. یعنی جایش یا در قطعه ای نامعلوم، در زیر خاک بود، یا در گوشه ی خلوتی در زندان و یا اگر شانسی می یافت، در مکانی دوردست در تبعید. اما حالا هووگو چاوز، به دلیل حمایت های افراطی خود از حکومت اسلامی ایران، در تهران سیاستمدار بسیار محبوبی است. برخی دیگر از سیاستمداران خارجی و سران کشورها نیز در حمایت از جمهوری اسلامی ایران مثل آقای هووگو چاوز رفتار می کنند، اما فرق آن ها با رئیس جمهور ونزوئلا این است، که آن سیاستمداران، از جنس سیاستمداران جمهوری اسلامی ایران هستند و سخنان و مواضعشان همان قدر دامنه ی نفوذ دارد که سخنان و مواضع سران حکومت اسلامی. اما هووگو چاوز از این دسته نیست. او رهبر کشوری است که در کنار گروه دیگری از کشورهای آمریکای لاتین درصدد هستند راهی برای فراتر رفتن از جهان ناعادلانه کنونی بیابند و افق های سوسیالیسم را ترسیم کنند. از همین رو رهبرانی مانند چاوز، در میان روشنفکران و چپگرایان نه تنها در ایران، بلکه در اروپا، آمریکا و سراسر جهان از محبوبیت و حمایت برخوردارند، سیاستمدارانی معتبر هستند که جهان روشنفکری غالبا در حمایت از آنان برای پیشبرد برنامه های عدالت طلبانه ی خود تردیدی ندارد. حکومت تهران می کوشد با استفاده از همین اعتبار خود را در جبهه ی واحدی با این کشورها و سیاستمداران قرار دهد و ضدامپریالیسم کاملا ارتجاعی خود را رنگ و روغن بزند و متاسفانه نه تنها آقای هووگو چاوز، که بسیاری از رهبران و سیاستمدران چپ گرا و احزاب کمونیست و چپ در سراسر جهان، با حمایت های خود از جمهوری اسلامی ایران، به این هدف کمک می کنند.
برای چپ ایران ابعاد فاجعه بار چنین سیاستی ناآشنا نیست. بخش بزرگی از آن ها، همان راهی را که آقای هوگوو چاوز اینک در سطح بین المللی می پیماید، یک بار در بعد ملی تجربه کرده اند. آن ها نیز به «قول»های رهبر جمهوری اسلامی و پیروانش اعتماد کردند و زمانی چشم باز کردند، که هزاران تن از اعضا و هوادرانشان را به زیر خاک کرده و در زندان ها تلنبار کرده بودند. جبهه ی ضدامپریالیستی ای که آقای هووگوز چاوز می کوشد با آقای احمدی نژاد در ابعاد بین المللی ایجاد کند، در اندازه های ملی اش در ایران به فاجعه ای انجامید که آزادی خواهان ایران هنوز از زیر بار آن کمر راست نکرده اند. آیا آقای چاوز از فجایعی که این حکومت در حق مردم ایران مرتکب شده است، خبر ندارد؟ آیا چیزی در مورد اعدام هزاران تن از انسان های مبارزی – که بسیاری از آن ها آرمان هایی شبیه به او داشتند – نشنیده است؟ آیا نمی داند، که در ایران، احزاب سیاسی از حق فعالیت آزادانه برخوردار نیستند و مردم را به دلیل ابراز عقیده به زندان می اندازند و شکنجه می کنند؟ آیا نشنیده است که کارگران را فقط به جرم درخواست مطالبات صنفی خود، گروه گروه به زندان می افکندند، از کار بیکار می کنند و زن و فرزند آن ها را به گروگان می گیرند؟ آیا نشنیده است زنان ایران را از حق زن بودن محروم کردند و حق جوانی را از جوانان ایران دریغ می کنند؟ البته بعید است آقای چاوز نگران آن باشد که توسط آیت الله ها در تهران با او و پیروانش همان رود که بر چپ گراهای ایران رفت و بر مردم ایران می رود، اما آیا او نمی تواند نگران اعتبار جهانی چپ باشد، که بعد از آن همه آسیب های کمرشکن، آرام آرام در حال بازسازی است؟ آیا آقای هووگو چاوز و سایر سیاستمداران چپ گرای حامی حکومت ایران نباید زمانی به مردم ایران توضیح دهند، این کدام آرمان های انسانی است که قرار است با کمک سرکوب گران مردم ایران حاصل شود؟
چپ های ایران حق دارند و باید در صف نخست معترضین به آقای هووگو چاوز و دیگر سیاستمداران و احزاب چپ جهان که به حمایت های گرم و بی دریغ از حکومت اسلامی ایران پرداخته اند، باشند و به آن ها این حقیقت ساده را که به بهای شکست امیدهای یک ملت و جان هزاران تن از شریفترین فرزندان این کشور به دست آمده است یادآور کنند که: آرمان های شریفی که ملت ونزوئلا و سایر ملت های آمریکای لاتین و میلیون ها چپ گرای سراسر جهان برای آن ها می رزمند، آن قدر شریف و انسانی هستند که به «برادران» و «همراهانی» چون احمدی نژادها احتیاج ندارند، اما دوستداران و همراهان واقعی شما در ایران را سرشکسته می کنند. چپ های ایران، حق دارند از فاصله هزاران کیلومتر به آقای هووگو چاوز و دیگر سیاستمداران چپ گرا در آمریکای لاتین، و دیگر نقاط جهان یادآوری کنند که مبارزه ی خلق های خود برای ترسیم چشم اندازی انسانی از آینده ی بشریت را با حمایت از سرکوبگران آزادی در ایران آلوده نکنید. بگذارید باور کنیم بدون اتکا به نیروهای ارتجاعی و ضدآزادی، می توان برای آزادی و سوسیالیسیم مبارزه کرد!