درباره سیاست «استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی»
حکومت تهران می خواهد با طرح موضوع «استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای» در برابر قطعنامه وین، مخالفت جامعه جهانی با تلاش برای دست یابی تهران به بمب اتم را مخالفت با پیشرفت علم و تکنولوژی در ایران وانمود سازد



اخبار روز: www.iran-chabar.de
چهارشنبه  ۲ مهر ۱٣٨۲ -  ۲۴ سپتامبر ۲۰۰٣


تصویب قطعنامه آژانس بین المللی انرژی هسته ای در مورد ایران، نه تنها حکومت، بلکه اپوزیسیون آن را نیز در برابر چالش و آزمایش مهمی قرار داده است. نیروهای سیاسی ایران در مواجه با بحران میان تهران و جامعه جهانی، گرایشات مختلفی را نشان داده اند. گرایشاتی که می توان پیش بینی کرد تا اندازه ای بر صف آرایی های قدیمی و سنتی در میان نیروهای سیاسی اپوزیسیون تاثیر بگذارد.
برخورد تردید آمیز با قطعنامه وین و نگرانی از پایمال شدن منافع ملی ایران، از جمله واکنش هایی است که در برابر اولتیماتوم به جمهوری اسلامی در صفوف نیروهای سیاسی مشاهده می شود. گروهی از نیروزهای سیاسی مخالف استبداد، احساسی دوگانه به قطعنامه مذکور و پیامدهای آن را منعکس کرده و با نوعی بدبینی و موضع انتقادی با چنین اولتیماتومی مواجه شده اند.. احساسات ناسیونالیستی و دفاع از «حق حاکمیت ایران»  یک منشاء بروز چنین احساس و موضعی است. مبارزه با سلطه سرمایه بین المللی در سطح جهانی، منشاء دیگر بروز این احساس دوگانه است که در برخی از نیروهای چپ ضدامپریالیست قابل مشاهده است. نیروی هوادار جریان اصلاحات در اپوزیسیون، قطب سوم این گرایش را تشکیل می دهند. مجموعه این نیروها  اگر هم در جستجوی یافتن رویکرد سومی به بحران هسته ای ایران باشند، اما دشوار است در این جستجو، به سیاستی بیش از «انرژی هسته ای آری، بمب اتم نه!» برسند. این سیاست، سیاست رسمی تهران است و  هفته گذشته محمد خاتمی رئیس جمهور ایران بار دیگر آن را مورد تاکید قرار داد.
 در پوشش این سیاست، اقدامات خطرناک برای تجهیز حکومت ولایت فقیه به سلاح های هسته ای در دست اجراست!
 
در عین حال چنین سیاستی محتوای اصلی چالش هایی را که در مورد برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، مخدوش می کند و چنین تصویری را ایجاد می نماید که مخالفت بخشی از نیروهای سیاسی جامعه ایران و همچنین جامعه جهانی با برنامه های هسته ای ایران، مخالفت با دست یابی کشور ما به انرژی صلح آمیز هسته ای است. صرف نظر از این که کشورهایی در جهان باشند که چنین نیتی را تعقیب کنند، اما قطعنامه وین، چنین هدفی را بازتاب نمی دهد بلکه بر کنترل دانش هسته ای در ایران و توقف بخش هایی از آن که می تواند مورد استفاده برای ساخت بمب اتمی قرار گیرد، تاکید می کند. از این رو طرح شعار استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای، نمی تواند موضع صحیحی در برابر قطعنامه وین و خواست های ان از تهران باشد. استفاده حکومت ایران از چنین شعاری به منظور منحرف ساختن جهت فشارهای بین المللی و دامن زدن به روحیه ناسیونالیستی در کشور است.
 
نکته مهم این است که دفاع از سیاست «انرژی هسته ای؛ آری!» به طور عام معنایی ندارد و پذیرش چنین سیاستی به معنای پذیرش پیشبرد آن توسط جمهوری اسلامی ایران است. حتی موافقین حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای نیز نمی توانند خطرات پیش برد چنین سیاستی توسط حکومت تهران و وسوسه تبدیل این استفاده صلح آمیز به ساخت بمب اتمی را در چنین رژیمی  نادیده بیانگارند.
ساختار غیردموکراتیک حکومت ایران و نقش فرادست بخش های انتصابی آن که تعیین سیاست های کلان را در اختیار خود دارند، هرگونه کنترل دموکراتیک بر برنامه های هسته ای حکومت اسلامی را از طرق عادی ناممکن می کند. حتی نهادی مانند مجلس و  نیز نیروهای اصلاح طلبی که از چنین سیاستی دفاع می کنند، در تعیین اهدافی که رهبری حکومت اسلامی از فعالیت های هسته ای در ایران دنبال می کند، شناخت و آگاهی و بر آن کنترلی ندارند. هم جامعه بین المللی و هم مردم ایران در تجربیات مکرر دریافته اند که بطور مثال وقتی مقام ریاست جمهوری در ایران بر صلح آمیز بودن انرژی هسته ای تاکید می کند، نه امکان و نه ابزار کنترل فعالیت های هسته ای ایران در این جهت را در اختیار ندارد و سخنانش نمی تواند اطمینان بخش باشد.  تصمیم ها در محافل بسته و نفوذناپذیری اتخاذ می شوند که کنترلی بر آن ها نیست. از این رو چنین سیاستی را (استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای) در برابر قطعنامه وین و خواست های جامعه بین المللی قرار دادن، کاربرد عملی ای جز میدان دادن به افراطیون حکومت تهران که در تلاش برای دستیابی به بمب اتمی هستند، نخواهد داشت و به معنای آن است که به آقایان خامنه ای و رفسنجانی مشروعیت و نمایندگی داده شود تا «استفاده صلح آمیز» از انرژی هسته ای را تعقیب کنند. اما چه کسی می تواند کوچکترین اعتماد و اطمینانی داشته باشد که انرژی هسته ای توسط این آقایان به بمب اتم تبدیل نشود؟
احزاب و جریان های دموکراتیک در ایران فقط وقتی می توانند از دست یابی کشور به انرژی هسته ای دفاع کنند که اولا سطح دانش فنی تضمین شده ای در این زمینه وجود داشته باشد و به فجایعی نظیر فاجعه چرنوبیل در روسیه نینجامد، و ثانیآ حکومتی در کشور بر سر کار باشد که اگر نیز مشخصه های یک حکومت دموکراتیک را نداشته باشد، اما برنامه های هسته ای آن چه توسط نهادهای علمی و مدنی در داخل کشور و چه توسط نهادی ذیصلاح بین المللی قابل کنترل باشد.
 
در صورتی که هیچ یک از این شرایط موجود نیست، قطعنامه آژانس بین المللی انرژی هسته ای از تهران خواسته است تا اولا صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای خود را اثبات کند و ثانیا آن بخش از فعالیت هایی را که می تواند در جهت ساخت سلاح های هسته ای کشتار جمعی مورد استفاده قرار گیرد (نظیر غنی سازی اورانیوم) فورا متوقف کند. در این خواست ها، زیاده خواهی وجود ندارد و حکومت تهران اگر واقعا آن گونه که اعلام می کند قصد ساخت بمب اتمی ندارد، باید با پذیرش این قطعنامه هم اطمینان جامعه بین المللی را جلب کند و از بروز یک بحران بزرگ برای کشور ما جلوگیری نماید.
صدور این قطعنامه به سود کشور ما و تسلیم جمهوری اسلامی به آن نیز مطابق منافع ایران است، زیرا از یک سو بر تمایلات رهبری حکومت اسلامی در جهت مسلح شدن به سلاح های کشتار جمعی مهار می زند و از سوی دیگر بهانه را از قدرت ها و کشورهای خارجی برای پیشبرد مقاصد خود در ایران سلب می کند. تعلل و تاخیر در این موضوع، بر مشکلات و پیچیدگی ها می افزاید و فرصت ها را از بین خواهد برد و کشور و مردم ما را در شرایط دشواری قرار خواهد داد. در آن صورت مسئولیت اصلی کشیده شدن کشور ما در کام یک بحران خطرناک و ناروشن، فقط متوجه رهبری حکومت اسلامی خواهد بود.