ذوب در ولایت یا « ذوب ولایت»؟


مجتبی حسینی


• ناگاه نامه ای از محمد نوری زاد در رسانه های غیر رسمی منتشرشد که حاوی نصیحت «ولی فقیه» و توصیه او به پوزش خواهی از مردم بود. اما چه کسی باور می کند بدون آنکه تغییر عمده ای در شرایط کشور پیش آمده باشد، آن شیفتگی جای خودرا به این جسارت- به تعبیر غلامان ولایت- داده باشد؟ ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۲۹ شهريور ۱٣٨٨ -  ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹


چندسال قبل یکی از روزنامه های آن طرفی، مفتش خود که نام خبرنگاررا سرقت کرده بود به نزد مهدی کروبی فرستاد تابه بهانه مصاحبه، میزان «ذوب» کروبی در ولایت فقیه را کشف کند. این روحانی سالخورده که از جدی ترین حامیان اولیه تئوری ولایت فقیه بود پاسخی به خبرنگار داد تادستگاه « ولایت سنج» او برای مدتی «هنگ » کند:«به حضرت عباس من در ولایت زمان امام خمینی هم ذوب نبودم». بسیاری از افراد آن روز تصور می کردند شیخ « لر» با یک جواب ظاهرا رندانه ، به دنبال آن بوده است که نه سیخ بسوزد ونه کباب . اما قدری تأمل در این پاسخ وترکیب آن با بعضی موضع گیری های شیخ ، نشان می داد او اگر چه هنوز در رودربایستی با بعضی آرمانهای آیت اله خمینی قراردارد امادرعین حال تلاش می کند این پیام را به جامعه منتقل کند که«ولایت فقیه» برخلاف بعضی تبلیغات، نه یک تحفه آسمانی بلکه روشی است که یکی از مخلوقات خدا برای اداره جامعه پیشنهاد داده است.اما این سخن به مذاق عده ای خوش نیامدوهریک تلاش کردند درابراز ارادت به ولی فقیه ، گوی سبقت را از حریفان
بربایند تا مبادا  سست شدن ایمان نسل اول انقلاب وخودداری آنهااز «ذوب در ولایت» موجب نگرانی آقا شود. یکی از پیش قراولا ن این تلاش، محمد نوری زاد بود که شیدایی نسبت به «آقا » را در جای جای سخنرانی هاونوشته های خود به نمایش می   گذاشت . او که هیچ فرصتی را برای تأکید بر ذوب خویش در ولایت از دست نمی داد روز پنجشنبه ۲۲ فروردین ۸۱ بر مزار سید مرتضی آوینی حاضر شد وسخنانی گفت که در نوع خود بی نظیر بود.این اظهارات درصفحه ۷ شماره ۲۷۱هفته نامه یالثارات ( ۲۸ فروردین ۸۱ ) چاپ شدکه دربخشی از آن آمده بود:«امروز تمامی کسانی که میخواهند سید مرتضی آوینی ،نه بالاتر، همه شهدای تاریخ را وهمه امامان شهدا وسلسله انبیاء راملاقات کنند ،زیارت عاشورا بخوانند ودر خواندن زیارت عاشورا،هر کجا به نام حسین برخوردند باورشان این باشد که با خامنه ای سخن می گویند وگرنه مطمئن باشند که الفاظ نشخوار میکنند؛هرچند با صدای محزون بخوانند و هر چند دامانشان از سیل اشک   تر گردد.امروز آرزوهای حسین ویارانش وآرزوهاو برنامه های همه انبیاء واولیاء وخوبان تاریخ ،در جمال اندیشه خامنه ای متمرکزند.»
هفت سال واندی بعد از آن ابراز شیفتگی مبتذل وتهوع آور،به ناگاه نامه ای از محمد نوری زاد در رسانه های غیررسمی منتشرشد که حاوی نصیحت «ولی فقیه» وتوصیه او به پوزش خواهی از مردم بود.اما چه کسی باور می کند  بدون آنکه تغییر عمده ای در شرایط کشور پیش آمده باشد ،آن شیفتگی جای خودرا به این جسارت- به تعبیر غلامان ولایت-  داده باشد؟ آیا نباید این تغییر فازرا مرتبط با افتادن طشت اقتدار آقا از بام ونزدیک شدن سقوط سلطنتی دانست که به ناحق، نام ولایت بر آن گذاشته اند؟البته با نگاهی به موضع گیری اخیر نوری زاد به عنوان نماد یک  جریان تریبونی ،می توان دو فرضیه برای اظهار نظر هفت سال پیش او ارائه نمود .فرض خوش بینانه وبه نفع نوری زاد آنست که او وهم فکرانش از ابتدا به نظریه غیر عقلانی ولایت فقیه با قرائت رایج بیست سال اخیر - اعتقادی نداشته وآنگونه اظهار نظر های
عجیب، تنها با هدف تخریب هرچه بیشتر تئوری ولایت فقیه صورت گرفته است. پذیرش این فرضیه به این معنی است که نوری زاد ـ و نوری زاد ها ـ سخنی می گفته اند که آقارا خوش آید وآنها هم به نوایی برسند ؛ضمن آنکه مردم بدانند شرط پذیرش این قرائت از ولایت فقیه آنست که همه مرزهای ادب ومنطق
مورد بی توجهی قرار گیرد.آن روز آقا در کشور «صاحب قدرت »بوده ورندان فرصت شناس ،به جای مقابله مستقیم با اوترجیح میدادندبرای تخریب آقا و تشکیک در مشروعیت سلطنت او، ازتمجید های مشمئز کننده بهره بگیرند وبر نفرت عقلا از «ولی» و«ولایت »اوبیفزایند.اگر رفتار نوری زاد با این معیار سنجیده شود باید خدای بزرگ را به خاطر این نعمت سپاس گفت که نزدیکی سقوط سلطنت،همگان را
به جدا کردن خرج خود از «ولی سلطان»تشویق می کند.اما فرض دوم آنست که کسانی مانند نوری زاد، قبلا آنچنان شیفته  ولایت فقیه بوده اند که به خودحق می داده اند  هرکس در هنگام قرائت  زیارت عاشورابه یاد آقای آنها نمی افتاد او را «نشخوار کننده» بنامند.پذیرش این فرض نیز به اندازه فرض
اول،امیدوارکننده است زیرا ثابت میکند رسوایی های «ولی»حتی فریاد«شیفتگان منطق گریز» دیروز را برآورده است.آیا این دستاورد کوچکی است که مدعیان دیروز «ذوب در ولایت»- راستین یا دروغین - امروز در کنار پیشگامان تلاش برای «ذوب» ولایت فقیه و نجات مردم از این بلای آسمانی قرار گرفته اند ؟