ائتلاف نیروهای سیاسی و... اهداف و ضرورت ها - قسمت دوم
آیا می توانیم ثابت کنیم که چه می خواهیم؟؟


دریادل توانا



اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۲۶ بهمن ۱٣٨۱ -  ۱۵ فوريه ۲۰۰٣


" آدمی نباید آینده را پیش بینی نماید باید آنرا بسازد " سنت اگزوپری "

در بخش نخست (اخبار روز ٢۴/١١/٨١) پس از بحث ضرورت ائتلاف و اتحاد نیروهای سیاسی در شرایط فعلی توضیح وضعیت نیروهای حاکمیت و بازتاب آن در میان مردم ایران بر ضرورت حفظ و گسترش جمهوری به عنوان دستاورد انقلاب و لزوم تغییر قانون اساسی و تطبیق آن با موازین دموکراسی تاکید شد. همچنین اصرار راقم بر آن بود که واقعیات با شتاب انسجام و یگانگی را اجتناب ناپذیر نموده است.
اگر این پیش فرض را مبنای   شناخت و حرکت در مسیر تحولات پذیرا   باشیم سئوالاتی مطرح میگردد که ذیلا ضمن بیان سئوالات مختصرا سعی می کنم پاسخ آنرا به بحث بگذارم.
مسلما انسجام نیروهای مدافع دموکراسی و جمهوری با چشم پوشی از تفاوت های کم اهمیت (با لحاظ وجود آن) و به منظور نیل به اهداف غائی صورت پذیرفته، ابتکار عمل سیاسی را بدست خواهند گرفت و نقش خویش را در هدایت امور و پروسه تحولات آتی ایفا خواهند کرد. اما:
جریانات و نخبگان به صرف جمهوری خواهی در ائتلاف مورد نظر می گنجند؟ و بالعکس جریاناتی که از دموکراسی و اعلامیه حقوق بشر دفاع می نمایند ولی شکل سلطنت را در حکومت طالب هستند، می توانند در ائتلاف مورد نظر قرار گیرند؟ و دیگر اینکه با اصلاح طلبان درون و بیرون حکومت با اعتقادات دینی و اسلامی چه برخوردی باید صورت گیرد؟ و...
به منظور پاسخگوئی صریح به سئوالات فوق و جلوگیری از تناقض آشکار در وعده و وعیدهای تبلیغاتی و شیوه زندگی باید صراحتا با توجه به اهمیت اصل جمهوریت بر آمده از انقلاب ١٣۵۷ و تجارب تاریخ بر جنبه جمهوریت نظام تاکید ورزید و به تبلیغات عوام فریبانه کسانی که امکانات و گستره سلطنت طلبان برای رسیدن به قدرت را برجسته و اعلام می دارند که تعیین شکل حکومت را به رای مردم خواهند گذاشت نباید اعتماد کرد. به یقین پس از شکل گیری و انسجام نیروهای مدافع جمهوری و دموکراسی و تبیین پلاتفرم سیاسی می توان در صورت ضرورت به گفتگو با سلطنت طلبان پرداخت. اما در حال حاضر بحث بر سر حفظ و گسترش جمهوری است. به همین ترتیب نیروهائی که علیرغم جمهوری خواهی به موازین دموکراتیک و شیوه های مسالمت آمیز مبارزه اعتقادی ندارند نمی توانند مورد نظر قرار گیرند.
چرا که اهمیت موازین دموکراتیک در دنیای امروز ورای منافع طبقاتی و همچون حقوق بشر، دستاورد تمدن انسانی است . و از منظر بین المللی استفاده از راهکارهای غیر دموکراتیک برای نیل به مطالبات غیر قابل قبول است. مخالفت با سیاست های دولت امریکا در مبارزه با تروریسم و حتی عراق و... از این منظر قابل بررسی و تعمق می باشد.
در ارتباط با سئوال سوم راقم بر این باور است که بخشی از اصلاح طلبان با تاکید و دفاع از حقوق دگر اندیشان و حتی مخالفین نظام و اسلام و ضرورت حفظ و شان حقوق آحاد جامعه و احترام به رای مردم از حکومت خارج شده اند (ایت الله طاهری و...) لذا نباید به صرف ارتباط با حکومت از ائتلاف کنار گذاشته شوند. تلاش برای برقراری ارتباط با این نیروها و لحاظ ظرافت های آن بسیار اهمیت دارد.
و همچنین باید بطور وسیع تبلیغ و تاکید شود که پیروان ادیان در حکومت دموکراتیک از حقوق و شانی برابر با همه آحاد جامعه برخوردارند و جایگاه دین به عنوان امری اعتقادی محفوظ بوده و همچنین از آلودگی به تزویر و ریا مصون خواهد بود و اصولا سکولاریسم بر خلاف تفسیر علمای حکومت اسلامی مخالفت با دین نیست.
در خاتمه لازم میدانم از عموم نخبگان و روشنفکران و نیروهای سیاسی درخواست نمایم در دیدگاه و منش و مشی سیاسی خویش واقع بینانه تجدید نظر نموده و بدور از خود بینی و خود بزرگ بینی موازین دموکراسی را سرمشق زندگی سیاسی خویش قرار دهند و تلاش مستمر و بی وقفه ای را در جهت ائتلاف و انسجام مبتنی بر واقعیات بکار بندند به یقین هدایت و رهبری حرکت شورانگیز مردم از سوی ائتلاف مورد نظر دور از دسترس نیست.
سئوال آخر را پاسخی ندارم که : آیا می توانیم ثابت کنیم که چه می خواهیم؟؟

٢٣/١١/١٣٨١