ایران به پیش از ۲۲ خرداد بر نخواهد گشت


محمدحسین یحیایی


• کار برد خشونت، کشتار مردم بی پناه و سرکوب دگر اندیشان شاید برای مدت کوتاهی بحران را به تعویق اندازد و آرامش ظاهری را به جامعه و خیابان ها بر گرداند ولی عمر آن کوتاه و ماهیت آن آرامش قبل از طوفان خواهد بود. راه برون رفت گردن نهادن به خواست توده های مردمی است که با جرئت و شجاعت به خیابان ها ریخته، خواست خود را بر زبان می آورند ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ٣۱ خرداد ۱٣٨٨ -  ۲۱ ژوئن ۲۰۰۹


بیش از یک هفته از انتخابات سرنوشت ساز ۲۲ خرداد می گذرد، کشور در تب و تاب آن می سوزد، انباشت و نفرت چندین ساله مردم زجر کشیده، تو سری خورده و تحقیر شده که در دل ها پنهان بود به بیرون می ریزد. این فرصت و شرایط ویژه ساده به دست نیآمده است. در ٣۰ سال گذشته همه جنبش ها، خواست های دمکراتیک و حق طلبی های صنفی و سیاسی با نیرنگ و کاربرد خشونت سرکوب شده، فعالین اجتماعی، اندیشه ورزان سیاسی و حتی طرفداران حقوق بشر تحت پی گرد قرار گرفته اند. مردم بر این باور بودند که با گذشت زمان شرایط بهتر خواهد شد ولی با دولت نهم این سرکوب ها ابعاد وسیعتری به خود گرفت. دولتی که خود را مهرورز نامیده بود با نامهری به سراغ دانشجویان، کارگران، زحمتکشان و روشنفکران رفت. استادان معترض را بیکار، دانشجویان معترض را ستاره دار و کارگران معترض را روانه زندان کرد. با درآمدهای سرشار نفتی بجای سرمایه گذاری و تولید، واردات را تشویق کرد، همزمان با پخش پول و افزایش نقدینگی در بین خودی ها که در فکر باز پرداخت آن نبودند میزان تورم را بالا برد و با پایین نگهداشتن بهره بانکی از میزان تورم و سیاست گذاری های دیگر اقتصادی و حذف نهاد های نظارتی اقتصاد ملی را به ویرانی کشاند. از آن رو مردم مأیوس و سرخورده تمایلی به شرکت در انتخابات نداشتند و هر روز به مسایل پیرامونی خود بی تفاوت می شدند. رژیم با آگاهی به تاکتیک های نو روی آورد، همانند دوره های گذشته با رد صلاحیت کلی چهار نفر از خودی ها را معرفی کرد و به مدت چند روز زمینه تبلیغات و گفتگو و مناظره را در رسانه ملی فراهم کرد. هرچند اجازه انتشار به روزنامه های مسقل و رادیو تلویزیون های غیردولتی داده نشد و رسانه ملی هم که با پول مردم اداره و تغذیه می شود یکسویه از دولت احمدی نژاد و شرایط موجود دفاع کرد، ولی همین اندک فضای باز و بازگویی اوضاع اقتصادی و سیاسی جامعه و همچنین پرده دری های محدود از عملکرد دولت، اشتیاق مردم را به انتخابات افزایش داد و توده های مردم را با انگیزه های گوناگون که در رأس آنها رهایی از شرایط موجود و دولت کنونی بود بر انگیخت. بنابرین انگیزه واقعی شرکت عظیم مردم در انتخابات برای رهایی بود، از آن رو نمی تواند افزایش آراء و سیل شرکت کنندگان در انتخابات به نفع دولت کنونی و سیاست های ویرانگر آن باشد. این خود یکی از دلایل تردید در سلامت انتخابات است. افزایش رأی برای دولتی که چهار سال اداره کشور را در دست داشت و در همه امور ناتوان بود بگونه ای که در این مدت بحران اقتصادی عمیق تر شد، تورم از مرز ۲۵ درصد گذشت، میلیون ها انسان زیر خط فقر قرار گرفت، فساد اداری افزایش یافت و جامعه با تنگناهای بزرگی روبرو شد، در نتیجه مردم برای برون رفت و رهایی از دولت خود کامه مجبور به مداخله شد. حال چگونه است که این دولت ناکام در همه امور بتواند تعداد آرای خود را افزایش دهد؟ حداد عادل که این روز ها خود را سخنگوی دولت می داند، افزایش رأی را به مسافرت های استانی رئیس جمهور پیوند می زند ، به پیآمد آن مسافرت ها و به بازدهی و دستآورد های آن نمی پردازد. پخش پول به جای سرمایه گذاری، و گسترش رانت خواری در جامعه بجای افزایش تولید ملی فاجعه آفرین است. مردم ایران در گستره پهناور آن این فاجعه را با پوست و استخوان خود لمس می کنند. افزایش بیکاری در بین جوانان و پی آمد های روانی و اخلاقی آن جامعه را دچار بحران هویت کرده است. نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها عمق فاجعه را نشان می دهد.

با پایان انتخابات و اعلام نتیجه آن به نفع احمدی نژاد از سوی رهبری مردم سر خورده و مأیوس و رنجیده از بی حرمتی به آنان را به خیابان ها ریخته و تظاهرات میلیونی راه انداختند. آنان خواهان حق خود بودند که توسط حاکمیت تمامیت خواه پایمال شده است. تظاهرات میلیونی را رئیس جمهور خس و خاشاک لقب داد و رهبری آنان را آشوبگر خواند. آنان نه آشوبگر و نه خس وخاشاک اند. مکانی جز خیابان ندارند. محل تجمع مردم خیابان است. آنان هیچگونه حق دسترسی به وسایل ارتباط جمعی، نهاد و سازمان های سیاسی مستقل ندارند که قادر باشند خواسته های خود را بگوش کر شده و چشم کور شده مستبدان برسانند. آنان با مسالمت پیش می روند، کشته می دهند، کتک می خورند، تحقیر می شوند ولی عقب نشینی نمی کنند. آنان دیگر گول گفتار نیک و دسیسه های پنهان را نخواهند خورد. زور آزمایی دولت با همه ابزار و اقتدار با مردم ساده که جز فریاد در حنجره چیز دیگری در دست ندارند بارها در تاریخ تکرار شده، ولی فریاد حق طلبانه و آزادی خواهی مردم همواره پیروز شده است. مردم در شرایط امروز فروتنی نشان می دهند و همزمان همه رخداد های پیرامونی را رسد می کنند و زیر نظر دارند. آنچه مسلم است تاریخ همواره اشگ همه مستبدان را جاری کرده است. انکار واقعیت ها، تهدید مردم، تلاش در راستای تفرقه بین مخالفین، همزمان با پذیرش برخی از خواسته های مخالفین از نشانه های مستبدین در همه ادوار است. سخنان رهبری در نماز جمعه این هفته از این قواعد مستثنی نبود. ایشان تلاش ورزید مردم را به اطاعت از قانون و قانون گرایی دعوت کند در حالیکه خود به قانون شکنی متهم شده است. ایشان بارها سخن از قانون گفت و افزود. ً زیر بار بدعت های غیر قانونی نخواهم رفت.ً و راهپیمایی های مسالمت آمیز مردم را غیرقانونی خواند. ایشان نظام را پاک و منزه از هرگونه تقلب خواند ولی روزی یکی از پایه های نظام و عضو برجسته شورای انقلاب از آن به خدا پناه برد. ایشان با بی حرمتی به شهروندان، تظاهر کنندگان و حق طلبان را آلت دست جرج سرووس میلیاردر مشهور مجاری آمریکایی خواند که با صرف ۱۰ میلیون دلار در گرجستان انقلاب مخملی آفرید. جامعه ایران با فرهنگ دیرینه خود نمی تواند این اتهام را بپذیرد. رهبر بدون اشاره به جوانانی که در چند روز اخیر بدست و گلوله نیرو های امنیتی جان باختند به تهدید مستقیم مردم پرداخت و انگشت اتهام را در ایجاد تشنج و نا آرامی ها به سوی مردم بی دفاع نشانه گرفت. ایشان بعنوان فرمانده کل قوا مسئولیت عملکرد نیرو های نظامی و امنیتی را در هر شرایطی دارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی این حق را به شهروندان می دهد که خواسته های خود را به زبان آورند. اصل ۲۷ می گوید. ً تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.ً بنابرین نمی توان راه پیمایی مسالمت آمیز مردم را مغایر با قانون خواند.
در شرایط امروز با خواست رهبری و اجرای دولت خود کامه همه راه های خروجی و منتهی به دمکراسی در کشور مسدود شده است، رژیم و عوامل آن می خواهند آزادی و آزادی خواهی را در ذهن و گلوی مردم خفه کنند، اعتراضات را فاقد ارزش حقوقی می دانند. رسانه ها را که محور اصلی در یک جامعه آزاد در جهان کنونی است به تعطیلی کشانده اند. رسانه ملی که اعتراضات در دنیا را را با آب و تاب پوشش می دهد، سخنی و یا تصویری از تظاهرات میلیونی در کشور خود را پخش نمی کند. گویا این رسانه متعلق به طیف و یا قشر خاصی است، توده های مردم که با مالیات خود آن را تأمین می کنند از آن محرومند. بنابرین مردم راهی جز کف خیابان و یا بالا پشت بام ندارند، مردمی که دیگر تحمل دیکتاتوری و خیانت به امید خود را ندارند و برای بدست آوردن آزادی و حق تعیین سرنوشت خود فدا کاری می کنند. در شرایط امروز راهی جز خواست مردم و اجرای آن متصور نیست، دیگر مردم به شرایط و اوضاع پیش از ۲۲ خرداد بر نخواهند گشت. از آن گذشته اقتصاد ضعیف و نحیف ایران تحمل و ظرفیت اغتشاش و نا آرامی ها را در کشور برای مدت طولانی ندارد. اقتصاد وابسته به درآمد های نفتی و مخارج هنگفت دولت نظامی، امنیتی با کوچکترین تزلزل بی ثبات می شود و ماشین دولتی و خدمات رسانی از کار می افتد. از مدت ها پیش از انتخابات بازار بورس سیر نزولی داشت و در هفته گذشته ارزش سهام به شدت کاهش یافت. ادامه این روند فرار سرمایه را تشدید و اقتصاد ویران ایران را ویران تر خواهد کرد. با انتخابات ۲۲ خرداد جامعه ایران در مسیری قرار گرفت که برگشت ناپذیر است. عقب نشینی اقتدارگراها محتمل و ضروری است. افرادی که رهبری جنبش را به عهده گرفتند مجبور به ادامه آن و همسویی و همراهی با مردم اند وگرنه حرکت مردمی آنان را به بیرون پرت خواهد کرد. با وعده و وعید تو خالی و گذرا نمی توان این موج و آتشفشان را مهار کرد. این خالی شدن درد و اضطرابی است که سال ها بر مردم تحمیل شده است.
نظام جمهوری اسلامی با ساختار کنونی جوابگوی نیاز های جامعه ایران نیست، برای حفظ وحدت تقسیم قدرت سیاسی ضروری و الزامی است. تمرکز قدرت در دست یک گروه ویا شخص با اصل و اساس دمکراسی و خرد جمعی مغایرت دارد. اقوام و ملل ساکن در گستره ایران باید در نظام اداری و سیاسی کشور سهیم و نمایندگی شوند. کار برد خشونت، کشتار مردم بی پناه و سرکوب دگر اندیشان شاید برای مدت کوتاهی بحران را به تعویق اندازد و آرامش ظاهری را به جامعه و خیابان ها بر گرداند ولی عمر آن کوتاه و ماهیت آن آرامش قبل از طوفان خواهد بود. راه برون رفت گردن نهادن به خواست توده های مردمی است که با جرئت و شجاعت به خیابان ها ریخته، خواست خود را بر زبان می آورند...

mhyahyai@yahoo.se