میراث آیت الله خمینی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱٣ خرداد ۱٣٨۲ -  ٣ ژوئن ۲۰۰٣


تلاش دو جناح حکومت ایران برای مصادره «اندیشه ها» و مقام آیت الله خمینی هر سال در آستانه درگذشت وی شدت بیشتری می گیرد. در روزهای اخیر نیز شاهدیم که دو جناح اصلاح طلب و محافظه کار حکومت در تجلیل از وی گوی سبقت از یکدیگر می ربایند و می کوشند نظرات و سیاست های خود را با استناد به این یا آن سخن بنیانگذار حکومت اسلامی ایران توجیه و در نزد هواداران خود اثبات کنند. این وضعیت این پرسش را به وجود می آورد که به تعبیر مفاهیم سیاسی امروز، آیت الله خمینی اصلاح طلب بود یا محافظه کار؟ چگونه می شود محافظه کاران و اصلاح طلبانی که می گویند و مدعی هستند در تفکر خود نسبت به نظام اسلامی، شیوه های حکومت گری، رابطه بین جمهوری و اسلامیت و بسیار مسایل دیگر با هم از اختلافات بنیانی برخوردار هستند، هر دو در تجلیل از آیت الله خمینی گوی سبقت از یکدیگر می ربایند و می کوشند خود را در قالب او و اندیشه و کردارش تعریف کنند؟
یک پاسخ این است که این رقابت میان دو جناح از هیچ اصالت واقعی برخوردار نیست و هر دو طرف تنها بهره برداری های سیاسی از این تجلیل ها را مد نظر دارند.
پاسخ دیگر آن است که آیت الله خمینی در دوران رهبری جنبش اسلامی علیه استبداد و به ویژه در زمان حکومت اسلامی آن قدر سخنان متناقض گفته است و مواضع ضد و نقیض اتخاذ کرده است که هم اصلاح طلبان و هم محافظه کاران – که در تقریبا تمامی مسایل سیاسی با هم اختلافات عمیقی دارند – می توانند به این یا آن گفته و یا موضع وی استناد کرده و خود را پیرو راستین ایشان نشان دهند.
این پاسخ بیانگر حقیقتی است و آن مواضع کاملات متفاوت و حتی متناقضی است که آیت الله خمینی در طول دوران حکومت خود اتخاذ کرده است. اما قطعا ارزیابی نهایی و تاریخی در مورد وی نه بر اساس این گفته ها ، بلکه بر اثر آن چه که وی ساخت و به یادگار گذاشت صورت خواهد گرفت.
آیت الله خمینی صرفنظر از سخنانی که در هر زمان برای اهداف معین، خوشامد این گروه و یا محکومیت گروه دیگر بر زبان رانده است، بانی و بنیان گذار حکومت دینی و نظریه و نظام سیاسی ولایت فقیه در ایران است. محصولی که از او به یادگار مانده است نظام جمهوری اسلامی، نظام درهم آمیزی دین و دولت، نظامی است که ولی فقیه در راس آن قرار گرفته و به عنوان نماینده خداوند بر زمین وظیفه دارد با اختیارات بی کران و فراوانی که حکومت و قانون به او می بخشند، اسلام را در سرتاسر جهان بگسترد و پیروز گرداند. سخنانی که برای زینت چهره آیت الله خمینی از لابلای کتاب ها و گفتارهایش جستجو می شود، هیچ کدام این واقعیت را نفی نمی کند که او برای تحقق این هدف خود:
به همه وعده هایی که پیش از به دست گرفتن قدرت داده بود پشت کرد؛
پیش نویس قانون اساسی شورای انقلاب را زیر پا نهاد و اصل ولایت فقیه را بر آن اضافه نمود؛
وعده صریح خود به ملت ایران در مورد تشکیل مجلس موسسان را زیر پا نهاد و به جای آن،  با سرهم کردن مجلسی به نام مجلس خبرگان، ولایت فقیه را به قانون تبدیل کرد؛
روشنفکران و هنرمندان و فعالین سیاسی را که با نظام ولایت فقیه به مخالفت برخاستند، مورد انواع تهمت ها و آزارها قرار داد؛
«توفیف فله ای مطبوعات» را او بنیاد گذارد و ده ها نشریه و روزنامه و مجله را بدون محاکمه و دادگاه برای همیشه تعطیل کرد و فرمان داد: بشکنید این قلم ها را!؛
بی قانونی و زیرپا نهادن قانون را او آغاز کرد و بنا به مصالح سیاسی نهادها و ارگان هایی را بر حکومت افزود و از آن کم نمود؛
اعدام های گسترده و غیرقانونی و بدون محاکمه و دادگاه به دستور او آغاز شد و به صورت سنت درآمد که آخرین و دهشتناک ترین آن چندی پیش از مرگ وی، به قتل عام چند هزار زندانی سیاسی انجامید...
در رویای فتح بصره و کربلا و قدس، فرصت های بسیاری را برای صلح از دست داد و ادامه جنگی ویرانگر را بر کشور ما تحمیل نمود؛
بر کارنامه آیت الله خمینی بسیار می توان افزود...
 
با محافظه کاران سخنی نیست. اما جناح اصلاح طلب و احزابی نظیر جبهه مشارکت نیز که هنوز در تجلیل از آیت الله خمینی بیانیه می دهند و تصویری کاملا خلاف واقع از وی ارایه می کنند، آیا جز این است که به  اندیشه های بنیادی آیت الله خمینی درباره نظام دینی و ولایت فقیه، دلبستگی دارند و با اعلام این دلبستگی، ناتوانی و ناپیگیری خود در مبارزه در راه آزادی را عیان می سازند؟
میراث واقعی آیت الله خمینی نه سخنانی است که محافظه کار و اصلاح طلب به یکسان می توانند خود را با آن ها توجیه کنند، بلکه نظام سیاسی است که از وی به یادگار مانده است. نظام سیاسی که حتی جنبش عظیم اصلاح طلبانه دوم خرداد نیز نتوانست آن را ذره ای با خواست ها و مطالبات آزادی خواهانه ملت ایران همراه سازد. امروز، بعد از گذشته شش سال از این تجربه، و بیست و پنج سال بعد از آن تجربه بزرگتر، گزاف نیست اگر گفته شود تنها گروه حاکم بر ایران از حفظ این نظام و تجلیل از بنیان گذار آن سود می جوید. مردم ایران مدت هاست راه خود را از نظام استبداد دینی جدا کرده اند و دریافته اند بدون به خاک سپردن جمهوری اسلامی - اصلی ترین و اصیل ترین میراث آیت الله خمینی - جامعه ایران هرگز نخواهد توانست گامی نیز به سوی مردم سالاری و دموکراسی بردارد.