منازعه بزرگ دموکراسی و استبداد در ایران


دریادل توانا


• دموکراسی راهکارحفظ و جستجوی توسعه تدریجی حقوق انسانها و یاتحقق فرصت به منظور اعاده حقوق از دست رفته انسانی است ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۱۷ تير ۱٣٨۲ -  ٨ ژوئيه ۲۰۰٣


مقدمه
 حق آزادی بيان و مذهب، برخورداری از رفاه و سعادت، ايجاد و توسعه فرصت های مطلوب برای کار و تلاش، حذف تبعيضات قومی و جنسيتي، گسترش صلح و آزادی و بطور کلی حق انتخاب آزادانه شيوه زندگی به آحاد جامعه انسانی تعلق دارد . اين حقوق در طبيعت به انسان عطا شده و با سرشت بشر انطباق کامل دارد.به همين دليل دموکراسی راهکار حفظ و جستجو ی  توسعه تدريجی حقوق انسانها ويا تحقق فرصت به منظور اعاده حقوق از دست رفته انسانی است . از اين منظر تحرک جوامع در جهت دموکراتيزاسيون ، به واقع  تلاش مستمر آنان  در راستای استيفای حقوق خويش  ارزيابی ميگردد به زبانی ديگر تشکيل دولت به رای مردم برای صيانت و توسعه  حقوق مردم  صورت می گيرد و اگر قدرت به هر شکلی قادر به انجام اين وظيفه اساسي  نباشد مردم وفق قانون وبا توسل به نهادهای دموکراتيک اقدام به جابجائی قدرت خواهند کرد و...............
 
مردم، اصلاحات حکومتی، دموکراسی و آزادي
رای مردم ايران در چند انتخابات به سود اصلاحات دقيقا با تمايل دموکراسی خواهی و استيفای حقوق پايمال شده  صورت پذيرفت اما با واکنش منفی نهادهای انتصابی تحت امر رهبری نظام اسلامی بی ثمر شد بعلاوه عدم قاطعيت اصلاح طلبان حکومتی بالاخص شخص رئيس جمهور در سازماندهی مردم در نهادهای مدنی مانع از پيشبرد روند اصلاحات گرديد تا جائيکه در جريان  اعتراضات وسيع اجتماعي  مشخص گرديد که بخش سنتي  اصلاح طلبان حکومتی و در راس آنان خاتمی عليرغم کشمکش ظاهری با جناح راست سنتی و شخص  رهبر بر سر منافع آنی ، در مقابله با تمايلات دموکراتيک مردم و دانشجويان  در نهان همکاری گسترده ای را با هم دارند و اساسا الزام همه گروهها و جناحهای موجود در قذرت حفظ نظام رو به مرگ  است
در مقابل جبهه وسيع دموکراسی خواهان در تعارض با استبداد دينی بر اين امر واقف شده است که حل مسائل و معضلات جامعه يعنی فقر و بيکاری ، صلح و آزادی ، رفاه و آسايش در چارچوب قدرت حاکم و قانون اساسی ناظر بر آن به هيچ روی امکان پذير نيست . درخواست از خاتمی برای استعفا و خروج از قدرت به منزله آنست که مردم عميقا از نظام سرخورده شده اند و در نهايت بد گمانی و بی اعتمادی با آن بر خورد می نمايند و حتی با شعار" رفراندوم ، راه نجات مردم " قاطعانه به رهبری نظام اسلامی که ادعا دارد از حمايت اکثريت شهروندان برخوردار است پاسخ می گويند و هاشمی رفسنجانی را که از خشم توام با هراس و شدت استيصال ، صفات برازنده خود را نثار ملت کرد و مردم رنج کشيده و مظلوم ايران را " مشتی اراذل و اوباش " ناميد با عنوان" آکبر شاه" نفرت و انزجار خود را نشان دادند.
از نظر بين المللی نظام اسلامی موقعيت مطلوبی ندارد سازمان انرژی اتمی با بی اعتمادی امضای پروتکل الحاقی منع و توليد سلاحهای هسته ای را طلب می کند  و اينان با سرشکستگی تمام در مقابل وزير خارجه انگليس امضای آنرا منوط به لغو تحريم های بين المللی کردند که قاطعانه پاسخ منفی شنيدند در فلسطين و عراق دخالت و نقش فتنه انگيز جمهوری اسلامی هويدا شد و......
همه اين روندها مرگ نظام ولائی را نويد می دهند نظامی که جز خون و مرگ نمی شناسد با حقوق بشر و دموکراسی کاملا بيگانه است وبرای نجات خود به قداره بندان و قمه کشان و شعبلن بی مخ های زمان تکيه داده است
 
دموکراسی و حقوق بشر ، ورای منافع طبقاتي
اگر با نگاهی عميق به روند های سياسی و اجتماعی ايران نظر کنيم بروشنی اين واقعيت انکار ناپذير ديده می شود که ويژه گی بارز اعتراضات مردم ايران نفی استبداد به منظور تحقق دموکراسی ، آزادي،   اعاده و توسعه حقوق پايمال شده ورای منافع طبقاتی می باشد به زبانی ديگر همگان بر اين امر واقفند که با تحقق دموکراسی و آزادي  منافع طبقاتی و مطالبات اجتماعی سهل الوصول خواهد شد
در اين ميان پراکندگی گروههای مدافع دموکراسی منجر به آن گرديده که نگاه بخش قابل توجهی ازمردم ناشی از شرايط انفجار آميز جامعه ايران، معطوف به دانشجويان شود حال آنکه جنبش دانشجوئی هر قدر هم که قوی و با استعداد باشد به تنهائی قادر به خلق تمدنی نو نخواهد بود همچنانکه نخبگان و روشنفکران نيز به تنهائي  توانائی اينکار را ندارند خلق تمدن مستلزم سازماندهی و آموزش وسيع مردم است تا با اعمال فشار عظيم  حاکمان را وادار به تمکين نمايند اين وضعيت همدلی و همگامی گسترده مدافعان دموکراسی را از ضروريات مبرم نموده است بعلاوه چون نبرد فعلی بين" کار و سرمايه" و" فقير و غني" نيست بلکه تقابل و منازعه بين" استبداد و دموکراسي"و " آزادی وخفقان " است  نخبگان و انديشمندان وظيفه ای سنگين بر عهده دارند تا:
- جنبش زنان را عليرغم ويژه گی جنسيتی با خود همراه نمايند چراکه زنان ايران برای درهم شکستن نقش اسارت آميزی که نظام اسلامی حاکم برايشان رقم زده است لحظه شماری می کنند و از نيروهای فعال عرصه دموکراسی محسوب می شوند.
- جوانان را با ويژه گی سنی سازماندهی نمايند نيروی عظيم جوانان کشور ضمن  آشنائی با فرهنگ مدرن  عميقا از استبداد حاکم نفرت دارند و در جستجوی آزادی و حل مشکلات معيشتی و کار و.... در راستای ايجاد فرصت های مطلوب اهتمام می کنند
- جلب  حمايت گروههای قومی و ملی ايران از ضروريات پيشبرد روند های اجتماعی و سياسی ايران است عدم توجه به مطالبات ملی و قومی متنوع که از ستم مضاعف ( استبداد دينی و فرهنگی – ستم ملي) رنج می برند جنبش دموکراسی خواهی را از نيروی عظيمی محروم می نمايد
- تجار و سرمايه دارانی که بدليل عدم وابستگی به جناحهای قدرت از حد اقل امنيت محرومند و حتی بنا به رشد قاچاق کالا توسط بنيادها و شرکتهای ملايان و وابستگان آنها امکان تجارت و سرمايه گذاری از آنان سلب شده است در طيف گسترده دموکراسی خواهی قرار دارند به همين دليل جنبش دموکراسی ايران نمی تواند اين نيروها را ناديده بگيرد و.........
 
ضرورت ائتلاف و اتحاد عمل نيروهای دموکرات
پذيرش منازعه بزرگ پيش رو، برای دموکراسی و حقوق بشر ، فارغ از تعلقات ايدئولوژيک  و منافع طبقاتی به منزله نبود يا فراموشي  هيچيک ( ايدئولوژی – منافع طبقاتي) نخواهد بود بلکه ضرورت مبارزه با استبداد و طرح ريزی نظمی نوين بر بنيان خرد جمعی و مشارکت آگاهانه مردم ايجاب می نمايد در اين مرحله دموکراسی هدف غائی تلقی گردد وجبهه دموکراسی با همه توان و نيرو مقابل مدافعان استبداد صف آرائی نمايد به يقين اتحاد عمل و ائتلاف جبهه دموکراتيک ، حمايت و پشتيباني  جامعه بين المللی و نهادهای جهانی را با خود همراه خواهد کرد
مسلما گروههای کوچک انقلابی نما که سخت در فرضيات سنتی خويش گرفتارند هيچ تحول و فرآيندی را خارج از چارچوبه فکری و جزمی خويش ، عميق و انقلابی نمی بينند  اين جماعت غير از خودشان  هيچ نيروئی را شايسته رهبری نمی دانند و از پيش همه جريان مبارزه را تخطئه می کنند . در حاليکه جامعه ايران در آستانه جهش عظيم بسوی دموکراتيزاسيون قرار گرفته است و نيروهای اجتماعی با شناخت از واقعيات وضرورت مقابله با استبداد بدنبال همکاری با   يکديگر هستند تا ائتلاف وسيعی را شکل دهند انقلابی نما ها در رويای انقلابی هستند که طرح وشکل آن در صفحات کهنه کتاب های گذشته ترسيم شده است
اما در واقعيت روند های اجتماعی و سياسی تشديد منازعه دموکراسی با استبداد را رقم می زند و اين خود نويد خلق نظم و تمدن جديدی است نظمی که بر نيروی عظيم انسانها استوار می باشد و نخبگان دور انديش و روشنفکران مخلص با استفاده از دستاوردهای  تمدن بشريت و سلاح علم و دانش روز آنرا طراحی و بر نامه ريزی خواهند نمود
 
حوادث آينده و خلق سرنوشت
اگرچه آينده خالی از حادثه نخواهد بود اما اينکه چه حوادثی واقع ميشود و روند ها چگونه پيش خواهد رفت بطور دقيق نا مشخص است . بی ترديد سرخوردگی وسيع مردم و خشم و نفرتشان از نظام حاکم می تواند مورد سوء استفاده عوام فريبانی قرار گيرد که بدنبال احيای سلطنت و رهبری مستبدانه خويش هستند .جنبش دموکراسی خواهی برای جلوگيری از فاجعه به شکل و شمايلی ديگر، بايد آموزش وسيع اجتماعی را با استفاده از مجموعه امکانات و نيروها را در دستور کار قرار دهد ائتلاف وسيع مدافعان دموکراسی را بر پايه خرد جمعی سازماندهی نموده و طرحها و راهکارهای دموکراتيک برای حل معضلات جامعه را ارائه نمايد با جلب حمايت بين المللی و نهادهای حقوق بشر ، به شکل مسالمت آميزبا نيروی وسيع مردم  نظام حاکم را تحت فشار قرار داده تا به خواست عمومی تمکين نمايند
اما  در شرايطی که نخبگان و فعالين خود در انشقاق بسر می برند درک درست و روشنی از ائتلاف در دنيای مدرن ندارند وحتی بر اساس آموزه های سنتی به درام های انقلابی و حزب پيشقراولان برای کسب رهبری جنبش فکر می کنند دعوت مردم به اتحاد عمل و اقدام مشترک بيشتر به " کمدی درام" شبيه است تا اقدام انقلابی و به يقين هرگز از سوی مردم پذيرش نخواهد شد عمق فاجعه زمانی هويدا می گردد که مردم بر مبناي" الگو های ذهنی خود" به عوام فريبان متعصب تمايل نشان دهند
 اگر می پذيريم که مبارزه برای دموکراسی با" آزادی بيان، صلح، و حفظ محيط زيست و.... عجين است بايد به همگان، صرف نظر از درستی يا نادرستی عقايدشان اجازه دهيم اظهار نظر کنند و بدور از خشونت از ديدگاههای خود دفاع نمايند و حتی در سيستم ائتلاف، گروههای خود را حفظ کنند. بر اين سياق پس از سالها تجربه " اصل آزادی " می تواند و بايد مبنای تحولی عظيم در  روابط و مناسبات نخبگان و فعالين سياسی و اجتماعی جبهه دموکراسی  در تعامل با يکديگر واقع شود.
در هم شکستن استبداد و پيروزی دموکراسی به اتحاد عمل و ائتلاف وسيع جبهه دموکراسی ، همراهی گسترده مردم و حمايت وپشتيبانی بين المللی مربوط می شود و اين وقتی محقق خواهد شد که تحول را از خود آغاز کنيم و به خرد جمعی و بنيانهای دموکراتيک پای بند باشيم .
 
  ۱۵/۴/۱۳۸۲