پارلمانتاریسم اسلامی در پایان راه!
سخن آخر در مورد انتخابات مجلس هفتم



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ٣۰ بهمن ۱٣٨۲ -  ۱۹ فوريه ۲۰۰۴


مجلس ششم، فعالیت های پارلمانتاریستی در جمهوری اسلامی ایران را هم به اوج رساند و هم زمینه افول قطعی آن را فراهم آورد. چهار سال پیش وقتی نمایندگان اصلاح طلب، با استقبال پرشور مردم و به ویژه، زنان، جوانان و دانشجویان، مجلس ششم را فتح کردند و با خود فضا و روحیه تازه ای را به پارلمان بردند، تصور عمومی بر این بود که مبارزات پارلمانی، راه آسان و مطمئنی است که ایران را به سوی دموکراسی و استقرار مردم سالاری هدایت خواهد کرد.
اما هر یک روز که از عمر «مجلس اصلاحات» گذشت، این تصور و امید به یاس و سردی گرایید و جایگاه نازل «خانه ملت» در حکومت «نمایندگان خدا» در برابر چشمان حیرت زده ملت، بیشتر از پرده برون افتاد.
مجلس در اولین رو در رویی خود با مقام ولایت، آن هم در زمانی که در اوج قدرت و مستظهر به پشتیبانی قاطبه ملت بود، بدون کمترین مقاومتی تسلیم شد و این تسلیم، سرنوشت تلخی را رقم زد که شاید نیز گریزی از آن نبود. مجلس در سراشیبی سقوط قرار گرفت و ناتوانی آن روز به روز و گام به گام آشکارتر شد تا آن جا که افکار عمومی به تدریج دریافت، پارلمان اسلامی آن امامزاده ای نیست که او به دان امید بسته است.
آشکار شدن ناتوانی مجلس در برابر ولایت فقیه، نخستین تیر خلاص بر اندیشه موفقیت پارلمانتاریستی در نظام دینی بود.
نمایندگان به اندکی از وعده های خود وفا کردند و به بسیاری نه. مهم ترین وعده ای که به آن بی اعتنا ماندند، اصلاح قانون انتخابات بود. در همان زمان که مجلس وقت می کشت، شورای نگهبان سرگرم تیز کردن سلاح نظارت استصوابی خود – که در دو ساله نخست بعد از خرداد ۷۶ به کندی گرایید، شد. زمان از دست می رفت تا دولت دست به کار شد و لایحه ای به مجلس داد که اصلاح طلبان بر آن نام «قانون انتخابات آزاد» نهادند، و فریاد منتقدین خود را ناشنیده گرفتند که این قانون به معنای به رسمیت شناختن فعالیت پارلمانی در درون نظام است و حق فعالیت پارلمانی را از مخالفین سلب می کند.
تاریخ برای هزارمین بار تکرار شد و از سلب کنندگان آزادی، سلب آزادی شد!
شورای نگهبان با رد قانون اصلاحی دولت و مجلس، کنترل تشکیل پارلمان را در دست خود نگاه داشت و با رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان، امکان فعالیت پارلمانی موثر آن ها را ناممکن ساخت.
آشکار شدن ناتوانی اصلاح طلبان برای برگزاری یک انتخابات دموکراتیک، دومین تیر خلاص به اندیشه مبارزه پارلمانی در نظام دینی بود.
افکار عمومی در جریان چهار ساله کشاکش ها فهمید، نه اختیار تشکیل پارلمان با ملت است و نه «نمایندگان ملت» در برابر «نمایندگان خدا» کاره ای هستند و از قدرتی برخوردارند. بزرگترین خدمتی که مجلس ششم انجام داد، آشکار ساختن همین واقعیت بود.
اینک در پایان عمر مجلس ششم و آغاز مجلسی که جز طرفداران اندک ولایت فقیه، دیگران آن را مجلسی مطیع و فرمایشی می دانند و می خوانند، جامعه ایران به پایان توهمی به نام «فعالیت پارلمانتاریستی» در نظام استبداد دینی رسیده است. روز اول اسفند، روز به خاک سپاری این توهم در ایران است. این روزها پیامی در ایران دهان به دهان می گردد: صندوق های رای، در روز اول اسفند تابوت آزادی است، از آن ها پرهیز کنید. مردم در فاصله ای کمتر از چند سال فهمیدند، آن صندوق هایی که قرار بود «معجزه» پیروزی اصلاحات را رقم زنند، اکنون به تابوت آزادی تبدیل شده اند! این تجربه بزرگی است.
به خاک سپردن پارلمان، خواست مردم نبود، پارلمان مثل همیشه قربانی استبداد شد و ملت آن را در اول اسفند به خاک می سپارد، تا در زمانی دیگر بیرونش کشد و گرد و خاک از آن بروبد و به آن همان جایگاهی را بخشد که شایسته اش است.
مبارزه اما، ادامه خواهد داشت. این حقیقت را در تصمیم خاموش مردم و در ده ها بیانیه و اعلامیه گروه های پیشرو دموکراسی در ایران می توان دید و می توان خواند. ملت ایران با قطع امید از مبارزه پارلمانی، در برابر استبداد دینی زبان دیگری را انتخاب خواهد کرد و مبارزه خود را به عرصه هایی خواهد کشید که با حکم حکومتی تعطیل نشود. اول اسفند را شاید بتوان بطور سمبلیک آغاز چنین جنبشی نامید که مهم ترین شعار آن رفراندم برای تعیین سرنوشت ملت به دست ملت است. جنبش رفراندم، تا همین جا نیز فاتح اصلی کشاکشی ها و مبارزاتی بوده است که حول مجلس هفتم برپا شد. به همان اندازه که مجلس بر اثر این مبارزات بی اعتبار شد، رفراندم به یک خواست ملی فرا روئید. این خدمت را جامعه ما در درجه اول مرهون جنبش دانشجویی است.
فردا، روز سرنوشت سازی است. روز صف آرایی آزادی در برابر استبداد دینی، روز مصاف مجلس دست نشانده و فرمایشی و مطیع در برابر اندیشه رفراندم. رای ما به آزادی است. امروز اگر صندوقی برای آزادی در سرتاسر این خاک پهناور قرار نداده اند، رای هایمان را در نزد خود نگاه می داریم، تا روز رفراندم آن را به نام آزادی و جمهوری به صندوق ها بریزیم!