فریب ، تهدید، سرکوب
«مشارکت حداکثری» در انتخابات، قرار است با این روش ها تامین شود



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ٣۱ فروردين ۱٣٨۴ -  ۲۰ آوريل ۲۰۰۵


با نزديک شدن زمان انتخابات نهم رياست جمهوری اسلامی، مشخصه های بيشتری از اين انتخابات در معرض ديد و قضاوت جامعه قرار می گيرد. چنان که پيداست، اين انتخابات نه فقط مثل انتخابات پيشين در حکومت اسلامی انتخاباتی غيردموکراتيک است که دگرانديشان و مخالفين حق شرکت در آن را ندارند، بلکه قرار است مردم با فشار و تهديد به پای صندوق های رای آورده شوند. مقامات مهم حکومت، از هر دو جناح، «مشارکت حداکثری» را هم تاکتيک و هم استراتژی اين انتخابات اعلام کرده اند. روند حوادث بيانگر آن است که دست کم بخشی از اين هدف بايد با تشديد فشار و ايجاد رعب و واهمه به منظور جلوگيری از مخالفت با اين انتخابات و ايجاد ترس از رای ندادن در ميان شهروندان، تامين گردد.
در روزهای اخير، دو تن از چهره های برجسته حکومت اسلامی، هر يک به نوعی، سخنانی بر زبان راندند که اين برنامه را آشکار می کرد. آيت الله احمد جنتی، که دوران انتخابات، دوران قدرت مداری بی حد و مرز اوست، در نماز جمعه ی هفته گذشته تهران، بار ديگر صحبت از اعدام مخالفان به ميان آورد و يک روز بعد حجت الاسلام علی يونسی وزير اطلاعات دولت «اصلاح طلب» محمد خاتمی، اتهام سنگين و هولناک برانداز را تا منتقدين ساده و ناراضی حکومت هم گسترش داد و حرف اصلی خود را بدين صورت بيان داشت که: هر کس مردم را به عدم شرکت در انتخابات دعوت کند، برانداز نظام محسوب می شود.
پيرامون اين دو اظهار نظر، که هر دو بر يک هدف استوار شده بودند و آن هم ايجاد رعب و وحشت تا مخالفين در آستانه ی انتخابات نتوانند مخالفت خود را با انتخابات فرمايشی اعلام کنند، برخورد دوگانه ای صورت گرفت.
هر چند احمد جنتی در حوزه ی سخنانی که گفته بود، يک مقام کاملا غيرمسئول است، اما سخنانش از آن جا که می توانست غيرمستقيم تهديدی هم عليه اصلاح طلبان باشد، با اعتراض از جانب فعالين اين جناح روبرو شد. جبهه ی مشارکت اسلامی خود را موظف ديد به عالی ترين مقام قضائی حکومت نامه نوشته و ضمن اعتراض به سخنان دبير شورای نگهبان از او توضيح بخواهد. اما سخنان آشکارا تهديد کننده ی حجت الاسلام يونسی وزير اطلاعات دولت خاتمی با سکوت برگزار شد. زيرا اين سخنان، هر چند تهديد آشکار حقوق شهروندی بود، اما با هدف هر دو جناح حکومت هم خوانی داشت و از يک مقام موثر «جناح خودی» بيان شده بود.
حجت الاسلام يونسی در همان زمانی سخنان تهديد آميز خود را بر زبان رانده بود که «دکتر مصطفی معين» کانديدايی که از سوی هوادارانش «کانديدای جناح پيشرو اصلاحات» نام گرفته است، با صدای رسا در جمع گروهی از همين هواداران اعلام می کرد: آمده ام تا به نقض حقوق بشر پايان دهم! اين کانديدای محترم نيز اما، لزومی نديد تا برای ايجاد اطمينان ِ اندکی در جامعه نسبت به صداقت خود در حرف هايی که هر روز آتشين تر از روز پيش به خورد جامعه داده می شود، از وزير اطلاعات و همکار سابق خود در «کابينه ی اصلاحات» بپرسد که وی به چه دليل در مقام تشخيص جرم نشسته و حق طبيعی مردم ايران برای عدم شرکت در انتخابات را با اتهام براندازی که در جمهوری اسلامی ايران مجازاتی در حد اعدام دارد، «نقض» می کند. نه او، و نه هيچ کدام از کانديداها و ستادهای متعدد نامزدهای انتخاباتی، که اين روزها از صبح تا شب وعده رعايت حقوق مردم را می دهند، از وزير اطلاعات نپرسيدند در کدام گوشه ای از اين دنيا، رای ندادن به حکومت براندازی محسوب می شود، که در حکومت جمهوری اسلامی بايد چنين محکوميت سنگينی برای يک حق طبيعی مردم درنظر گرفته شود؟
زنجيره ی اين اتفاقات نشان دهنده ی آن است که همه ی جناح های حکومت ايران، در عمل اجزای سناريوی واحدی را به اجرا گذاشته اند که مطابق آن قرار است «مشارکت حداکثری» در انتخابات با کمک آميزه ای از دروغ، تهديد و سرکوب به اجرا گذاشته شود، «مشارکت حداکثری» که حکومت ايران، و همه ی آن هايی که نفعی در ادامه آن دارند، برای بقا، به آن اميد بسته اند.
اگر کانديداهای انتخاباتی، هر کدام به فراخور نقش خود، حجم عظيمی از فريبکاری و گمراهی را با استفاده از رسانه های عمومی و به شکلی کاملا يک طرفه به سوی افکار عمومی نشانه رفته اند، دستگاه های امنيتی و انتظامی حکومت، در کار عملی کردن تهديدهايی هستند که از سوی عالی ترين مقامات حکومت رسما اعلام شده است. در روزهای اخير تشديد فشار به فعالين جنبش دانشجويی به عنوان متشکل ترين گروهی که در برابر اين دستگاه عظيم فريب و تهديد و سرکوب ايستاده است، نشانه هايی از عملی شدن اين تهديدهاست.
قابل پيش بينی است در هفته های آينده، جنگ روانی و تبليغاتی حکومت عليه جامعه شدت بگيرد و ماشين فريب و تهديد و سرکوب بر سرعت خود بيافزايد. آن ها که سوار بر اين ماشين، در اين خيالند که به قصد تامين «مشارکت حداکثری» تا قلب جامعه به پيش بروند، خود چنان محسور جنگی که عليه اذهان تک تک مردم ايران به راه انداخته اند شده اند، که کمتر قادر خواهند بود به عواقب و عوارض آن بيننديشند. اما حتی آن دسته از حکومتيان که در حاشيه هستند می توانند ببينند چنين شيوه هايی تنها به بی اعتباری بيشتر بازی انتخاباتی که جناح های حکومت آن را جدی فرض کرده اند، خواهد انجاميد.
«مشارکت حداکثری» رويايی است که تحقق نخواهد يافت. نه تهديدهای آيت الله جنتی و حجت الاسلام علی يونسی، نه «دولت اميد» علی لاريجانی و فراخوان «نسل سوم» به حکومت از جانب محسن رضايی، نه بازی های زيرکانه هاشمی رفسنجانی و نه ژست های دموکراتيک مصطفی معين که تنها يادآور ناتوانی های محمد خاتمی است، در هر آن چه که وعده داد؛ مردم ايران را مجاب نخواهد کرد که يک بار ديگر به اين حکومت رای اعتماد بدهند. نمايشی که به نام «انتخابات سرنوشت ساز» به راه افتاده است، هر چند هدف خود را «مشارکت حداکثری» اعلام کرده، اما در انتها تنها به عميق تر شدن شکاف مردم با حکومت خواهد انجاميد.