با دوستان مروت!
درباره ی تشدید برخوردهای غیردوستانه بین گروه های دانشجویی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱٣ آبان ۱٣٨۶ -  ۴ نوامبر ۲۰۰۷


در هفته های اخیر شاهد گسترش برخوردهای غیردوستانه و حتی خصومت آمیز میان دانشجویان وابسته به انجمن های اسلامی و دانشجویان چپ در دانشگاه ها بوده ا یم. یکی از آخرین نمونه های آن، موضع گیری رسمی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر علیه دانشجویان چپ و اعلام عدم همکاری با آنان است. دو طرف در اتهامات خود، طرف مقابل را به سوءاستفاده از تظاهرات و فعالیت های دانشجویی، همکاری با حکومت، یا دفاع از تفکرات غیردموکراتیک و مشابه آن متهم می کنند.
تاسف آور اینجاست که آتش این برخوردهای غیردوستانه و رقابت آمیز در زمانی تند شده است که حرکت های تازه ی دانشجویی در اعتراض به سرکوب دانشجویان و زندانی کردن آن ها در حال انجام است. یعنی شرایطی که به طور معمول همکاری های فعال تر گروه های دانشجویی را برای مقابله با استبداد و تحقق مطالبات دانشجویی طلب می کند.

واقعیت حضور چپ در دانشگاه ها را نمی توان انکار کرد
در انتقاداتی که به فعالیت های دانشجویان چپ در دانشگاه ها می شود، غالبا به این استدلال بر می خوریم که ان ها «تعدادی محدود» و «چند نفر» هستند که می خواهند فعالیت ها و تظاهرات دانشجویی را به نفع خود مصادره کنند. چنین انتقادی از این تمایل دیرینه برمی خیزد که می خواهد موجودیت چپ در دانشگاه ها را نفی کرده و اگر هم این ممکن نشد، حداکثر ان را به «چند نفر» محدود سازد. رشد چپ در محافل دانشگاهی در ایران از واقعیت هایی سرچشمه می گیرد که نباید ان ها را نفی کرد. حکومت ایران در سال های اولیه ی انقلاب کوشید در جریان انقلاب خونین فرهنگی خود، جریان چپ را در دانشگاه و جامعه سرکوب و موجودیت سیاسی آن را حذف کند، برخورد خشونت آمیز و حذفی با جریان چپ در تمام سال های بعد از آن ادامه داشته است. اما چون هیچ یک از عواملی که رشد چپ در دانشگاه ها را در سال های پیش از انقلاب و سال های اولیه ی انقلاب موجب شده بود، یعنی دیکتاتوری، بی عدالتی و سرکوب و تناقض های عمیق اجتماعی، تغییر نکرده و حتی شرایط بدتر شده است، طبیعی است که چپ در دانشگاه دوباره سر بلند کند و حق خود را طلب نماید. مهم نیست که امروز و در این لحظه، این دانشجویان چند نفر هستند، مهم پذیرش حق موجودیت چپ در دانشگاه ها است.

واقعیت تحول بخش بزرگی از انجمن های اسلامی به سوی دموکراسی را نباید انکار کرد
انجمن های اسلامی در دوران بعد از انقلاب تحولات بزرگی را از سر گذرانده اند، بخش مهمی از آن ها از بازوی حکومت برای سرکوب دانشجویان در دانشگاه ها، به تشکل هایی منتقد حاکمیت استبداد و هوادار دموکراسی تبدیل شده اند. این گروه از انجمن های اسلامی که اکثریت انجمن های اسلامی را هم تشکیل می دهند، این تحول را در جریان نبردی نابرابر با حکومت استبدادی و حتی در مبارزه با خود از سر گذرانده اند و برای آن هزینه های زیادی هم داده اند. بر چنین تحولی نباید چشم بست و بدتر از آن، آن را نفی کرد. این یک تحول غرورآمیز در دانشگاه های ایران است که بار دیگر اکثریت فعالین دانشجویی را در موضعی مترقیانه و دموکراتیک قرار داده است.

هر گاه این دو واقعیت مورد توجه و پذیرش قرار گیرد، آن گاه می توان مبنای یک همکاری ثمربخش را بین این دو گروه متصور شد. در این وضعیت به خصوص انجمن های اسلامی باید به این موضوع توجه کنند، که چپ سال ها در جامعه ی ایران و دانشگاه ها به نحو خشونت آمیزی از جمله توسط همین انجمن های اسلامی که اکنون آن ها وارثین آن هستند، سرکوب شده است و حالا حق دارد حتی با چنگ و دندان از موجودیت و حق فعالیت خود دفاع کند. برای انجمن های اسلامی اکنون لحظه ی انتخاب مهمی فرا رسیده است. آن ها چندین سال است از خواست ها و آرمان های دموکراتیک در دانشگاه ها دفاع کرده اند، اما این دفاع در شرایطی صورت گرفته است که ان ها جز هواداران نیروی سرکوب و حکومت، «رقیبی» در دانشگاه ها نداشته اند، اکنون «رقیب» و به بیان بهتر دوستی در دانشگاه ها سر برآورده است و این وضعیت خواه ناخواه آن ها را در بوته ی آزمایش قرار می دهد. انجمن های اسلامی فرصت دارند تا رفتاری را که پیشینیان آن ها با دانشجویان چپ در دانشگاه ها کردند جبران کرده و قدم های لازم را از سوی خود برای پاک کردن همه ی سوءتفاهم ها و پیشینه های گذشته و نزدیکی بیشتر بین دو جریان در امروز و آینده فراهم آورند.

این ادعا که موضوعی برای همکاری دو جریان دانشجویی وجود ندارد به کرات از سوی فعالین هر دو گروه تکرار می شود. از دید یک ناظر خارجی که کمتر درگیر رقابت های گروهی و جناحی در دانشگاه ها باشد، چنین ادعایی نمی تواند واقعیت داشته باشد. مگر همه ی این دانشجویان به بازداشت سه دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک معترض نیستند؟ مگر همه ی این دانشجویان به موج احضارها به کمیته های انضباطی و تعلیق ها و اخراج ها معترض نیستند؟ مگر همه ی این دانشجویان به سرکوب های سیاسی در ایران، به وجود زندانیان سیاسی، به نقض مداوم حقوق اقشار مختلف ایران از طرف دانشجویان، به سرکوب مطبوعات مستقل و نبود مطبوعات و آزادی های سیاسی در ایران معترض نیستند؟ مگر دانشجویان صرف نظر از گرایش های سیاسی و اعتقادی خود در بسیاری از این موارد عملا در کنار هم نبوده اند و خواسته های مشترکی را فریاد نزده اند؟ چه کسی نمی تواند بفهمد این موارد و ده ها مورد مشابه دیگر، زمینه های همکاری مشترک گروه های دانشجویی را فراهم می کند؟
هیچ گروه و جریان سیاسی در ایران آن قدر قدرت ندارد که بتواند یک تنه در برابر استبداد حاکم بایستد. همه ی گروه های دموکرات و ازادی خواه برای چنین مبارزه ای به یکدیگر نیاز مبرم دارند. پیشنهاد ما قطع برخوردهای غیردوستانه بین گروه های مختلف دانشجویی است که مخالف استبداد حاکم در ایران هستند و برای برقراری یک حکومت دموکراتیک مبارزه می کنند. این آتش بس به هیچ وجه به معنای سر پوش گذاشتن بر اختلافات – که بسیار هم می تواند عمیق باشد – نیست. مبارزه ی عقیدتی و حتی «افشاگری» در این زمینه بدون این که کسی بتواند در مورد آن تصمیم بگیرد، ادامه خواهد داشت و باید هم ادامه داشته باشد. آتش بس به این معنا است که گروه های دانشجویان از این ادعا که تنها گروه مبارز در دانشگاه ها هستند و از ادعاهای غیرواقعی علیه یکدیگر دست بردارند، موجودیت طرف مقابل را در چارچوب جنبش دموکراتیک به رسمیت بشناسند، و هدف های مشترک سیاسی و صنفی را که بسیار است، زمینه ی اتحاد عمل به جای رقابت های گروهی قرار دهند.