قربانی کیست؟ هاشم آقاجری یا «منافع نظام»؟
نگاهی به چگونگی اعتراض سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به حکم اعدام هاشم آقاجری



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ٣۰ ارديبهشت ۱٣٨٣ -  ۱۹ می ۲۰۰۴


محسن آرمین، سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، خبر از تشکیل «شورای سیاسی» منتخب کنگره این سازمان داد. یکی از مسایل مورد بررسی در این نشست، موضوع تایید حکم اعدام هاشم آقاجری بوده است. شورای سیاسی در این مورد به چه نتایجی رسیده است؟
محسن آرمین می گوید: پس از صدور حکم اعدام نخستین آقاجری، سازمان بلافاصله در موضعی رسمی آن را به شدت محکوم کرد و حکم صادره را اقدامی غیرانسانی و موجب وهن نظام جمهوری اسلامی دانست.
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت: این سازمان معتقد است صدور این حکم و حمایت از آن، ولو ضمنی و یا با سکوت در برابر آن اقدامی علیه نظام است.
"آرمین" گفت: اکنون پس از دو سال آثار زیانبار این حکم بر همگان روشن شده و همه دریافته اند چه هزینه سنگینی از این جهت به نظام و کشور تحمیل شده است.
چنانچه ملاحظه می شود، دغدغه و نگرانی شورای سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ماجرای صدور حکم اعدام برای هاشم آقاجری – عضو این سازمان – و تایید آن، قبل از هر چیز، موضوع «وهن نظام» است. محسن آرمین در خبری که به نقل از ایرنا در بالا آمد در سه جمله، سه بار تاکید کرده است حکم اعدام هاشم آقاجری، موجب «وهن نظام» جمهوری اسلامی، اقدامی «علیه نظام» است که هزینه سنگینی را «بر نظام» تحمیل کرده است!
پرسش این جاست که جای حقوق انسانی هاشم آقاجری و پایمال شدن آن به خشن ترین وجه، در سخنان سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کجاست؟
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یکی از افراطی ترین گروه های حکومت اسلامی در کاربرد این روش است. روشی که همه مسایل را از دیدگاه «منافع نظام» مورد بررسی و ارزشیابی قرار می دهد. این سازمان همواره رعایت حقوق بشر، مطالبات مردم و خواست های ملی را با این میزان تغییرناپذیر، یعنی «منافع نظام» سنجش کرده و در برابر آن ها موضع مخالف یا موافق اتخاذ کرده است. هر چند مجاهدین انقلاب اسلامی، قرائت «مردم سالارانه»ای نیز از «منافع نظام» داشته باشند، اما روش فوق سلاح خطرناکی به دست کسانی می دهد – و داده است - که الزاما قرائتی مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از «منافع نظام» ندارند. چنین کسانی در حکومت اسلامی ایران دست بالا را دارند و اگر چنین روشی پذیرفته شده باشد – که در جمهوری اسلامی هست – آن ها با توسل به استدلال مجاهدین انقلاب اسلامی، می توانند هاشم آقاجری را بر سر دار کنند، دانشجویان را سرکوب کنند، اصلاح طلبان را به زندان بیاندازند و مدعی باشند – که هستند - اقدامات آن ها موجب تامین «منافع نظام» است.
مگر در تاریخ بیست و پنج ساله جمهوری اسلامی غیر از این بوده است؟
در این بیست و پنج سال بزرگترین جنایات در این کشور به خاطر «منافع نظام» و «منافع اسلام» صورت گرفته است.
برابر دانستن «منافع نظام» با حقوق بشر و دموکراسی، استدلالی که احتمالا آقای آرمین و دوستانشان در این نحوه دفاعیه خود از هاشم آقاجری به آن متوسل می شوند – بعد از این تاریخ بیست و پنج ساله و تازه ترین تحولات آن که به اخراج اصلاح طلبان از حکومت انجامیده است، غیرجدی تر از آن خواهد بود که جز لبخند تلخی بر لب ها بنشاند.
آقای آرمین با چنین نحوه استدلالی حتی نمی تواند این واقعیت ساده را توضیح دهد که چرا مخالفین حکومت جمهوری اسلامی با حکمی که علیه این نظام است، در بسیار موارد گسترده تر از وی و دوستانش مخالفت کرده اند و مخالفت می کنند؟ مگر این که او همه کارزار اعتراض به حکم اعدام آقاجری از سوی نیروهای مخالف حکومت اسلامی را «نمایش» بداند و معتقد باشد از آن جا که چنین حکمی موجب «وهن نظام» است، مخالفین حکومت، دست کم در خفا خواهان اعدام هاشم آقاجری هستند!
بدیهی ترین نگاه مدرن و دموکراتیک به مسایل حقوق بشر این است که انسان ها یاد بگیرند دفاع از حقوق انسان های دیگر را بدون توجه به خودی یا غیرخودی بودن این انسان ها و افکار و اندیشه های سیاسی آن ها، . به ویژه بدون توجه به منفعت و یا ضرر حکومت ها مورد توجه قرار دهند. نگرش به حقوق انسان ها از زاویه منافع قدرت – هر قدرتی که می خواهد باشد – نگرشی استبدادی و در اکثر موارد ایدئولوژیک است که چارچوب دموکراسی و حقوق بشر را با منافع ها نظام ها و قدرت ها محدود می سازند و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سرآمد چنین نحوه تفکری در میان گروه ها و احزاب وابسته به حکومت ایران است.