مردم هستند رهبر جنبش؛ نه آقای موسوی و نه آقای کروبی


فیروز نجومی


• وقتی که آقای گنجی از جنبشی که رهبران آنرا آقایان موسوی و کروبی ، سخن میراند، کدام جنبش را در مد نظر دارد ؟ آیا منظور آقای گنجی همان جوش و خروشی ست که بعد از ۲۲ خرداد در جامعه ایران طوفان بپا کرده است؟ اگر چنین است، هنوز خیلی زود است که آقای موسوی و کروبی را به مقام رهبری منصوب نماییم ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ٨ مهر ۱٣٨٨ -  ٣۰ سپتامبر ۲۰۰۹


یاد داشت آقای اکبر گنجی نیازمند یک یادآوری نیز هست. چرا که این جانب بر آن اندیشه بوده است که جنبش اعتراضی مردم، جنبشی ست که مرگ بر دیکتاتور بر آن طنین افکنده است، که میخواهد از گذشته ای که «رهبر» حرف آخر و نهایی را میزند و خود را مالک بر خیزش و خروش مردم میداند فاصله بگیرد. اما گویا این تنها یک اندیشه باطل بوده است که هنوز رهبری هست و رهبرانی و مدافعانی که تعیین میکنند که چه کسی حق دارد چه بگوید و چه نگوید. آقای گنجی این مقدار آزادی را به دیگران داده است که هرچه که دوست دارند میتوانند بگویند و خود را به آزادی، بیان کنند ولی بنام جنبشی که آقایان موسوی و کروبی، رهبران آن هستند، نمیتوانند و یا "حق ندارند " چیزی بزبان آورند.

متاسفانه گفتار آقای گنجی به نظر این نگارنده یادآور گفتار مکرر «رهبر معظم» است که همه آزادند که هرچه که میخواهد بگویند، مشروط بر اینکه نظام ولایت را مورد نقد و نفی قرار ندهد. آقای گنجی باید بهتر بداند که آزادی مشروط،، آزادی نیست. که آزادی با شرط و شروط همین است که داریم. که آزادی با شرط و شروط یعنی نبود عقل و خرد و خود مختاری و نهایتا عدم پذیرش مسئولیت. تازه اگر وارد این بحث هم که نخواهیم بشویم، که بحثی است اساسی مربوط به اصالت وجود و هستی. آقای گنجی با پیش فرض هایی تعیین حق و حقوق میکند، که صحت و سقم و ثبت آن به آینده موکول شده است. چرا که بدرستی روشن نیست که وقتی که آقای گنجی از جنبشی که رهبران آنرا آقایان موسوی و کروبی ، سخن میراند، کدام جنبش را در مد نظر دارد ؟ آیا منظور آقای گنجی همان جوش و خروشی ست که بعد از ۲۲ خرداد در جامعه ایران طوفان بپا کرده است؟ اگر چنین است، هنوز خیلی زود است که آقای موسوی و کروبی را به مقام رهبری منصوب نماییم. درست است که آنها علیرغم سختگیریها، تهدیدات و رعب و وحشت رژیم دین، بمانند آقای رفسنجانی، دست بعقب نشینی نزده اند، و در کنار احمدی نژاد پشت سر "رهبر معظم" باقامه ی نماز نایستاده اند. که البته بسیار قابل تحسین و ستایش هم هست. اما لازم است که اعتراف کنیم که این مقاومت و ایستادگی شرط لازم رهبری ست ولی کافی نیست. جنبشی که تاریخ ناظر ظهور آن است، شعارش قبل از هر چیز «مرگ بر دیکتاتور» است. این شعار برخلاف شعارهای دیگر جنبش اعتراضی که ممکن است فصلی و بمناسبت روز بیان گردد، شعار چهار فصل است. ولی چگونه میتوان که آقایان موسوی و کروبی را رهبر جنبشی خواند که مرگ بر دیکتاتور را هنوز بر سر زبان خود جاری نساخته اند.

مضاف براین وقتی میگوییم کسی حق ندارد بنام جنبشی که رهبران آن آقایان موسوی و کروبی هستند، [حرف بزند]، فرض را بر این گذاشته ایم که آنان جنبش و یا بقول آقای گنجی نهضت را بوجود آورده اند. این جا لازم است که یاد آوری کنیم که عکس جریان بوقوع پیوسته است. جنبش را مردم بوجود آورده اند و تا کنون رهبری آنرا هم مردم در دست داشته اند و سوی و جهت آن نیز براندازی نظام دیکتاتوری بوده است که ضرورتا نمیتواند چیزی جز ساختار شکن باشد. بعبارت دیگر، کس و یا کسانی مستحق لقب رهبری هستند که بتوانند از پیشاپیش مردم حرکت کنند و آنها را بسوی آینده ای انسانی رهنمون سازند. متاسفانه آقایان موسوی و کروبی تا کنون این خصوصیت رهبری را از خود نشان نداده اند، درست به آن دلیل که آنها تا کنون اظهار نداشته اند که بر ضد دیکتاتوری، قد برافراشته اند. آنکه قانون اساسی ولایت فقیه را مظهر دیکتاتوری نمیداند. البته که نمیتوانند ساختار شکن باشد. شواهد تاریخی از جمله رسالت اسلامی حاکی از آن است که تنها کسانی میتوانند به مرتبه رهبری برسند که دست به ساختار شکنی زده اند.

مسلم است که آقایان موسوی و کروبی از انگشت شمارانی هستند که به تایید شورای نگهبان که باید آنرا شورای تفتیش و دیکتاتوری خواند، رسیده اند، نمیتوانند ساختار شکن باشند. آنها خود در رده فوقانی نظامی قرار گرفته اند که اساس آن دیکتاتوری ست. چگونه چنین افرادی میتوانند در دوران بسیار کوتاهی برهبری جنبش ضد دیکتاتوری مردم منصوب گردند. اگر مردم تمثال آنان را با خود حمل میکنند، بآن معنا نیست که آنها را برای مقام رهبری انتخاب کرده اند که آخرین حرف را بزنند، حرفی که به آن نه میتوان افزود و نه میتوان از آن کم کرد. بلکه به آن دلیل است که مردم آنها را بسوی خود میخوانند، بسوی آینده ای رها از دیکتاتوری و خلق و خوی دیکتاتوری. یعنی که این مردم هستند رهبر. جنبشی که در آن فرشته هایی پاک و بی گناهی همچون ندا آقا سلطان ها و سهراب اعرابی ها قهرمانانش شده اند، دارای رهبری نیست. تاکنون رهبری آنرا مردم بدست داشته اند و از این پس نیز خواهند داشت، زیرا که جنبشی است ضد دیکتاتوری.

فیروز نجومی

fmonjem@gmail.com