«دولت سبز ملی» تناقض و فریبی بزرگ


زهره محسنی پور



اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۱۶ آبان ۱٣٨٨ -  ۷ نوامبر ۲۰۰۹


خروش مردم بپا خاسته ایران در ۱٣ آبان امسال، بار دیگر عزم و اراده این ملت را در طلب حاکمیتی ملی و غیردینی به نمایش گذارد. اگر چه قبل از این روز، حاکمیت تمام تلاش خود را در تهدید و ارعاب مردم به خرج داد، اما اقشار مختلف مردمی ، فارغ از آن تهدیدها و با به جان خریدن تمام خطرات، پرشورتر از روز قدس به صحنه آمدند تا استمرار عزم و اراده خود را بر حکومت جهل و جنون از یکطرف و برجهانیان از طرف دیگر اثبات کنند. در این روز، مردم با تکرار شعار «مرگ بر خامنه ای» و لگد مال کردن عکس او و پاره کردن پوسترهای منحوس وی، نشان دادند که طلسم ولایت تمام و کمال شکسته است.
در کنار شعارهای ساختارشکنانه، اما شعار جدید دیگری به گوش رسید که حاکی از پیام ملت ایران به تمامی قدرتهای جهانی و در راس آنها آمریکا بود. این پیام در حالی داده شد که اوباما رئیس جمهوری آمریکا، در آستانه روز ۱٣ آبان، پیامی آشتی جویانه به سردمداران حکومت اسلامی داد و خواستار برقراری رابطه با ملایان بر اساس منافع دو جانبه و احترام متقابل شد.
در روز ۱٣ آبان، قیام مردمی، علاوه بر تکرار شعارهای مبنی بر نفی حکومت ایدئولوژیک و حاکمیت دینی، مانند «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «جدایی دین از سیاست»، پیام هشدارگونه خود را به اوباما نیز داد که « اوباما! یا با اونا، یا با ما»
اوباما تنها مخاطب این پیام نیست. ملت ایران راه تحقق حاکمیت ملی و مردمی خود را فقط و فقط در نابودی رژیم ولایت فقیه می داند و در این راستا هر قدرتی را که بر طبل استمالت از ارتجاع مذهبی بکوبد و قیام آزادیخواهانه ملت ایران را نادیده بگیرد، طرد می کند. براستی که این شعار چه بجا و بموقع و چه هشیارانه بود. آنگاه که توده های میلیونی به صحنه آیند و هوشیار و بیدار در صحنه باقی بمانند، اراده قدرتهای جهانی در جهت بقاء رژیم ولی با «تغییر رفتار رژیم» نسبت به آنها، در برابر اراده ملت، به مثابه کاهی در برابر کوهی خواهد بود و این را هر سه طرف قضیه به خوبی می دانند.
یک نکته دیگر را می خواهم در اینجا مطرح کنم و آنهم تاکید بر هشیاری در استفاده از شعارها است. پس از تقلب فاحش انتخاباتی و عدم ظرفیت رژیم بر تحمل محدودترین و حداقل حق مشارکت مردم در امور، اعتراضات گسترده خیابانی رخ داد و در نهایت اعتراضات به حق مردم توسط ولی فقیه نظام باطل اعلام و به وجهی وحشیانه با شکنجه و زندانی کردن و کشتن آنان پاسخ داده شد. این حقیقت که رژیم ولایت فقیه ظرفیت اصلاح ندارد، برای دهمین یا صدمین یا هزارمین یا ... بار ثابت گردید. شاید این امر برای نسل ما از طلوع و غروب آفتاب بدیهی تر بود ولی خالی از فایده هم نبود که نسل حاضر و کنونی نیز این حقیقت را به عینه تجربه می کرد و کرد و شاید همین تجربه عینی، یکی از عواملی بود که باعث گردید در مدت زمان کمی، جنبش و خواسته هایش اعتلا یابد. پس از آن بود که جنبش مردمی یا جنبش سبز تنها راه نجات را در این دید که تکلیف خود را با کلیت نظام ولایت فقیه یکسره کند و در این مرحله بود که به شعار«استقلال ، آزادی، جمهوری ایرانی» رسید.
شعار «جمهوری ایرانی» علاوه بر بیان فرم حکومت (جمهوری)، در واقع تاکیدی بر نفی حاکمیت دینی و حکومت ایدئولوژیک است و به همین اعتبار در تقابل با «نظام جمهوری اسلامی» قرار می گیرد. شاید بخشی از توده مردم با مفهوم سکولاریته و یک دموکراسی مبتنی بر سکولاریسم به درستی آشنا نباشند، اما جمهوری ایرانی برای کلیت توده، مفهومی ساده و قابل فهم است که از آن مفهومی چون یک حکومت ملی فارغ از مشخصه ایدئولوژیکی متبادر به ذهن و فهمیده می شود.
در فیلمهای ویدئویی که از تظاهرات روز ۱٣ آبان دیدم، یکی ، دوجا شعاری به گوشم خورد که به نظرم شعاری انحرافی آمد که فقط می تواند ساخته و پرداخته دست کسانی باشد که تاکید بر اصلاح رژیم و طرح مطالبات درون ساختاری دارند تا بتوانند کلیت نظام جمهوری اسلامی را حفظ کنند. شعار «نه شرقی ، نه غربی، دولت سبز ملی» چنین شعاری می باشد. دولت سبز ملی، در واقع همان طرح خواسته ابطال انتخابات و استعفای دولت کودتا و حرکت در چهارچوب قانون اساسی همین رژیم است.
«دولت» در واقع همان قوه مجریه حاکمیت است که جزیی از حاکمیت است نه کلیت حاکمیت. طرح شعار «دولت سبز ملی» یعنی فقط دولت را مورد اعتراض قرار دادن، یعنی تن دادن به حکومت ولایت فقیه و مفاد قانون اساسی رژیم ولایت فقیه و همانطور که در نوشتار پیشین مستند به مواد خود همین قانون اساسی توضیح دادم، تمامی فجایعی که در عرض این ٣۰ سال بر این ملت رفت حاصل همین قانون اساسی ارتجاعی است. قانون اساسی که پایه های آن بر همین ارتجاع مذهبی گذارده شده است. شعار «دولت سبز ملی» فقط در تقابل با «دولت برآمده از کودتا» قرار دارد و ظرفیتی بیش از این ندارد. حال آنکه وضعیت اسفبار مملکت و ملت ایران، ماحاصل ذات نظام«جمهوری اسلامی» است. نه تنها دولت برآمده از کودتا، حتی دولت سبز ملی بر فرض تحقق، قادر نخواهد بود پاسخگوی خواسته حق حاکمیت ملت ایران باشد. در واقع، دولت ِسبز ِ متصف به وصف «ملی» یعنی «دولت سبز ملی» به لحاظ پایه ها، اهداف و محتوی و ذات قانون اساسی نظام در چهارچوب ساختار نظام جمهوری اسلامی، جزیی خواهد بود که با کل خود در تناقض است و به دلیل همین تناقض نیز، وصف «ملی» آن شعار و فریبی بیش نخواهد بود.
در منطق، یکی از اصولی که در بحث احکام قضایا مورد استفاده قرار می گیرد، «اصل تناقض» است . در نسبت بین قضایا و احکام آنان، اگر دو قضیه از لحاظ موضوع و محمول وحدت داشته باشند، اما از لحاظ کم و کیف یعنی از لحاظ کلیت و جزئیت و ایجاب و سلب با یکدیگر اختلاف داشته باشند، رابطه بین این دوقضیه، رابطه تناقض است و این دوقضیه را متناقضین می نامند و حکم دو قضیه متناقض، آن است که از صدق هر یک، کذب دیگری لازم می شود و از کذب هر یک، صدق دیگری لازم می شود. یعنی اینکه اگر یکی از آنها درست باشد، دیگری باطل است؛ و اگر یکی از آنها باطل باشد، دیگری درست است. بنابراین محال است که هر دو صادق و درست باشند، و یا اینکه هر دو آنها کاذب و باطل باشند. لذا به قول منطقیین، هم اجتماع و هم ارتفاع متناقضین، محال است.
قانون اساسی در اصل ۱۱٣ در مبحث مربوط به قوه مجریه می گوید:
«پس از مقام رهبری رئیس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط می شود، بر عهده دارد.»
از طرفی اصل دوم قانون اساسی مقرر می دارد:
جمهوری اسلامی ، نظامی است بر پایه ایمان به :
۱ ـ خدای یکتا(لااله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او.
۲ـ وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین.
حال فقط با توجه به همین دو اصل که دومین اصل مذکور، پایه و بنیاد نظام ولایت فقیه است، باید پرسید که تشکیل یک «دولت سبز ملی» در درون ساختار نظام جمهوری اسلامی که معتقد است حاکمیت و تشریع به خداوند اختصاص دارد، چگونه امکان پذیر می باشد؟ بدیهی است که مفهوم یک «دولت ملی» در ارتباط با یک «حکومت ملی» می تواند مصداق پیدا بکند که در پی استقرار «حاکمیت ملی و مردم» است نه «حاکمیت الهی». شعار «دولت سبز ملی فقط یک تناقض و فریب بزرگ است.
بهرحال در نتیجه تناقض مذکور، این شعار هرگز نمی تواند مطالبات آزادیخواهانه و برخورداری ملت ما از ارزشهای حقوق بشری را تامین کند. این است که مردم ما، جوانان ما و دانشجویان ما باید هشیار باشند و نسبت به شعارها حساسیت بیشتری را نشان دهند و از شعارهایی که ظرفیت پوشش خواسته های اساسی آنان را ندارند، پرهیز کنند. هدف از طرح شعار «دولت سبز ملی» مهار کردن سقف مطالبات قیام است تا در چهارچوب نظام و قانون اساسی اش باقی بماند و از این طریق کلیت نظام ولایت فقیه مصون از اعتراض و نفی قرار گیرد تا بتواند به حیات کثیف و ننگین خود ادامه دهد.

زهره محسنی پور / ۷ نوامبر ۲۰۰۹