فتح مسالمت آمیز


عبدالرضا سالک


• زمین ُِ ورزش یگانه زمینی ست که از عرق ِ ریخته شده بر آن، هیچ محصول ِ قابل ِ برداشتی نمی روید. در مقابل، صعود به یک پیست ِ اسکی، راه ِ امنی ست برای برداشت کردن از عرقی که ریخته شده. در پیست ِ اسکی، زیبائی ِ زمستان شکوفه می کند. ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
يکشنبه  ۱٣ شهريور ۱٣٨۴ -  ۴ سپتامبر ۲۰۰۵


پیتر بم، برگردان: ع – سالک
 
ورزش در هوای باز انجام می گیرد. اما از اینجا نمی توان بی بُر و برگرد به این نتیجه رسید که پس در طبیعت هم صورت می گیرد. دویدن بدنبال ِ توپی چرمی در زمینی چمن، شیوهء درستی برای درک ِزیبائی سبزه زار نیست. چنین زمین ِ چمنی، سبزه زاری ست قلب ِ ماهیت شده. زمین ُِ ورزش یگانه زمینی ست که از عرق ِ ریخته شده بر آن، هیچ محصول ِ قابل ِ برداشتی نمی روید. در مقابل، صعود به یک پیست ِ اسکی، راه ِ امنی ست برای برداشت کردن از عرقی که ریخته شده. در پیست ِ اسکی، زیبائی ِ زمستان شکوفه می کند. انسان با ورزش ِ زمستانی به این ترفند دست یافت که برای جهان خویش، گنجینه های یک فصل ِ تمام را هم فتح کند.
چرخ، بی تردید یکی از نبوغ آمیزترین اختراعاتی ست که تا کنون صورت گرفته. با این اختراع، آن اصطکاکی از میان برداشته شد که پیش از این عرق ریزی های فراوانی را سبب می شد. این پیشرفتی  بود فرهنگی. اسکی اما نه اختراع که کشف بود. البته انسان در ابتدا به این اختراع هم دست یافته بود که با توزیع ِ بار بر روی سطحی بزرگتر، مانع ِ فرو رفتن در برف شود. زمانی که این اندیشهء خود را روی دو تِکّه تخته به آزمایش گذارد، از پشت به زمین خورد. تخته ها از خودش سریع تر بودند و لیز خوردند! این که هزاران سال وقت لازم بود تا چنین کشفی جا بیفتد، کشفی که خدایان ارزانی ِ مخترعی داشتند که با درماندگی در برف پرسه می زد، نباید اسباب شگفتی شود. بشر از کشفیاتش، هر چه که باشند، همواره سالیان متمادی احمقانه ترین استفاده ها را می کند تا به اهمیت واقعی آن ها پی ببرد. به کشف ِ آمریکا بیندیشید!  
کلوپشتوک (۱) در بارهء پاتیناژ قصیده ای سروده. تصور این که می توانست چنین کاری را برای بوکس بازی هم بکند، مطلقاً ممکن نیست. بواقع، ورزش زمستانی از خصلتی انسانی برخوردار است. این امر به بهترین وجهی در این حقیقت جلوه گر می شود که در ورزش زمستانی انسان می تواند پیر شود.   
 اگر آدم دیگر نخواهد با قبول ِ خطرات بزرگ، دنبال ِ اسبی که یورتمه می رود، پشت ِ سر ِ اسکی بازان روی یخ بتازد، کفش های پاتیناژش را به پا می کند. "شوالیهء خاکستری مو، خانمی با کفش های پاتیناژ روی یخ...." - این است بهترین تابلوی سدهء نوزدهم که دِگا (۳) کشیده.
سنگ اندازی روی یخ (۲)، گُلف ِ زمستانی ِ آدم های چاق است. وقتی آقایان ِ سالخورده قمقمه های آب ِ گرم خود را سر ِ فرصت روی یخ سُر می دهند، برداشت آدم اینست که ثروت های بزرگی اند که کارشان در آنجا جز این نیست که در برخوردهائی پُر نشاط یکدیگر را ببینند و از هم جدا شوند.
اگر هم سن و سال شخص اجازهء انجام چنین کاری را ندهد، باز هم قادر است در حالی که پوستینی گرما بخش در بر دارد، در نقش ِ آدم خبره ای ظاهر شود که محو ِ تکنیکی شده که یک بالرین ِ متخصص ِ سُرخوردن، ناز و عشوه اش را بر آئینهء یخ بنمایش می گذارد.
جای شگفتی نیست که بر چنین معرکه ای، خورشید با اشتیاق می تابد. به خورشید، برنزه شدن ِ دختران ِ زیبا را مدیونیم. این رنگ و آب بهنگام روز، نمایشگر ِ تقوای ِ ناشی از تقلّای ِ ورزشی ست. هنگام غروب، بخش ِ ارزشمندی از توالت ِ صورت را تشکیل می دهد.
خوشبختانه فتح ِ زمستان زیر ِ آفتاب صورت می گیرد. بدین ترتیب از خطر ِ رنگ و آب ِ مصنوعی پرهیز می شود. پس از آن که تقوای ِ ناشی از تقلّا، در طول ِ روز انسان را از نظر اخلاقی اعتلا بخشید، مجاز است هنگام غروب دوباره هُبوط کند. روی رنگ و آب ِ تقوا، لایهء نازکی از پودر افشانده می شود. در پی ِ آن می توان آن سرمایهء اخلاقی را که در آفتاب ذخیره شده بود پشت ِ بار ِ تاریک روشن ِ غروب، دگر باره خرج کرد.
در برابر ِ پیشخوان ِ موازنهء اخلاقی، امکان ِ گرفتن ِ اعتبارات ِ قابل ِ ملاحظه ای بحساب تقوای روز ِ بعد وجود دارد و این یکی از بزرگترین مزیت های ورزش ِ زمستانی ست.
از آنجائی که فاتحان ِ طبیعت، دست و دل بازند، از این امکان به گستردگی بهره برداری می شود. خورشید هیچ چیزی از آن را آفتابی نمی کند.
پس خورشید بایستی قاعدتاً نسبت به  تقوای ِ فاتحان ِ زمستان، نظر ِ بغایت مثبتی داشته باشد.
و ماه – آه، او که در هر حال دوست ِ ماست، و به هر حال هم تنها آن دختران ِ برنزه ای بنظرش می آیند که در زیر ِ انوارش پرسه می زنند، آماده، که بگذارند تقوایشان در سوزان ترین سرماها هم آب شود.
این را ماه همواره با اشتیاق شاهد بوده.  می تابد، که ناگزیر نباشد تا مرغان ِ شب چشم انتظار بماند.
 
       
 
  (۱) Friedrich Gottlieb Klopstock
 
فریدریش گُتلیب کلوپشتوک (۱۷۲۴ – ۱۸۰۳) شاعر آلمانی. داستان نویس، غزلسرا و نمایشنامه نویس ِ با قریحه با سبکی بین باروک و کلاسیک. پایه گذار مکتب ایراسیونالیسم و شرگذشت سرائی. شاعر را کسی می دانست که چشم بینا دارد و به انسان می آموزد.
 
(۲) Curling
نوعی ورزش زمستانی که در آن ستگی صاف و سنگین و قمقمه مانند توسط بازیکنان بر روی یخ بسوی هدفی سُرانده می شود.  
 
(۳) Hilaire Germain Edgar Degas
 
ایلِر ژرمن اِدگار د ِگا (۱۸۳۴ – ۱۹۱۷) نقاش فرانسوی. انسان متحرک را موضوع نقاشی خود قرار داد. شاید شناخته ترین نقاش جهان در زمینهء بالرین ها و مسابقات اسب دوانی باشد. هنر ِ دِگا روانشناسی ِ حرکت و جلوهء هماهنگی ِ خط و پیوستگی ِ طرح را بازتاب می دهد. همین خصوصیات او را از دیگر نقاشان امپرسیونیست متمایز می سازد.