انتخابی برای مسئولیت های بزرگ
به مناسبت انتخاب شورای مرکزی جدید دفتر تحکیم وحدت



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۷ ارديبهشت ۱٣٨٣ -  ۱۶ می ۲۰۰۴


تشکیل شورای مرکزی جدید دانشجویان دفتر تحکیم وحدت، واقعه خوشحال کننده ای بود. کسانی که تحولات تحکیم را به عنوان یکی از مهم ترین گروه های مدافع دموکراسی در کشور ما دنبال می کنند، انتظار داشتند، دانشجویان عضو این تشکل با مسئولیت کامل، بر مشکلات و مسایل داخلی خود غلبه کرده و بتوانند وحدت و یک پارچگی خود را حفظ کنند و به نظر می رسد که چنین شد. ترکیب جدید شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، متشکل از افراد با سابقه و باتجربه ای است. اگر این افراد قدیمی و باتجربه، نخواهند به اختلافات تسلیم شوند، می توانند موقعیت بهتر و فعالانه تری به این مجموعه بدهند و اعتبار آن را بلندتر سازند.
مسایل داخلی دفتر تحکیم وحدت و از جمله مواضع فراکسیون های آن و چگونگی مناسبات آن ها با یکدیگر، مساله اعضای این دفتر است و به وسیله ی خود آن ها حل و فصل خواهد شد. آن چه که برای هواداران جبهه دموکراسی و جمهوری در جامعه ی ما اهمیت دارد، وجود یک دفتر تحکیم وحدت قوی و فعال است که به آرمان های جنبش دموکراتیک در کشور ما وفاداری نشان داده و به سهم خود در جهت این آرمان ها بکوشد. وظیفه ای که امروز بر عهده دانشجویان تحکیم وحدت و رهبری آن قرار گرفته است، هر چند وظیفه ای سنگین است، اما طلب می کند آن ها نقش حساس و مهم خود را در این جنبش همچنان با دقت و وسواس و احساس مسئولیت دنبال کنند.
خدمت بزرگ دفتر تحکیم وحدت در سال های اخیر، سمت گیری در جهت احیای استقلال جنبش دانشجویی و خارج ساختن آن از دایره نفوذ این یا آن جناح از قدرت بود، که به جنبش دانشجویی و تحکیمی ها، سیمای تازه و اعتباری بلند بخشیده است، به طوریکه امروزه هُیچ گروهی را در جامعه ی ایران – به استثنای محافظه کاران حکومت - نمی توان یافت، که از این نقش به احترام و شایستگی یاد نکند. دفتر تحکیم وحدت این «خروج تاریخی» خود را با اندیشه ی مهم دیگری همراه ساخت و آن طرح جبهه ی گسترده دموکراسی خواهان در جامعه ما بود. پیش از دفتر تحکیم وحدت نیز این ایده از سوی گروه های مختلف دموکراتیک و در قالب مفاهیم مشابه، طرح و پیگیری شده بود، اما کتمان نمی توان کرد که طرح موضوع جبهه دموکراسی خواهی از سوی دانشجویان، وزن و اعتبار فراوان تری به این ایده داده است و آن را در جامعه به میزان زیادی از مقبولیت برخوردار ساخته، و کسانی را که به هر دلیل با آن مخالفت می کنند، در مخمصه قرار داده است.
شورای مرکزی و اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان، بعد از اجلاس اخیر خود با مسایل فراوانی در دانشگاه ها مواجه اند که یکی از آن ها مقابله با موج احضارها و بازداشت ها و سرکوب جنبش دانشجویی است و دیگری موضوع تشکیل پارلمان دانشجویی که به عنوان طرحی برای مشارکت گرایشات مختلف در فعالیت های دانشجویی عنوان شده است.
اما در کنار انجام این وظایف، پیگیری تشکیل جبهه دموکراسی و جمهوری در سطح کشور، بدون شک به عنوان یک «رسالت ملی» همچنان پیش روی شورای مرکزی جدید دفتر تحکیم وحدت و همه ی واحدهای آن است. به دلیل ویژگی های سیاسی جامعه ی ما و دشواری هایی که گریبان گیر احزاب و سازمان های سیاسی است، دانشجویان در این زمینه نقش مهم و گردآورنده ای بر عهده دارند. آن ها قادرند، با توجه به اعتبار و امکاناتی که هنوز در اختیار دارند، ایده ها و سیاست ها را به هم نزدیک کنند و فعالین و رهبران سیاسی را در کنار هم بنشانند، و به پاسخگویی مجبور سازند.
به نظر می رسد با انتخاب شورای مرکزی جدید، دفتر تحکیم وحدت یک دوره بحرانی را پشت سر گذاشته و می تواند با اندیشه بازتر و نیروی بیشتر در جهت پیگیری این رسالت مهم گام بردارد.
تحکیم وحدت تا امروز هزینه های سنگینی را در جهت دفاع از دموکراسی و دوری از قدرت پرداخته است. مواضع دموکراتیک دانشجویان، خشم و کینه ی محافظه کاران و مرتجعین را برانگیخته و آن ها را در تحت فشار قرار دادن جنبش دانشجویی و سرکوب فعالان آن، مصمم ساخته، اما این مواضع برای جنبش دانشجویی ایران و دفتر تحکیم وحدت، اعتبار بزرگی نیز در سطح ملی و بین المللی فراهم آورده است. اقشار وسیع مردم، احزاب و سازمان های دموکراتیک، پشتیبان بی دریغ دانشجویان بوده و خواهند بود و چنین پشتیبانی و کارزارهای اعتراضی و افشاگرانه – از جمله در سطح بین المللی - هزینه فشار بر دانشجویان را برای حکومت مداوما بالاتر خواهد برد. به همان میزان که ارتباط دانشجویان با گروه های مختلف روشنفکری، زنان، کارگران و سایر اقشار مردم در جامعه بیشتر شود، دامنه ی این پشتیبانی ها هم گسترده تر خواهد گردید.
در پایان، در کنار آرزوی موفقیت برای شورای مرکزی جدید دفتر تحکیم وحدت، یک نکته را نباید ناگفته گذاشت. این شورا از درون وضعیتی بحرانی پدید آمده که شاید مورد نظر هیچ یک از فراکسیون ها نیز نبوده است. اما علیرغم این، جای این پرسش باقی است که چرا رهبری برگزیده بزرگترین تشکل دانشجویی کشور کماکان کاملا «مردانه» باقی مانده است؟ با توجه به جمعیت دختران دانشجو از یک سو و مسایل گسترده، متنوع و بحرانی مربوط به زنان در کشور ما، طبیعتا چنین شورای مردانه ای نمی تواند به طور موثر، نه خواست ها و مطالبات ویژه دانشجویان دختر، که دست کم نیمی از دانشجویان را تشکیل می دهند، درک و منعکس کند و نه توجه کافی و صحیح به مسائل زنان، که یکی از مهم ترین مسایل جنبش دموکراتیک در کشور ما است، داشته باشد. آیا وقت آن نرسیده بود تا دختران دانشجو سهم خود را در رهبری فعالیت های دانشجویی داشته باشند؟