آرمان های انقلاب بهمن، امروز، زنده تر از همیشه!



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۲ بهمن ۱٣٨۲ -  ۱۱ فوريه ۲۰۰۴


برخی از مردم انقلاب بهمن را با محصول بلافصل آن، حکومت جمهوری اسلامی ایران، می سنجند، و روز بیست و دوم بهمن را در اندوه گذشته ای که از دست رفته است، به یاد می آورند. بسیاری نیز این انقلاب را، صرف نظر از نتیجه ای که از آن حاصل آمد، بزرگترین تلاش ایرانیان برای استقرار آرمان های انسانی خود می شناسند و گرامی اش می دارند. بین این دو قضاوت شاید هیچ گاه سازشی حاصل نشود، اما در جامعه ایرانی، تنها اقلیتی محدودند که انقلاب بهمن را از موضعی ارتجاعی محکوم می کنند و در سالروز بیست و دوم بهمن، مجالس عزاداری برپا می دارند. اکثریت مردم ایران، اگر در ارزیابی خود از انقلاب بهمن، بر یک نظر باشد، اما در این حقیقت مهم هم نظر هستند که باید به پیش رفت و آزادی، عدالت، و بهروزی انسانی را که با انقلاب بهمن به دست نیامد، در کشور ما با تلاش و هوشیاری و بیداری بیشتر، متحقق ساخت.
تحقق این آروزهای شریف، امروز بیش از هر زمان در نبرد با حکومتی نهفته است که خود محصول آن انقلاب بود. نبردی که امروز از جای جای میهن ما می جوشد.

تقدیر چنان شد که آغاز رسمی جشن بیست و پنجمین بزرگداشت انقلاب، با یکی از بزرگ ترین بحران های نظام حکومتی در ایران همزمان شود. در همان روزی که حکومت گران «دهه فجر» خود و بیست و پنجمین سالگرد ورود آقای خمینی به ایران را به شادمانی نشسته بودند، در مجلس، بیش از یک صد نفر نماینده، استعفانامه های خود را به سوی رئیس روحانی مجلس دراز کردند تا مردم ایران و جهان بدانند، بیست و پنج سال بعد از استقرار حکومت اسلامی در ایران، نزدیک ترین یاران و همراهان آن نیز، امید خود به اصلاح امور و حکومت را از دست داده اند.
با این بحران، مظهر حکومت، یعنی ولایت فقیه، در میان خشم و اعتراض و انتقادی که در هر گوشه ایران موج می زند، تنها به لطف «حکم حکومتی» که برجسته ترین نمود بحران و ناتوانی حکومت از شیوه های عادی حکومت مداری است، توانسته است، از پاشیده شدن شیرازه امور جلوگیری کرده و حکومت خود را بر سر پا نگاه دارد.
همزمان با بحران حکومت و اتکای بیش از پیش آن بر «حکم حکومتی»، آخرین و بزرگ ترین تلاش برای اصلاح حکومت نیز به روزهای پایانی خود رسیده است. هم ولایت فقیه و هم اندیشه اصلاح آن، به انتهای راه نزدیک شده اند. نیمی از اصلاح گران اینک در اردوی ولایت خیمه زده اند و نیمی دیگر، خواسته و ناخواسته، از دایره قدرت بیرون رانده می شوند. ولایت خود را با «حکم حکومت» سر پا نگاه داشته و اصلاح گران، شاهد امواج بی اعتمادی هستند که به آن ها و راه حل ها و سیاست هایشان نشان داده می شود.
در این وضعیت، جنبشی پا گرفته و در حال قدرت گیری است که تعویض این حکومت با دموکراسی را هدف خود قرار داده است. آلترناتیو دیگری جز این در برابر جامعه ما قرار ندارد.

آن ها که خواستند با اتکا به بیست و پنج سال استبداد و ویرانی، عقربه های زمان را به عقب بکشانند و توده ملت را به جبران «اشتباه تاریخی» بیست و دوم بهمن متقاعد ساخته، بار دیگر بساط سلطنت از نو بگسترانند، و آن ها که خواستند خودرایی هایی «اقتدارگرایان» را بهانه بازگشت به دوران «صدر انقلاب» و احیای «جمهوری اسلامی دوران امام خمینی» کنند، هر چند از یک جنس نیستند و به دو اردوی مختلف تعلق دارند، اما هر دو بر خلاف جهت گیری و خواست تاریخی مردم ایران عمل کردند و این روزها تنها یک پاسخ از مردم می شنوند: جمهوری!
امروز با اتکا به یک تجربه بزرگ بیست و پنج ساله، که شش سال از آن به امید اصلاح حکومت سپری شد، بر تارک مبارزات دانشجویان، جوانان، روشنفکران، فرهیختگان و اکثریت مردم ایران، تنها یک اندیشه می درخشد: جمهوری، بدون هیچ قید و بند، بدون هیج مقام و نهاد غیرمسئول و غیرپاسخگو.
این اندیشه تا زمانی که اسیر اصلاح طلبان حکومت ایران بود، در غبار دین و سنت و نظایر آن تلالو خود را چنان از دست داد که کسانی از اساس منکر آن شده و سودای آن کردند تا نقش شاه و سلطنت را بر پیشانی خواست ها و مطالبات مردم ایران بزنند، اما آن نقش زدن، بر آب بود.
از زمانی که جنبش روشنفکری – دانشجویی ایران، خود را از افسون اصلاح طلبی و «اصلاح حکومت»، «قانون اساسی» و «مردم سالاری دینی» رها ساخت، جنبش اصیل جمهوری خواهی در ایران جانی تازه و تلالویی دوباره یافت و با اندیشه دیگری در هم آمیخت: رفراندم!
رفراندم و جمهوریت! ترکیب این دو، آن زره روئینی است که می تواند جنبش آزادی خواهی ایران را گزندناپذیر سازد. و با این دو اندیشه، که یکی هدف و دیگری راه را نشان می دهد، جامعه ایران بعد از سال ها سرگردانی، هدف و مسیر درست را یافته و در راهی موفقیت آمیز گام گذاشته است. اندیشه رفراندم برای جمهوریت اکنون بر تارک هر حرکت و جنبش دانشجویی – روشنفکری و مردمی می درخشد. در این حرکات و جنبش هاست که آرمان های والای انقلاب بهمن که نبود جز آزادی، برابری و عدالت، زنده است و زنده می ماند.