هدیه روز دانشجو ؛ بازداشت


کمال حسینی



اخبار روز: www.iran-chabar.de
شنبه  ۲۴ آذر ۱٣٨۶ -  ۱۵ دسامبر ۲۰۰۷


برای مای ایرانی برگزاری مراسم های سالیانه تحت عناوین مختلفی چون: روز زن، روز معلم، روز کارگر و ... به خاطر تقدیر و ارج نهادن به مقام و منزلت آنان و نیز یادآوری نقش و کارکردشان برای جامعه، رسمی است نه عاریتی و نه بیگانه با فرهنگ مان، بلکه عجین و آمیخته با آن. و برای این منظور چه بسیار بوده که دولتی ها هم دست به کار شده اند و جامعه را در این امر مهم همراهی کرده اند. در همین راستا بیش از نیم قرن است که در سالنامه ما ایرانی ها، ۱۶ آذر به نام "روز دانشجو" نوشته شده است. فارغ از تاریخچه و چگونگی نام نهادن این روز بدین نام، می خواهم در این رابطه باب موضوعی دیگر را برای شما مخاطبان باز کنم، که می خوانید؛
چند صباحی است که دولتیان رسم زمانه را بر هم زده و در سالگردها و مناسبت ها، نه تنها به برپایی چنین مراسم هایی در جامعه یاری نمی رسانند، بل آنکه در صدد برهم زدن آنند و به جای تقدیر و تشویق نیز به ترعیب و تهدید عاملان و برگزارکنندگان این مراسم ها دست می زنند. که موجب تاسف و تعجب همگان گشته اند. در چنین روزهایی است که ما شاهد یورش و ضرب و شتم و حتی بازداشت زنان و معلمان و کارگران و دیگرانی هستیم که گاه به جای پاسداشت و بزرگداشت، با ناملایمتی ها و نا مهربانی هایی مواجه می شوند و از آنان جوری دیگر قدردانی به عمل می آید.
در روزهای اخیر به مناسبت گرامیداشت "روز دانشجو" نه تنها برای اینان مراسمی تدارک ندیدند بلکه آنجا که دانشجو می خواست خویش خود را پاس دارد و نقش و جایگاه و وضعیتش را برای جامعه تبیین نماید، دیگر بار از طرف دولتی ها مورد هجمه و بی مهری و در نهایت بازداشت قرار گرفت. گویا دولتی ها خواستند در جایی دنج و آرام هر چه خودمانی تر از این دوستان پذیرایی کنند و مراسمی با شکوه برایشان تر تیب دهند در "اوین".
اما نه، گویی اینبار برای این "منتقدین جوان" بد خوابی دیده اند و به جای مدارا و زیستنی مسالمت آمیز با آنان و آماده کردن این ثروت های عظیم برای سازندگی کشور در آینده، می خواهند که آنان را از خود برانند. چون اینبار اینان را نه منتقد یا معترض و یا اخلالگر و آشوبگر بلکه حتی "ضد انقلاب" نام داده اند. این نام را روزنامه ای حامی دولت که اخیرا نیز نشان "روزنامه منتقد منصف" را از دست دولتمردان کشورمان دریافت کرده است، برای دانشجویان تیتر کرده بود؛ با این عنوان "تجمع ۲۰۰ نفره ضد انقلاب در دانشگاه تهران". برای این روزنامه سرکوب و تهدید و ترعیب بس نبود که به تهمت و افترا و هتک حرمت هم روی آورده اند!؟
این روزنامه در زیر همین عنوان طی اطلاعیه ای آورده است: "افراد دستگیر شده توسط گروهی از معاندین نطام و جریانات سیاسی انحرافی از شهرهای مختلف فرا خوانده شده بودند تا ضمن راه اندازی اجتماع غیر قانونی در گیری ایجاد کنند و فضای علمی و فرهنگی دانشگاه را به آشوب بکشانند."
در اینجا ذکر چند نکته ضروری است:
• دانشجویانی که در شعارهایشان بارها تاکید کرده اند؛ "ما دخالت خارجی را برنمی تابیم"، حال چگونه به فراخوان گروهی معاند نظام لبیک میگویند و در مراسمی که برای گرامیداشت خودشان است دعوت کسانی دیگر را می پذیرند!؟
• اگر منظور از "شهرهای مختلف" سایر شهرهای ایران است، به نظر نمی رسد که آمدن دانشجویان از این شهرها برای تجمعی که مربوط به خودشان است چندان جای ایراد باشد چون که ذات چنین مناسبت هایی اتحاد، همدلی و با هم بودن است. و اما گمان نمی کنم که از شهرهایی خارج از مرزهای ایران برای چنین مراسمی کسی حاضر باشد بیاید! تازه اگر هم همچون تصوری صحیح باشد، نیروهای نظامی و امنیتی ما مگر نباید قبل از رسیدن آنان (۲۰۰ نفر ضد انقلاب) به مرکز، مانع ورودشان می شدند؟
• در مورد " اجتماع غیر قانونی" دانشجویان هم، همین کافی است که توجهی داشته باشیم به فصل حقوق ملت در قانون اساسی : "تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است." (اصل بیست و هفتم)
مگر اینکه ما بخواهیم به هر نحوی تجمع دانشجویان ایرانی و مسلمان را در دانشگاهی ایرانی و اسلامی به مناسبت برگزاری سالروز خودشان، اقدامی غیر قانونی و غیر شرعی قلمداد کنیم!   
همین روزنامه در ادامه متن این اطلاعیه نوشته است: " آشوبگران از قبل اقدام به تهیه تیر و کمان، جمع آوری سنگ و ساخت نارنجکهای صوتی قوی نموده بودند و از دستگیر شدگان مقادیر قابل توجهی نشریات موهن، کتب ضاله، اعلامیه های حاوی توهین به مقدسات و مشروبات الکلی کشف و ضبط شده است."
و باز هم ذکر چند نکته ای ضروری است:
• اگر از آوردن نام "آشوبگران" بدون تامل بگذریم! می رسیم به "تیر و کمان"؛ از یاد نبریم که در این زمانه برای آشوبگران استفاده از سلاح های جدید به مراتب آسان تر از "تیر و کمان" است. چون هم تهیه و بکارگیری و حمل آن راحت تر از "تیر و کمان" است، هم آثار و نتایج آن و هم سرعت عمل آن.
• جالب است که اخیرا دانشجویان عزیز، درس و مشق را ول کرده و فارغ ار هر دانشی و پژوهشی، صرفا به خرابکاری روی آورده اند و تمام وقت خود را در دانشگاه گذاشته اند بر روی جمع آوری سنگ و ساخت نارنجک و نوشتن نشریات موهن و ...!
• نکته دیگر اینکه؛ اگر تمام ادعاهای مذکور را بپذیریم، باور کردنی نیست که آشوبگران با هدف به آشوب کشاندن جایی، با خودشان مشروبات الکلی حمل کنند! چون این نه تنها به آنها در رسیدن به هدف شان کمک نمی کند بلکه تا حدودی برای آنها اسباب زحمت و دردسر را نیز فراهم می نماید.قابل تامل اینکه: "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد".
باید پرسید که؛ چرا همه اتهامات و جرایم یکجا و یکباره، از باده گساری گرفته تا بر هم زدن نظم و اغتشاش و از اخلالگری و آشوبگری گرفته تا ضد انقلابی بودن باید از این جوانان که همگی بزرگ شده این آب و خاک هستند، سر بزند؟ مگر نه این است که همه اینان دست پرورده این جامعه و این مسولین هستند، پس چرا؟ آیا در شرایط کنونی و با وضعیت موجود ایجاد اینچنین فضایی، به مصلحت و منفعت جامعه ماست؟ مجموعه این برخوردها با این قشر حساس و آسیب پذیر جامعه، چه عواقبی به همراه دارد؟
لازم است بیاندیشیم که هزینه، فایده این قضایا در جامعه ما چه خواهد بود و عواقب این کارها به کجا ختم می شود. امید که هنگامی به جواب این سوالات اندیشه می کنیم و آن هنگامی که آنها را مورد ارزیابی قرار می دهیم، دیر نشده باشد. باید بپذیریم که انتقاد و اعتراض و اجتماع طبق قانون از حقوق اولیه هر انسانی است و از یاد نبریم که سالهاست چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن دانشجویان بیشتر از همه اقشار جامعه از این حق قانونی بهره برده اند. چون اساسا جان دانشجو شرایط سکون و ایستایی را تحمل نمی کند و خوی و خصلت دانشجو بودن، معترض بودن است.

* دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تبریز    ایمیل: hoseinikamal@yahoo.com