اصلاح طلبان، انتخابات، شکل و محتوا


سام الدین ضیائی


• اصلاح طلبان حکومتی آخرین فرصت‌ها را نیز از کف می دهند و اگر به چاره‌ای جز «تحریم انتخابات» آینده بیاندیشند راهی جز جدا ساختن راه برای اپوزیسیون اصلاح طلب غیرحکومتی باقی نمی گذاردند. کاش همراه با دیگران در انتخابات فرمایشی شرکت نکنند و مصداق توده‌ی خفیف شده‌ی جامعه‌ی فرعونی نشوند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۴ مرداد ۱٣٨۶ -  ۵ اوت ۲۰۰۷


نگاه کلامی اصلاح طلبان حکومتی است که زبان و شکل مدرن آنان را تحت تاثیر محتوای منش سنتی آنان استحاله کرده است. شاید کمی بدبینانه و حتی بی انصافی است اگر بگوییم این دوستان نیمه راه جنبش اصلاح طلبی با شعار جامعه مدنی و مردم سالاری قصد فریب کاری داشته اند. اما عملکرد آنان به ویژه یس از دومین دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی و غیرقابل دفاع تر از آن پس از کنار گذاشته شدن از قدرت و آغاز دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد تا حال، نشان از عدم دلبستگی ریشه دار آنان به مبانی فکری فلسفی مدرنیته و به تبع آن دموکراسی و جامعه مدنی دارد. آن چه به روشنی در رویکردهای آنان در برخورد با حرکت های ضد دموکراتیک حاکمیت، تفکر افسون شده آنان را رو می کند.
   نمونه‌های بسیاری از نمود رویکردهای به ظاهر مدنی اما سنتی در رفتار و روابط رئیس جمهور جنبش اصلاح طلبی، خاتمی و نمایندگان مجلس اصلاح طلب ششم و نظریه یردازان حکومتی اصلاحات مثال زدنی است. حتی بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز در پاریس به تاکید تمام گفت جمهوری و دموکراسی مورد ادعا همان جمهوری در کشورهای دیگر و یک دموکراسی واقعی است، اما پس از منصرف شدن از قولی که داد، یعنی استقرار در شهر مذهبی قم، سنتی که در عمق اندیشه‌اش ریشه داشت و پای خدا و اسلام را به میانه می‌کشید او را از وعده‌های مترقیانه‌اش دور کرد و خود و ملت را به دام خدعه ای به نام ولایت فقیه انداخت و دموکراسی و جمهوریت را به سخره گرفت.
   رئیس جمهوری اصلاح طلب اما پیرو خط امام نیز که در رفتاری دموکراتیک از «ملت» و حقوق مدنی‌اش گفت، دیری نپایید که به نفع «نظام» و «امام» عقب نشست و ملت را رها کرد. چه او نیز دلبستگی‌های سنتی مذهبی و انقلابی و ارادت به امام و مرادش را نتوانست فراموش کند. خاتمی حتی با آن که می‌دانست تفاوت ره از کجا تا به کجاست، خود و اقتدارگرایان و ملتی را به همان دلیل ریشه دار، فریب داد و «جامعه مدنی» را به «مدینه النبی» تنزل داد. «مردمسالاری دینی»‌اش نیز تنها برای فرار از همان ریشه‌هایی بود که به سختی گرداگرد اندیشه‌اش را گرفته ‌است و از به کارگیری ابزار دموکراسی محض منعش می‌کند و عذابش می‌دهد.
    مجلسیان دوره ششم هم در جدی‌ترین حرکت در فرم مدرنشان، یعنی «تحصن» جنجال بر‌انگیزی که البته نشان از جسارت و آزادگی برخی نمایندگان داشت، به جای اعتراض و پای فشردن بر یک کلام، آن هم «نقض حقوق مدنی» انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان، باز با همان نگاه کهنه ی کلامی، از سابقه‌ی جبهه و جنگ و خانواده‌ی شهید و سوابق انقلابی و خط امامی و سپاهی بودن رد صلاحیت شدگان سخن گفتند و در آتشی‌ترین نطق‌ها بزرگترین پرسش این بود که مگر می‌توان چنین کسانی را رد صلاحیت کرد؟! و بیشترین اعتراض بر پایمال شدن خون شهیدان و انحراف از راه امام راحل و خدشه‌دار ساختن قلب مهدی قائم! بدین‌ترتیب نمایندگان جامعه مدنی نیز در ادامه‌ی این شکل مدرن، محتوای تفکر سنتی خود را رو کردند. همچنین قبول حکم حکومتی درباره ی منع رد صلاحیت دکتر معین از بدترین نشانه های از این دست بود.
   از آن سو تئوری‌پرداز شماره نخست اصلاحات حکومتی «سعید حجاریان» ـــ‌ که نگارنده احترام ویژه خود نسبت به وی در راهبرد جنبش را کتمان نمی‌کند و همیشه مدیون اوست که با «صبح امروز»ش پا به عرصه ی روزنامه نگاری گذارد ـــ نیز، کسی است که ییش از این ده‌ها یادداشت وزین منطبق بر فلسفه‌ی نوین سیاسی، مبتنی بر دموکراسی در راهبری جنبش اصلاحات مدنی نوشته بود و در این میان «جمهوریت، افسون زدایی از قدرت»اش یکی از به جای ماندنی هاست. او که حتی به عنوان ابزار تهدیدی، از نافرمانی مدنی تا خروج از حاکمیت و رفراندوم گفت و شکست اصلاحات به شیوه پیشین را رسما اعلام کرد، اما وقتی «نظام» منتسب به «امام» را ــ که خود، خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی در کنار اقتدارگرایان در دایره قدسی‌اش قرار می‌گیرند ــ در آستانه‌ی تهدید جدی دید، همه‌ی توصیه‌هایش برای پیشبرد مدنیت را فراموش کرد. صفات ناپسند غیرمدنی سنت‌گرایان را که روزگاری خود به عنوان ابزار انقلابی از آنها سود می‌جست و پس از تحول فکری و تجدید نظر در عمل، از آن برائت جسته بود، بار دیگر به کار گرفت و با برخی دوستان انقلابی سابق روزگار وصل جست.
    و صد درد و افسوس، که باز برنده آنان که بر خر ولایت سوارند و بر ریش همان آقایان که برای نظامی که امام خودشان آن را ناشی از ملت خواند و بر قانون اساسی کشور به یادگار نوشت و تنها نوشته ماند دل می سوزانند، می خندند! شواهد نشان از آن دارد که آغازگران اصلاحات حکومتی یا همچنان خود را فریب می‌دهند و مفهوم «جامعه مدنی» را به درستی نشناخته‌اند و یا قصد فریب مردم را دارند و هنوز به «جامعه توده وار» برای رسیدن به اهداف نظام دل به گرو داده‌اند؛ جامعه ی توده وار خفیف شده‌ای که جز تسلیم و رضای به استبداد چاره‌ای نداشته باشد!
   باری، اصلاح طلبان حکومتی آخرین فرصت‌ها را نیز از کف می دهند و اگر به چاره‌ای جز «تحریم انتخابات» آینده بیاندیشند راهی جز جدا ساختن راه برای اپوزیسیون اصلاح طلب غیرحکومتی باقی نمی گذاردند. کاش همراه با دیگران در انتخابات فرمایشی شرکت نکنند و مصداق توده‌ی خفیف شده‌ی جامعه‌ی فرعونی نشوند!*

* قوم خود را خوار کرد تا از او اطاعت کنند...قرآن