اولتیماتوم به جمهوری اسلامی ایران!
تدبیر حکم می کند سران حکومت از نمایش قلدری و زورگیری دست بردارند و پیش از آن که کار به وخامت بیشتر بیانجامد، نقشه های اتمی خود را شفاف در برابر دیدگان جهانیان قرار دهند!



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲٣ شهريور ۱٣٨۲ -  ۱۴ سپتامبر ۲۰۰٣


تصویب قطعنامه آژانس بین المللی انرژی هسته ای و تعیین مهلت یک ماه و نیمه برای شفاف ساختن برنامه های هسته ای حکومت ایران، دولت مردان تهران را در وضعیت دشواری قرار داده است. سران حکومت اسلامی در نخستین واکنش ها کوشیده اند با توسل به موضع این یا آن کشور جهان سومی،  و یا سخن این یا آن سیاستمدار غیرموثر، اولتیماتوم آژانس بین المللی انرژی هسته ای را کم اهمیت جلوه دهند، اما  این اولتیماتوم، جمهوری اسلامی ایران را در موقعیتی قرار داده است که زمان زیادی برای این گونه مانورها باقی نمی گذارد. فرصت یک ماه و نیمه فرصت زیادی نیست و ٣۱ اکتبر که فرا برسد، چه بسا حلقه فشار یک درجه دیگر هم تنگ شود و روشن نیست حکومت ایران تا کجا تاب تحمل تنگ شدن این فشارها را داشته باشد.
 
در پاسخ به ادعاهای رژیم و احیانا کسانی دیگری که اولتیاتوم آژانس بین المللی انرژی اتمی را نقض استقلال و حق حاکمیت ملی ایران می دانند و با این تصمیم هویت میهن پرستانه خود را خدشه دار یافته اند، باید بر این نکته تاکید کرد که اگر امروز جهان به این نقطه رسیده است تا به ایران اولتیماتوم دهد، و آن را به اجرای سیاست ها و اعمالی مجبور و از اجرای سیاست ها و اعمال دیگری منع کند، هیچ نیست، جز عملکرد حکومتی که ما را در جهان تا این درجه بی اعتبار کرده و مورد اتهام قرار داده است. حکومتی که مردم ایران نه اطلاع و نه مسئولیتی در قبال اقداماتش ندارند.
هیچ ایرانی میهن پرستی از این که نمایندگان کشورهای دیگر جمع شوند و او را محکوم کنند، نمی تواند احساس سربلندی و افتخار کند. اما این نیز حقیقت دارد که حکومت ایران در چالش خود با آن چه «کشورهای غربی» و «تصمیمات سیاسی» می خواند، از کمترین حمایت ها در داخل کشور و در افکار عمومی برخوردار است. هر چقدر هم که تبلیغات گران حکومت بخواهند احساسات ناسیونالیستی و میهن پرستانه و احساسات مشابه را به حرکت درآورند، بعید است در جلب حمایت مردم موفق شوند. این وضعیت حاصل شکاف عظیمی است که در طول سال ها میان ملت ایران و حکومت استبدادی پدید آمده است و دلیل روشنی است بر این که این حکومت نه می تواند و نه شایستگی و صلاحیت دارد که نماینده منافع ملی کشور ما باشد. تلاش برای مساوی قرار دادن حکومت اسلامی با ایران، و منافع استبداد دینی با منافع ملی مردم ایران، تلاشی کم خریدار است. آن چه امروز در دنیا محکوم می شود حکومت استبدادی است که به زور سرنیزه بر میهن ما حکم می راند و ما ایرانیان خود شاکیان مقدم آن هستیم. حکومت ایران خود نیز می داند که اگر در صدد سرپیچی از خواست های جامعه بین الملل باشد، نمی تواند بر حمایت مردم ایران تکیه کند.
 
نه جامعه بین المللی و نه افکار عمومی مردم ایران به گفته ها و کرده های این حکومت مطلقا اعتمادی ندارند و حق دارند ادعاهای آن در مورد «استفاده صلح آمیز» از انرژی هسته ای را نیز با ناباوری و تردید بنگرتد. اگر برای سازمان ها و نهادهای مربوطه، یافتن دلایل، اسناد و مدارک مکفی و قابل قبول در جهت چنین ادعاهایی مورد نیاز باشد، اما افکار عمومی در ایران با توجه به سابقه عملکرد حکومت، در این زمینه قضات معینی دارد و به تجربه دریافته است این حکومت نه با مردم خود و نه با جامعه بین المللی رو راست و صادق نیست و حکومت خود را بر پایه فریب و دروغی بنا کرده است که نمی توان به آن هیچ اعتمادی داشت.
 
در چنین وضعیتی، تدبیر حکم می کند سران حکومت از نمایش قلدری و زورگیری و معرکه گیری دست بردارند و به درخواست آژانس بین المللی انرژی هسته ای تسلیم شده، سیاست های اتمی خود را شفاف در برابر دیدگان جهانیان قرار دهند. مردم در ایران از شفاف شدن پرونده اتمی جمهوری اسلامی و نه تنها این پرونده، که رسیدگی به پرونده های دیگری نظیر تروریسم دولتی و نقض حقوق بشر نیز استقبال می کنند.
 
تسلیم شدن به فشارها و راه کارهای محافظه کاران و مستبدین دو آتشه نظیر تشدید خصومت با جامعه بین المللی و خروج از پیمان منع تولید سلاح های هسته ای و سایر راه حل های نظیر، هر چند به بهانه حفظ استقلال کشور، صورت بگیرد، اما قطعا سرزمین ما را با مخاطرات بزرگتری روبرو می کند و  اوضاع را باز هم پیچیده تر خواهد ساخت.