بازهم درباره رادیو زمانه


داریوش مجلسی


• رادیو زمانه بعنوان یک ابزار مفید برای پیشبرد دموکراسی در ایران (منتها نه با روش فعلی) باید بکار خود ادامه دهد با این تفاوت که خودرا نسبت به شرایطی که برای دادن سوبسید و اعتبار مالی دولت هلند به آن رادیو تعیین کرده اند مقید بداند. شرط پرداخت اعتبار، غیر وابسته بودن و رعایت بیطرفی بود ...

اخبار روز: www.iran-chabar.de
سه‌شنبه  ۲۴ مهر ۱٣٨۶ -  ۱۶ اکتبر ۲۰۰۷


یکی از نشریات پرتیراژ صبح هلند بنام " فولکس کرانت" مقاله ای درباره رادیو زمانه چاپ نموده بود که در آن نظرات منتقدین نسبت به سیاست پخش یکطرفه مطالب از آن رادیو را انتشار داده بود (از جمله خود من که بخاطر این سیاست یکطرفه از عضویت خود در هیئت مدیره رادیو زمانه استعفا داده بودم) . مدیر رادیو زمانه آقای مهدی جامی در همین مقاله و آقای توماس اردبرینک خبرگزار یکی از نشریات هلند در تهران در وبلاگ خود بانتقادات ما جواب داده و از روش رادیو زمانه دفاع نموده بودند. این مقاله بزبان هلندی در جواب این دو نفر از طرف من نوشته و برای " فولکس کرانت" ارسال گردید.

آقایان جامی (مدیر رادیو زمانه) و اردبرینک (خبرگزار یکی از نشریات هلندی در تهران) در جواب بانتقاد منتقدین، مسیر بحث را از آنچه که بود بسمت دیگری کشانده بودند. من دقیقا بدین دلیل از عضویت در هیئت مدیره رادیو زمانه استعفا دادم که نخواستم سمتی در رادیوئی داشته باشم که با پول دولت هلند نقش روابط عمومی رژیم ایران را بعهده گرفته.
ولی قبل از هرچیز باید تاکید کنم که من با آن آقای نماینده پارلمان هلند که معتقد بود رادیو زمانه باید از سوبسید دولت هلند استفاده نموده و بکار خود ادامه دهد کاملا موافقم و چنانچه این رادیو در پخش مطالب خود بیش از حد جانب رژیم ایران و اسلامیستها را از یکطرف و بی اعتنائی نسبت به مخالفین رژیم و منتقدین اسلام را، از طرف دیگر، پیش نمیگرفت، واقعا مخالفتی هم با سطح مطالب آن نداشتم.
برعکس آنچه که این دونفر ادعا نموده بودند بنده نه فریاد میکشم، نه فحاشی میکنم و نه یک فرد رادیکال میباشم. من حتی در هیئت مدیره باین اعتقاد بودم که رادیو زمانه نباید و نمیتواند در نقش یک رادیوی اپوزیسیون عمل کند بلکه باید قادر باشد بعنوان یک رادیوی بیطرف و غیروابسته صدای هر دو طرف را بگوش شنوندگانش برساند، حتی صدای رژیم.
آنچه که مورد اعتراض شخص من قرار گرفت یک موضوع بسیار ساده و روشنی میباشد که بجای دریافت جواب، بنده و بقیه را به مباحث مربوط به اپوزیسیون و تندرویهای آن حواله میدهند. ایراد بنده به این موضوع است که چطور میتوان در گرماگرم بحثی که در هلند _با شرکت مستقیم چند ایرانی صاحبنظر – درباره کمیته مسلمانان سابق درگرفته، تقریبا تمام نامه سفارت جمهوری اسلامی ایران در اینباره را انتشار داد و علاوه بر این یکروز بعد مجددا مصاحبه ای با یک ایرانی که او هم از مخالفین کمیته مسلمانان سابق است بروی صفحه آورد ولی در مقابل – با وجود اصرار ما – حق کوچکترین دفاعی به ایرانیان عضو این کمیته نداد. بدتر از همه اینکه آقای جامی مدیر رادیو زمانه، در همان مقاله، بدفاع از خود یکمرتبه بیاد سخنرانی کذائی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیای آمریکا میافتند و دفاع از خود و رادیو را تبدیل بدفاع از احمدی نژاد میکنند و با اشاره به دروغ بزرگ او در آن دانشگاه " که ما در ایران همجنس دوست نداریم " سعی میکنند چنین وانمود نمایند که این گفته احمدی نژاد را نباید آنطوریکه او در سخنرانی خود بطور واضح و آشکار گفت برداشت نمود و آنوقت بسلیقه خود معنای نرمتری برای این ادعای احمدی نژاد میتراشند. بعبارت دیگر اگر بخواهیم تفسیر روشنتری برای این اقدام مدیر رادیو زمانه تعریف کنیم بدین معناست که احمدی نژاد آدم بیشعوری است که در گفته هایش حسن نیت وجود دارد منتها درک جنبه های مثبت فرمایشات آقای رئیس جمهور نیاز به دستکاری و کمک مدیر رادیوی "غیر وابسته" !! زمانه دارد.
آیا آقایان جامی و اردبرینک واقعا معتقدند که پخش دفاعیات ایرانیان عضو کمیته مسلمانان سابق، در مقابل هجوم تبلیغاتی سفارت ایران و دیگران، یک اقدام رادیکال و خشن میباشد!! و بهمین دلیل از انجام آن سر باززدند ؟.
جالب اینجاست، زمانیکه نامه بلند بالای سفارت ایران در انتقاد از منتقدین اسلام در سایت زمانه انتشار یافت، جوانان کنجکاو و از همه جا بیخبر داخل کشور که مشتاق اطلاع یافتن از چند و چون ماجرائی که باعث نشر این نامه از طرف سفارت ایران گردید بودند وقتی با مواضع و مطالب فقط یکطرف ماجرا در زمانه روبرو گردیدند نظرات انتقادی و اعتراضات خودرا به این موضعگیری جهت دار رادیو برای سایت رادیو ارسال داشتند که میتوان آنهارا در آرشیو سایت مشاهده نمود.
آقای جامی در آن مقاله به خبرنگار هلندی گفته اند " ما باید رعایت حساسیتهای جامعه مان را بنمائیم". ایشان منظورشان بطور غیرمستقیم اینست که "ما باید رعایت حساسیتهای رژیم در تهران را بنمائیم" !!.
آنچه که در گفته های این دو به چشم میخورد اینست که هر دو آقایان به یک زبان صحبت میکنند. درحالیکه دانشجویان در دانشگاههای ایران دست به تظاهرات شدید علیه احمدی نژاد زده اند آقای اردبرینک در مقاله خود مینویسند که جوانان در ایران از سیاست خسته شده اند. و رادیو زمانه بجای استفاده از کلمات " تظاهرات دانشجویان" از اصطلاحات نرمتری که بمعنای تظاهرات نیست استفاده میکند بعنوان مثال "تجمعات دانشجویان".
متاسفم اذعان کنم که هر دو نفر بنوعی جانبداری مستقیم و غیر مستفیم خودرا، در این مورد، از رژیم ایران نشان دادند. اردبرینک بدین خاطر که وی، تقریبا، تنها خبرنگار خارجیست که در ایران فعالیت دارد وبه هر حال برای این اقامت خود ناچار بپرداخت بها و هزینه میباشد، و آقای جامی بدین دلیل که نمیخواهد مناسبتش با رژیم خدشه دار گردد.
این امکان ندارد که رادیوئی خودرا مستقل و غیروابسته بداند ولی در عین حال از یکطرف کوچکترین اعتنائی به نشستها و تظاهرات ضد رژیم ننماید و از طرف دیگر در سفارت ایران حضور یابد و آزادانه به ایران سفر کند.
با اینوجود بر سر اعتقادم باقی میمانم که رادیو زمانه بعنوان یک ابزار مفید برای پیشبرد دموکراسی در ایران (منتها نه با روش فعلی) باید بکار خود ادامه دهد با این تفاوت که خودرا نسبت به شرایطی
که برای دادن سوبسید و اعتبار مالی دولت هلند به آن رادیو تعیین کرده اند مقید بداند. شرط پرداخت اعتبار، غیر وابسته بودن و رعایت بیطرفی بود.

داریوش مجلسی، عضو مستعفی هیئت مدیره رادیو زمانه.