همچنان آزادی!
نگاهی انتقادی به پیشنهاد آقای سحابی برای خروج از بحران



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۰ مهر ۱٣٨۲ -  ۲ اکتبر ۲۰۰٣


از وقتی آن جمله بدطنین «استبداد داخلی بهتر از استعمار خارجی» است، در محافل مطبوعاتی و سیاسی کشور بر سر زبان ها افتاد، جامعه ایران با واقعیت های تازه ای روبرو شده است. هر چند عده ای کوشیدند اثبات کنند «سید» هرگز نمی تواند چنین سخنی را بر زبان رانده باشد، اما رئیس جمهور اسلامی اکنون نیز که این سخن شهرتی ایران گیر یافته است، ضرورتی در تکذیب آن ندیده است. از آن پس، بازتاب معتدلتر آن گفته هرازگاه، در این جا و آن جا شنیده می شود. خطراتی که ایران را از هر سو تهدید می کند، در برخی محافل سیاسی کشور به این معنا تعبیر شده که باید برای حفظ «تمامیت ارضی کشور» و جلوگیری از تکرار «فاجعه عراق»، از خواست مقدم آزادیخواهی عقب نشست و به دنبال تامین «وحدت ملی»  با استبداد دینی بود!
سران حکومت اسلامی از خطراتی که به پشت دروازه های ایران رسیده اند نتیجه گرفته اند: فراموش کنید چه کسانی به مجلس راه می یآبند، با مشارکت گسترده در انتخابات، «وحدت ملی» را در برابر «دشمن» به نمایش بگذارید، و نظام و کشور را بیمه کنید. در برخی محافل سیاسی شعار «ملیت» و «ایرانیت» از مطالبه آزادی پیشی گرفته است. در محافل دیگری  این شوق پیوستن به «مبارزه ضدامپریالیستی» است که آتش آزادی خواهی را موقتا سرد کرده است. همه گروه ها و جریانات، البته بر این نکته تاکید دارند که استقلال و آزادی کشور را در کنار هم و برای هم می خواهند. با این حال این پرسش به جای خود باقی می ماند که آیا بخش هایی از جامعه ما یک بار دیگر قصد دارند تجربه فاجعه بار نخستین سال های انقلاب و قربانی کردن آزادی در پیشگاه «استقلال» و «ضدامپریالیسم» را تکرار کنند؟
 
آقای عزت الله سحابی، از رهبران جریان ملی – مذهبی ایران، مصاحبه کوتاهی با روزنامه شرق (چهارشنبه ۹ مهر ماه) دارد، که از این زاویه حایز دقت و تعمق است.
مهندس سحابی با اشاره به فشارهای بین المللی علیه ایران می گوید: « عقلانیت حکم می کند که اگر کشور ی از جوانب مختلف مورد تهدید قرار می گیرد مردم با وحدت و توافق جمعی با تهدیدها مواجه شوند. در حال حاضر این تهدیدها آنقدر جد ی است که شاید در ۲۰۰ سال اخیر، ایران چنین بحرا نی را پشت سر نگذاشته باشد ».
آقای سحابی می افزاید: « دو عامل منفی ، به شدت به تضعیف قوا ی فکر ی ، فر هنگی و اقتصاد ی ما برخاسته است. اول تهاجمات خار جی آمریکا به اتفاق صهیونیست ها که تحمل یک ایران قو ی را ندارد و دوم اختلاف سلیقه جناح ها ی سیا سی ؛ پدیده چند دو لنی ، رمق کشور را گرفته است » . وی نتیجه می گیرد: « در چنین شرا یطی باید برا ی وحدت تلاش کرد ».
وحدتی که آقای سحابی پیشنهاد می کند، وحدت بر محور آزادی و جمهوریت نیست، «ملیت» است: « باید به دنبال عا ملی باشیم که باعث وحدت همه ایرا نی ها شویم و آن محور و آن عنصر می تواند ملیت باشد .»
آقای سحابی، موانع شکل گیری چنین وحدتی را در وجود محافظه کاران و «افراطیون اصلاح طلب» می داند و می گوید: یکی از موانع مهم بر سر راه گفت وگو بین گرایشات مختلف سیا سی این است که جناح مخالف اصلاحات خود را حق مطلق می داند و از موضع قدرت صحبت می کند و یا با خشونت عریان از طریق مخدوش کردن پیش زمینه ها ی وحدت، اعمال قدرت می  کنند. مانع دیگر مربوط به بر خی نیروها ی اصلاح طلب است که شرایط حاد را تشخیص نمی دهند و با طرح رادیکالیسم و افرا طی  گر ی ، فضا ی گفت وگو را از بین می  برند. به طور مثال، اخیرا بعضی از ایرانیان خارج از کشور به طرح پیشنهاد حذف مذهب می  پردازند. غافل از اینکه این پروژه هزینه زیاد ی برا ی مردم ما دارد و منجر به قتل و خونریز ی می  شود .»
 
چنانچه می بینیم، آقای عزت الله سحابی از جمله کسانی است که به دلیل تهدیدات خارجی علیه کشور،  پیشنهاد می کند «ملیت» و «تمامیـت ارضی» به محور  وحدت عمومی ایرانیان شود. ایشان هرچند صریحا در مورد نقش «آزادی» در این وحدت عمومی اظهارنظر نکرده است، اما روشن است وقتی «ملیت» و «تمامیت ارضی» محور وفاق و وحدت باشد، آزادی خواهی تابعی از آن گردد و در اشکال خطرناک و افراطی چنین نظرگاهی «دیکتاتوری آهنین» نیز برای حفظ «تمامیت ارضی» جایگاهی قابل قبول یابد.
همین تجربه کوتاه یک ساله اخیر نشان داده است تمام کسانی که به دلیل لزوم مقابله با تهاجم خارجی، به دنبال اندیشه «وفاق ملی» با محافطه کاران و ولایت فقیه رفته اند، گام به گام از مواضع دموکراتیک عقب نشسته و امتیازات بزرگی را به اقتدارگرایان واگذار کرده اند. یک نمونه برجسته در این مورد آقای محمد خاتمی است و نمونه دیگر دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران که یکی از پیگیرترین مدافعین این نظریه بعد از بازگشت مجدد خود به ایران بوده است. آغاز چنین عقب نشینی  بدون استثنا با حمله به «اصلاح طلبان رادیکال» همراه بوده است. آیا بر پایه همین قاعده است که مهندس سحابی نیز، برای طرح ریزی چنین «وحدت»ی از حمله به «اصلاح طلبان رادیکال» آغاز می کند و آن ها را در کنار محافظه کاران از عوامل تخریب «وفاق ملی» معرفی می کند؟
در فرهنگ سیاسی ایران، «اصلاح طلبی رادیکال»، امروز معنای کاملا صریح و شفافی یافته است و به کسان و جریاناتی گفته می شود که خواهان مبارزه جدی و موثر با ولایت فقیه و استبداد دینی در کشور و استقرار یک نظام دموکراتیک به جای آن هستند.
آقای سحابی در این انتقاد خود، «قلب» استراتژی استقرار نظام دموکراتیک و مهم ترین مطالبه بخش مهمی از آزادیخواهان و مردم ایران را هدف گرفته است. متهم ساختن «ایرانیان خارج از کشور» به «حذف مذهب» کاملا غیرواقعی است. این سخن تا پیش از این از محافل تندروی اقتدارگرا – فاشیست نظیر کیهان شریعتمداری و رسالت محبیان – انبار لویی، به گوش می رسید. «ایرانیان خارج از کشور» در این زمینه نظر روشن و غیرقابل تفسیری دارند: جدایی مذهب از حکومت! این مطالبه؛ خود هدف خود را توضیح می دهد. نه حذف دین از جامعه مورد نظر است و نه از زندگی خصوصی افراد، حذف دین از حکومت مورد نظر می باشد.
چنین خواسته ای را نباید به عنوان خواسته «ایرانیان خارج از کشور» معرفی کرد. در میان جوانان، زنان و مردان ایرانی و اکثریت قاطع این مردم، هر چند در بیان های مختلف، اما ایده جدایی دین از حکومت و  پایان دادن به حکومت فقها و استقرار یک جمهوری لائیک در کشور هواداران بیشماری دارد. اگر این خواست امروز نمی تواند آزادانه از سوی مردم ایران ابراز و بیان شود، دلیل آن فقط وجود استبداد در کشور است و پایه این استبداد را نیز حکومت دین تشکیل می دهد!
جدایی دین از حکومت، که در کشور ما معنای برچیده شدن بساط دستگاه ولایت فقیه را دارد، مهم ترین و مرکزی ترین حلقه مبارزه دموکراتیک و ضداستبدادی در کشور و الویت مقدم  جامعه در رسیدن به آزادی است. مهم ترین خطری که نه تنها کشور ما، بلکه منطقه و کل جهان را تهدید می کند، حکومت دینی و استبداد داخلی است و آزادیخواهان ایران به هیج بهانه ای نباید این مبارزه را تعطیل و یا تضعیف کنند.
 
برای مقابله با بحران فزاینده داخلی و خطراتی که از هر سو کشور ما را مورد مخاطره قرار داده اند، اکنون به روشنی سه خط مشی و راه کار در میان نیروهای سیاسی ایران قابل مشاهده اند.
نخست رویکرد گروه هایی که برای نجات از «استبداد داخلی»، به «استعمار خارجی» پناه برده و آشکار و پنهان، ایالات متحده آمریکا را به دخالت نظامی در ایران دعوت می کنند. در باره نتایج ویرانگر و تباه کننده این راه کار، در میان طیف وسیع دموکرات ها و آزادی خواهان ایران و حتی فراتر از این قشرها، توافق نظر وجود دارد. چنین راه حلی بدترین راه نجات از استبداد داخلی، بدون هیچ گونه آینده روشنی است.
دوم، رویکرد گروه هایی که برای جلوگیری از مداخله خارجی، مصالحه و سازش با استبداد داخلی را پیشنهاد می کنند،
و سوم رویکرد گروه های دموکرات و جمهوری خواه کشور که مهم ترین معضل و مشکل کشور را استبداد داخلی می دانند و پایان دادن به این استبداد و استقرار دموکراسی در کشور را با استفاده از کمک های بین المللی همراه با مخالفت با هرگونه دخالت نظامی، راه رهایی کشور ما از بن بست موجود و پیوستن به جامعه جهانی می شناسند.
 
نتیجه ای که اکثریت مردم ایران از تهدیدات خارجی و اعمال فشارهای بین المللی علیه حکومت ایران می گیرند، نتیجه ای مطابق بر نتیجه گیری آقای سحابی نیست. این فشارها و حتی تهدیدات، مردم را به این نتیجه نرسانده است که به سوی وفاق و «گفتگو» را حکومت گام بردارند، بلکه شوق به آزادی را در میان جوانان و مردم ایران دو چندان کرده و این امید که کشور ما نیز در مسیر آزادی گام گذارد را فزونتر ساخته است. فشارهای بین المللی علیه حکومت ایران مردم را برای برافکندان این استبداد مصمم تر نموده است. از این نظر، وضعیت فعلی و افزایش فشارهای بین المللی بر حکومت تهران «فرصتی» است که باید از آن در جهت گام برداشتن به سوی دموکراسی استفاده کرد. این فرصت تنها زمانی به «تهدید» تبدیل می شود که ملت ایران بار دیگر به همه تجارب خود پشت کند و در وسوسه دفاع از «تمامیت ارضی کشور» به حمایت از استبداد برخیزد و راه «وفاق» با دشمنان داخلی خود را برگزیند.
با این حال، به نظر می رسد در میان سه رویکرد پیش گفته،  سیاستی که مردم ایران را برای مقابله با دخالت نظامی آمریکا، به «وحدت» با استبداد دینی و رژیم حاکم فرا می خواند از کمترین شانسی برخوردار نباشد!  تجربه عراق نشان داد حمایت و یا بی تفاوتی مردم در برابر اشغال کشور خود به بهای سقوط دیکتاتوری، واقعیتی است که می تواند در کشورهای دیگر هم تکرار شود. اما حمایت از استبداد داخلی در برابر تجاوز خارجی بسیار دشوار و نامحتمل است بتواند صورت واقعیت به خود بگیرد.
 
برای جلوگیری از تکرار فاجعه در هر شکل آن، آزادی خواهان ایران تنها می توانند مبارزه در جهت آزادی و برکنار کردن استبداد دینی را در اولویت اول خود قرار دهند.